Popular Posts

۱۳۹۲ مهر ۵, جمعه

کانون بازنشستگان، دستاورد کارگران سندیکایی مبارز




وقتی به نقدهای ایراد شده به جنبش سندیکایی نظر می اندازم، بسیار آزرده خاطر می شوم. بسیاری از این نقدها نه از روی اطلاع و تحقیق، بلکه از روی تصورات خام در مورد سندیکا و سندیکالیست ها اظهار گشته است. هیچ کدام از افرادی که دست به قلم می‌برند از تاریخ جنبش سندیکایی و دستاوردهای مختص به آن آگاهی درستی نداشته و  هیچ گاه سندیکالیست نبوده‌اند.به جز چند کتاب وجزوه کوچک و چند مصاحبه، یکصد سال تاریخ سندیکایی چیزی از خود به جا نگذاشته است. آنچه مانده نیز از طرف هیچ پژوهنده‌ای مورد بررسی قرار نمی‌گیرد. متاسفانه روشنفکران کارگری ما که می‌باید این خلا را به گونه‌ای رفع کنند آنچنان با این موضوع بیگانه‌اند که تاسف برانگیز است. البته از طرف دیگر رقبای سندیکالیست‌ها بسیار فعالند و تا می‌توانند در این مورد از آنچه نمی‌دانند  داستان سرایی می کنند. چه آنانی که در خارج از کشور هستند و چه آنانی که درایران هستند وهرروزه از دستاوردهای  سندیکاهای کارگری بهره می برند، هرگز نخواسته‌اند به روی خود بیاورند که قانون کار، 8ساعت کار، بازنشستگی، تعطیلی روز جمعه با حقوق، تعطیلات تابستانی باحقوق وبیمه تامین اجتماعی که هر روزه مورد استفاده‌شان است چگونه و با چه تلاشی به ثمر نشسته است. کارگران جوان ومبارز هم فکر می‌کنند که این دستاوردها از روز اول بوده وحتا گاه به غلط فکر می کنند که این زحمات همگی محصول دوران سلطنت بوده است. من می‌خواهم برای اولین بار از دستاوردی که چند سالی است بدست آمده، صحبت کنم. امیدوارم در آینده‌ای نزدیک به نگارش تاریخچه آن بپردازم. کانون بازنشستگان کارگران تامین اجتماعی که بطور روزمره در دسترس مستمری بگیران است و در سراسر ایران شعبه دارد وبازنشستگان همه روزه برای رفع مشکلات خود به آنجا مراجعه می کنند وهنوز بنیان گذاران آن زنده هستند، یکی از دستاوردهای سُترگ جنبش سندیکایی است که هیچگاه مهلت آن را نیافته که به عنوان یک دستاورد معرفی وشناسانده بشود.
پس از بستن غیرقانونی سندیکاها در سال 1362 و دستگیری بسیاری از اعضای هیات مدیره‌های سندیکاها، و خانه‌نشین کردن سندکالیست‌های مبارز، در اواخر دهه شصت تفکری در سندیکالیست‌های مجرب شکل گرفت تا باایجاد انجمنی، بتوانند دستاوردهای سندیکایی و حقوق زحمتکشان را گسترش دهند. این افراد که اکثر پا به بازنشستگی می گذاشتند به فکر تاسیس کانونی برای تجمع افتادند. این گفتگوها که بین علیرضا فرهادی آخرین رییس هیات مدیره سندیکای کارگران اتوبوسرانی واحد که پس از آزادی از زندان، از محل کارش، شرکت واحد به موتوری شهرداری تهران باجبار منتقل شده بود و احمد کربلایی از سندیکای کارگران شهرداری آغاز و درسالهای بعد رضا پاکزاد از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد - سیف اله اسدی دبیر سندیکای کارگران برق شرق تهران - ابوتراب فیضی از سندیکای کارگران گروه صنعتی بهشهر – علی دادبختیاری، محمد آتشکار و محمود ابراهیمی ازسندیکای کارگران چیت سازی – علی اکبر خبازها دبیر سابق و علی سلطانی و حجت اله حسینی، خدابخش پورهادی از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی نیز به این تفکر سندیکایی پیوستند. این گروه گفتگو هایشان درمحل خانه کارگر شکل می گرفت، درسال 1370 و با بازنشسته شدن این افراد شکل جدی‌تری یافت. این گروه سندیکایی به دنبال سازمان دادن و گردآوری نظرات افراد، به سمت برپایی مجمع عمومی نیز بود. در 27/4/1373 مجمع عمومی برگزار و منجربه ثبت کانون کارگران بازنشسته شهرستان تهران در وزارت کار باشماره 101  به تاریخ 2/5/1373 گشت.
اولین هیات مدیره به شرح زیر شکل گرفت: علی اکبر خبازها رییس هیات مدیره، رضا پاکزاد نایب رییس هیات مدیره. اعضا هیات مدیره و بازرسین نیز به این شرح انتخاب شدند: علیرضا فرهادی، علی سلطانی، پورهادی، حجت اله حسینی، احمد کربلایی، ابوتراب فیضی، مجید سبزعلیان، ناصر ملک نژاد، علی اکبر فارسیجانی، مهدی حسینی، ذبیح اله چگینی، سیف اله اسدی، علی داد بختیاری. با نگاهی به اعضای منتخب مشاهده می گردد که علی سلطانی، علیرضا فرهادی، رضا پاکزاد، علی اکبر خبازها، ذبیح اله چگینی، پورهادی، حجت اله حسینی از فعالین سندیکای بسته شده کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی و احمد کربلایی از سندیکای کارگران شهرداری، ابوتراب فیضی ازسندیکای کارگران گروه صنعتی بهشهر، سیف اله اسدی از سندیکای کارگران برق شرق تهران، ناصرملک زاده، مهدی حسینی، علی داد بختیاری ازسندیکای کارگران چیت سازی بوده اند. بازنشستگان تهرانی به این افراد که سابقه درخشانی درامر سازماندهی مبارزات سندیکایی کارگران داشتند رای داده بودند. اولین هیات مدیره که با کارشکنی‌های افراد به اصطلاح مدافع کارگر تشکیل شده بود به سرعت با تلاش‌های خود در میان بازنشستگان چنان همه گیر شد که امروز 430 هزار نفر عضو دارد. از اولین اقدام های کانون می توان به تصویب رساندن افزایش مستمری هرساله بود که تا آن زمان سابقه نداشت. تا تاریخ تشکیل کانون، عیدی وحق عایله‌مندی به مستمری بگیران تامین اجتماعی تعلق نمی‌گرفت که با کوشش این سندیکالیست‌های قدیمی و مبارز به حقوق‌شان اضافه شد. این سندیکالیست‌ها که در طی سالیان مبارزه، بکارگیری قوانین رابه نفع طبقه کارگر خوب آموزش دیده بودند به تلاش‌های خود افزوده و در سال 1380 مواد قانونی را به تصویب رساند که نشان از آگاهی این موضوع داشت.
«اگر دختر پس از طلاق به خانه والدین بازگردد تامین اجتماعی باید دفترچه بیمه برایش صادرکند. ویا اگر دختر و پسری حتا در 50 سالگی شروع به تحصیل کنند، حق اولاد به مستمری بگیر تعلق خواهد گرفت وهم دفترچه تامین اجتماعی صادر خواهدشد. اگر دختری پس از طلاق به خانه پدری بازگردد باید مستمری پدر و یا مادر برایش برقرار شود. یا اگر خانمی همسرش فوت می‌کرد بیش از 480 هزارتومان (با احتساب نرخ امروزی) به او پرداخت نمی شد که درسال 1/4/1390 از دیوان عدالت اداری رایی گرفته شد که حتا اگر مستمری بگیر 2میلیون تومان هم دریافتی داشته باشد کلیه حقوق را کامل به همسرش، مادرش، پدرش، و فرزندش (چنانچه زنده باشند) بدون کسری پرداخت شود. درحال حاضر بجز کوشش‌های این چنینی که مشتی ازخروار بود ازطرف کانون، به بازنشستگان وام، سفرزیارتی، کارت منزلت، بیمه تکمیلی، بلیط استخر که با هزینه‌ای ناچیز تعلق گرفته و برای فوت بازنشسته5/1 میلیون پرداخت می شود.» این دستاوردها تا پیش از تشکیل کانون بازنشستگان تهران وجود نداشت. درحال حاضر درسراسر ایران کانون بازنشستگان دایر شده است.
سالها خواهد گذشت واین فداکاران و قهرمانان گمنام جنبش کارگری از یادها خواهند رفت. منتقدین سندیکایی امروزی هم که فردا به جمع بازنشستگان خواهند پیوست، از این امکانات استفاده خواهند کرد وباز هم نخواهند گفت که این دستاورد طبقه کارگر و فرزندان قهرمان جنبش سندیکایی ایران است.    
مازیار گیلانی‌نژاد
 10/5/1392
به نقل از پیام سندیکا شماره 21


گزارش دریافتی





تشکیل یک اتحادیه بزرگ جدید  در کانادا
در روز  ۹ شهریور ۱۳۹۲ (۳۱ آگوست ۲۰۱۳) در پی کنگره موسسین ، اتحادیه جدیدی  به نام UNIFOR  (Union For All اتحادیه برای همه و به فرانسه Unis Fort  به معنی  متحد و پرقدرت) در کانادا شکل گرفت که از متحد شدن دو اتحادیه بزرگ در بخش خصوصی کانادا CAW (اتحادیه کارگران اتومبیل سازی کانادا) و CEP (اتحادیه کارگران بخش انرژی، ارتباطات و صنایع کاغذسازی کانادا) که در مجموع دارای بیش از ۳۰۰ هزار عضو می‌باشند در صحنه   سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کانادا ظهور کرد. در طی سه روز کنگره که با حضور ۳۰۰۰ نماینده از هر دو اتحادیه  و نیز ۱۰۰۰ ناظر و مهمان ویژه تشکیل شده بود رئوس برنامه‌های این اتحادیه  جدید بررسی شد و راهکارهای غلبه بر بحران اخراج‌های وسیع و بحران بیکاری جوانان و سیاستهای دولت محافظه کار کانادا بررسی شد.
آقای جری دیاز از فعالان با سابقه اتحادیه کارگران اتومبیل سازی کانادا با ۸۲/۵۵ درصد آرا به رهبری این اتحادیه انتخاب شد. وی در بیانات خود به سیاست‌های دولت در مورد بستن کارخانجات و بیکاری وسیع ونیز فروش صنایع کلیدی به شرکت‌های چند ملیتی حمله کرد و از همه کارگران و کارکنان در کانادا خواست که در صف متحد در عقب راندن سیاست‌های ضد کارگری دولت راست و محافظه کار کانادا مبارزه کنند.
منبع: سایت UNIFOR

Wage – Inflation Gap and Workers’ Demand




When at the end of the 1391 (March 2013), the country’s official statistics showed near 32 percent inflation rate, and the real inflation rate was estimated to be 40 percent; after several delays in determining minimum wage increase for the 1392, Ahmadinejad’s government and the Grand Labor Council (where the management and government representatives have larger representation), finally announced a 25 percent raise. From the moment the wage increase was announced, the working class and toilers facing extremely high unemployment and sever living difficulties, showed their condemnation in different forms of strikes, sit-ins in front of the parliament and governors’ offices, marches and complaints to the Workplace Justice Office. During the final days of the tenth government (Ahmadinejad’s government), with maneuvers intended to diminish the protests, the government announced a modification to the salaries as a hundred percent increase in housing allowance of the workers; the increase, to everyone’s astonishment was 10 thousand Tomans per month (three thousand Tomans is approximately one dollar), and according to ILANA’s report, this amount was like throwing salt on workers’ wounds. The wage increase announcement also included 15 thousand Tomans of provisions allowance, which is supposed to be implemented.

It has to be mentioned that the poverty line in Iran, which includes housing, clothing, health care and education cost for a family of four people, is one million five hundred thousand Tomans per month. This figure is astronomically different from the announced four thousand eighty-seven thousand Tomans of monthly minimum salary; and the added 10 thousand or 25 thousand Tomans is really throwing salt on workers’ and wage-earners’ wounds. In addition, the retired workers, and a large segment of the workers working at the small plants, are not covered by the Labor-Law; therefore, will not even receive this meager increase.

What is the eleventh government’s plan for decreasing the wage-inflation gap; the government which came to power with the promise of improving the peoples’ living condition? According to the Minister of Labor’s (Mr. Rabiehi) recent claim in Systan and Baluchestan, the inflation rate of food items is more than 60 percent. Is the current level of wages sufficient for such a rampant inflation? We must keep in mind that 40 million of Iran’s 75 million populations are workers and toilers; and on daily basis, they are faced with increases in the cost of essential items and unavailability of medicine and……. For such an immense difficulty of the working class, do the parliament and the Ministry of Labor have a plan? Evidences indicate that not only they do not have a plan, but the government’s announced economic-social programs, which are similar to the World Bank’s dictated policies to the previous governments, will be implemented. Based on such policies, the Labor Law will also be changed and the social security will be constrained as well; the government even intends to privatize social security, a program which is the result of working class’ long-term struggles during the decades of 1320 (1940s).

Is Mr. Rouhani’s government, with its current cabinet structure, where supporters of the World Bank and the International Monetary Fund’s policies are serving in key economic sectors, capable of responding to such a wage-inflation gap? Daily evidences do not show a hopeful sign. With 487 thousand Tomans of monthly salary (Grand Labor Council’s early 2013 decree) and in the inflated market, where inflation is rising in an unprecedented manner, the wage-earners must take care of their housing and living expenses; and to cover the rest of their expenses, if they can find other jobs, work at two or three other jobs as well.

With the start of the schools at the beginning of Mehr (20th of September), and having to provide for the educational expenses of their children, will double the pressure on workers and wage-earners. With the wide-spread lay-offs and closing of most industries, securing the required funds for their children’s clothing, school-supplies, and worse than all, registration fee for the public! schools; where according to the Article 30 of the constitution, until completion of the middle-school, the government is required to provide free education to all its citizens; will be added to workers’ concerns. Evidences show that the high cost of schools and education, prevent workers’ children from attending schools and getting education; and multiply the working class’ difficulties.

For every year, workers demand yearly salaries to be determined on real inflation rates basis; we witness this all over the country, at every workers’ gathering and protest.

Only through organizing and coming together in independent unions and unified protests, the Iranian workers can put an end to the conditions of low wages, high prices and unemployment.

Labor-Union Movement’s Responsibilities and Ministry of Labor’s Tri- Lateral Plan






During the last few weeks, fiery discussions about Hassan Rouhani government’s Minister of Labor’s policies, the Ministry’s programs in the current conditions, and the role and position of labor organizations have taken place.

Ali Rabieih, as new Minister of Labor has put forward different programs, where none of them have significant and essential differences with those in the previous governments. However, one of the primary components of the Minister of Labor’s propaganda is based on “the need to pay serious attention to the tri-lateral” plan. Ministry of Labor, Cooperation and Social Welfare authorities have indicated that their policy on “tri-lateral” plan is different from that of the previous government. However, up to now they have not presented a specific plan in this regard and the subject of abiding with the articles 87 and 98 are still in a halo of ambiguity. In the past, the working class and our country’s toilers and independent labor-unions have always emphasized and stressed on the need for workers’ involvement in matters and decisions connected with the their lives. Up to now this plain demand has been ignored by Islamic Republic, and the response to the independent unions and labor activists has been summons, detention, torture and execution. The reason for all current detained workers and labor activists’ dismissal from work and detention, is their open and legal participation in the labor-union activities; for labor organizations’ involvement in matters such as wage determination; their genuine and active, not fake, participation in management of the Social Security Organization; and their right for organizing labor unions without the government’s and security organizations’ interference. Therefore, when defining “tri-lateral” plan, we must emphasize that it is not, and will not be, Ministry of Labor’s and government’s leading of the organizations, controlling and supporting certain organizations and then introducing them as “Social Partners”. According to the articles of the International Labor Organization, especially Articles 87 and 98, the right for organizing and collective-bargaining, have been recognized as two of the most unambiguous principles; while, in spite of recognizing those articles, the Islamic Republic has blatantly ignored them. In addition, the International Labor Union Charter, ratified by the World Federation of Trade Unions, clearly emphasizes on the workers’ and labor unions’ right for participation in decisions relating to their lives and work. A section of the Labor Union Charter indicates, “Workers have the right to organize labor unions or join existing unions; and without the management or government authorities’ permission or control, get involved in all union activities. At work or any other place, workers have the right to gather, discuss and present their ideas freely about all matters involving them.”

Another section of the International Labor Union Charter – the section concerning Union’s right for representing the workers – indicates, “Labor unions have the right to defend all workers’ interests; and examine all matters involving the workers, state their opinion and interfere in those matter. Labor unions, including the labor unions in public service industries, have the right to negotiate with managers and government authorities and sign collective contracts…. Labor unions have the right to get involved in management and determining the policy of the social security organizations or all other organizations involving social affairs. In all matters involving workers directly or indirectly, labor unions must be consulted, especially, in formulating laws and regulations.”

Therefore, it is clear that demands of our country’s workers for active participation in issues connected with their lives and work is in line with the most obvious and well known internationally recognized principles. Thus, the concept of “tri-lateral” process, not in the altered framework practiced in the Islamic Republic, but on the basis of labor-union rights, as demanded by workers, labor activists and the existing workers’ labor movement. Concerning this, the Mechanical Metal-Workers’ Syndicate and the Board for Reconstitution of the Tehran Painting and Decorating Workers’ Syndicate’s first of September open letter to the Minster of Labor discusses several points. We believe that the areas emphasized in this letter, represent the most obvious workers’ rights; and the letter provides an accurate assessment of the labor-union movement’s responsibilities.

Another very important point in dealing with the Ministry of Labor’s plans and programs, and Ali Rabieih as Minster of Labor himself, is not to have an abstract and simplistic view. All Minister of Labor’s programs are within the framework of the government’s and the combined ruling class’ policies; and those programs should not be evaluated separate from the government’s strategy. Ministry of Labor’s “tri-lateral” plan is not an exception, and can not be; the government’s plans for privatization, deregulation of industries and joining the World Trade Organization (WTO), will have very serious and direct consequences and effects on the lives and job-security of the working class and toilers. We should not forget that reform of the labor law was compiled and prepared according to these policies. Therefore, the main task of the labor-union activists and independent unions is to pay serious attention to this matter and intensify the struggle for restoration of labor-union rights, and reinstate and establish legitimate labor unions on fitting class basis and independence. Only through such practices, affecting the current processes involving workers’ lives and work, will become possible; and to press on forward on the path for strengthening the ranks of the existing labor-union movement, by using all openings, current processes and existing opportunities.

At this time, more than ever the government’s labor organizations are becoming isolated and rejected. The need for presence of legitimate and independent labor unions has become an indisputable reality. Labor-union activity is an open and legal activity; and in the current critical time requires utmost insight and cleverness. To organize the current scattered protests and bolster status of the existing workers’ labor movement in the society requires a determined effort combined with patience and persistence.

In the coming months we will see implementation of certain policies by the Ministry of Labor. As of this moment, we must be ready to respond to the current needs and urgent responsibilities. The labor-union movement is at a critical juncture; and efforts must be made, that on the basis of class identity and shining historical traditions, this stage of the movement is completed, and it develops into an advanced stage.

Support Wellbeing and Future of Children-of-Work





With ending of the summer holidays and start of the new academic year and ringing of the bells on first day of Mehreh, millions of male and female students, assets and future leaders of the country are expected to attend classes and learn today’s scientific knowledge and know-how.

For that reason, our children should attend classes with a peace of mind and social support; and free of any concerns regarding financial needs of their family and the cost of their own education and that of their siblings.

Considering official reports and statistics provided by Iranian newspapers on the condition of the children-of-work, we unfortunately find a very bleak and worrisome reality; where if urgent essential efforts are not made in this regard, in the future we will face more wide-spread and dreadful social crisis.

Even in the controlled and deficient reports of the Iranian official news agencies, the increasing number of the children-of-work, working in different sectors of the industry, agriculture, service industry, working as domestic laborers and also in far and hidden plants, working as venders in streets, parks and underground trains, are being reported.

With the World Day against Child Labor getting closer, the Defenders of the Children-of-Work and Street and a number of children’s rights activists rightfully asked the following question from the new Iranian President, Mr. Rouhani: “What is your program for bringing-back more than seven million school age children to the education system?”

In their letter, they have clearly described the children-of-work-and-street’s deprivation from the most basic rights and necessities as follows: “These children are not staying away from schools to play longer and extend their free time, the reason for their dropping-out from schools is poverty and their family’s low-income; and unfortunately, a large percentage of these children are being absorbed by the labor market.”

In this labor market, which without doubt is not hidden from the Islamic Republic authorities, children-of-work are exploited severely as cheep and unprotected commodity by some profiteers so that they can add to their wealth. To provide some financial assistance to their families, for the meager wages that they receive from managers, children take care of their job responsibilities in horrible environments and very inhumane conditions. Instead of acquiring knowledge and getting educated in the classrooms, or taking part in sports and being happy; in bad conditions and environments, they are compelled and obligated to be exposed to various mental and physical harms.

One must search for the root cause of all these problems and injustices, in enforcement of the government’s comprehensive political and economic policies. In economic policies, for some time the past governments and also Mr. Rouhani’s new government, are implementing policies dictated by the International Monetary Fund and the World Bank. Successive Islamic Republic governments, using the dictated prescription in deadly surgical forms in matters such as privatization of factories and government industries; and offering such industries with other opportunities to job producers (capitalist); cutting the labor force; reforming the Labor Law in favor of the capitalists and curtailing activities of labor syndicates and unions; elimination of wage increases and economic austerity measures…. have resulted in further deterioration of workers’ lives and destruction of our country’s industrial and agricultural foundations.

According to the latest reports, because of poverty, a large number of workers’ children drop out of school and the number of children-of-work is increasing. There is a direct relationship between the decline in workers’ real wages and the increase in the number of children-of-work. The Master-Learner plan is an example of the Islamic Republic programs, which has resulted in increase in the number of children-of-work. We must remember that at present, some supporters of the children’s rights and labor-union activists are in prison.

By pointing to a small slice of the difficulties and injustices which exists in our country, which are the result of extremely reactionary policies in support of the present big-capitalists ruling class and inhumane and interfering imperialist sanctions imposed on our people; as workers, we recognize our own role and that of the independent labor syndicates and unions as a force in defense of the workers’ rights.     

Preventing children from work and supporting the rights of the children-of-work, is one of the responsibilities of the independent labor syndicates and unions; we will struggle for our children’s success and happiness.

Difficult Work and Living Condition of Women Workers and Farmers





During the last two decades, with implementation of the economic programs of organizations such as the International Monetary Fund and the World Bank, the living and work conditions of millions of urban and rural workers have constantly declined, and we have witnessed extreme poverty in the society. Among workers, exploitation of the women workers has been far more cruel and savage.

In a country where the cost of most items needed by the workers and toilers are almost the same as those in the European countries; while the monthly legal minimum wage is 487 thousand Tomans (3000 Tomans is approximately equivalent to one dollar), and “the real poverty line in the country is one million 500 thousand Tomans”; “even if the nature of their job is long-lasting”, 20 male and female workers of the Khomeini Hospital in Zabol, “have been hired with temporary contracts” with a180 thousand Tomans of monthly salary; and “in the last 16 months, they have not received salaries.”. In Zabol’s Textile Factory, except a few men, the manager generally hires women,…..and to cover his violations, once in a while he fires some of the workers.” Majority of the workers employed in this factory are not insured, and their monthly salary is “180 thousand Tomans”. Farm workers of Gilan province, “where most of them are woman….. are not covered by Social Welfare insurance”;  these workers “have no job security”, and if for whatever reason, “they become incapable of work, they have no other source of income.” These woman workers’ 6000 Tomans daily salary is approximately 2 dollars a day; and we can say, except in the Islamic Republic, one cannot find such an inhumane exploitation.   

While criticizing average 300 thousand Tomans monthly salary of Shiraz pharmacy personnel and lack of insurance coverage of majority personnel of the Province’s drugstores, Mr. Fagiry, President of the Shiraz’s drugstores Technical Workers’ Association said, “University’s combat program…. sends interns to work in pharmacies for 5 to 6 months….These interns’ unpaid work is threatening job security of the technical workers”. In other words, the unpaid 5 to 6 months work of interns, in addition to inhumane exploitation of the interns, is also used as a tool for exploitation of the employed work-force. While under the rule by force of the theocratic regime, for a month of grueling work, a woman worker receives 180 thousand Tomans of salary; as a toll for hiring technical personnel, Fars Province’ Pharmacy Association has made attendance in its two hour long training program mandatory; and charges 150 thousand Tomans for it. In addition, excluding small plants with less than ten workers from Labor Law coverage, has had devastating effect on the lives of the majority of women workers; and these days, the results of that are in front of us.  

On August 26, 2013, in a report in IANA, a member of the parliament’s Agriculture, Water and Natural Resources Commission indicated, “If today we are witnessing an extensive import of agricultural products, including rice and meat; where self-sufficiency in production of these items was possible; the reason for it is lack of implementation of the law.” When a woman worker receives a monthly salary of 180 thousand Tomans; and every day we witness tens of reports such as: “More than half of Hamadan’s dairy factories are closed”; “In one week the price of chicken increased by 9 percent…. In one year the price of tea and grains increased by 100 percent”; the important question becomes, are such reports the result of “lack of implementation of the law” by a few willful individuals?

As another example in connection with the devastating currency value oscillations, on June 6, 2013, Donyayeh Egtesad reported, “For some time, industries are not receiving “reference currency”; and because of that, the machinery and spare parts industries have to purchase their raw materials with currency bought in the open market…..With floating currency rates, certain individuals gain access to information and conditions for fraud becomes ripe”. Denial of reference currency to industries results in destruction of the national industries and millions of unemployed workers; floating currency rates provides “information to certain individuals”; now we have to see, for example who receives “reference currency”. On June 18, 2013, ISNA reported on “importing of 1200 containers of home appliance parts by ‘Import Mafia’….with an especial skd scheme”. These home appliance parts are put together in special economical regions of Syrjan and Salafchekan. Importing with the skd method, not only allows the importers to receive trade rate currency, but also lowers their tariffs to the producer level rates.” The report added, “With importing the parts, not only the country loses currency….country’s industries are….damaged irreversibly and ….. Iranian workers lose their jobs” as well. Or on August 15, 2013, stating that 50 percent of the tea plantations are in ruin, ILANA reported, “Using President of Tea Organization’s credit, some merchants are in India to purchase this farm product; while 10 to 15 thousand tons of internally produced tea are left unused in factories.”

In this regard, most of the woman farmers and workers have serious livelihood difficulties. Women farmers like other women workers are deprived of many of their rights, such as, wages proportional to their work, insurance coverage, etc. Supporting and presenting the country’s women toilers’ interests and demands, especially women workers and farmers, should be the priority of our country’s labor-union movement. Women workers and farmers have the right for wages and benefits equal to those of men, and an honorable life.


۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

Statement




Once again the danger of war and military aggression is threatening the Middle East. Under the pretext of use of chemical weapons, the imperialist countries are planning to a military attach on Syria.

Expansionist imperialist war is against the interests’ of the peoples of the region, the world peace, and sovereignty of the regions’ countries; and especially, it is against the life and future of the workers and toilers.

Along with the deprived masses, workers and their families are the initial victims of the imperialist war mongering and aggression. By the side of all regional progressive forces, labor unions and peace activists, the Iranian Committee for Labor-Union Relations resolutely condemns any kind of military attack and aggression on Syria and other countries.  


The Iranian Committee for Labor-Union Relations

۱۳۹۲ شهریور ۱, جمعه

دولت جدید، مطالبات کارگران و نقش جنبش سندیکایی


حقوق سندیکایی باید به‌رسمیت شناخته شود
دولت حسن روحانی پس از سوگند کار خود را آغازکرده‌است. با معرفی علی ربیعی به‌عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اکنون جنبش سندیکایی کارگران ایران در انتظار سیاست‌های «جدید» نشسته‌است. شواهد عینی نشان می‌دهد که درمدت زمامداری دولتِ احمدی‌نژاد، اساس فکری بر این بوده است که اگر همراه با سرکوب شدیدِ کارگران پیشرو و سندیکاهای مستقل، روی آمارهای ساختگی و توضیحات غیرواقع از نتایج برنامه‌های اقتصادی «بازار آزاد- تعدیل اقتصادی – شوک درمانی – دولتِ کوچک»، به اندازه‌ی کافی تبلیغات عوام‌فریبانه شود، در نهایت به طبقه‌ی کارگر و مردم عادی این برنامه‌های ضدمردمی باورانده خواهدشد.
خصوصی‌سازی و چپاول اموالِ ملی را، «کوچک سازیِ دولت» و «دادن کار مردم به دستِ مردم» معرفی بکنند؛ دستبردِ به سفره‌ی بازنشستگان (ایلنا، 11 تیر 1392) را، به‌عنوان بردنِ «پولِ نفت سر سفره‌ی مردم» وعده بدهند؛ و بالاخره، تبعیت از دستورات و اجرای برنامه‌های اقتصادی دیکته شده توسط نهادهای امپریالیستی مثل «صندوق بین‌المللی پول» (مهر، 31 تیر 1392) را، به‌عنوان مبارزه با استکبار و استعمار جهانی جا بزنند. مواردی که ذکر شد، میراثِ دولت‌های منفور احمدی‌نژاد در هشت سال قبل است.

همان طور که در نامه‌ی 2 مرداد 1392 خود، «سندیکای کارگران فلزکار مکانیک» و «هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزیینات تهران» به درستی نوشته‌اند، "با توجه به شرایط بسیار سخت اقتصادی کشورمان که گریبانگیر زحمتکشان ایرانی است این تحریم‌ها باعث رکود تولید در صنایع مورد تحریم و تورم و فقر بیشتر و هم‌چنین منجر به بیکاری کارگران و متلاشی شدن خانواده‌های زحمتکشان ایرانی خواهد شد." در این شکی نیست که تحریم‌های مداخله‌جویانه‌ی کشورهای امپریالیستی اثراتِ مخربی روی تولید ملی و زندگی روزمره‌ی کارگران و زحمتکشان ایران داشته است. ولی، در زیر به‌طور خلاصه به برنامه‌های اقتصادی نولیبرالی «تعدیل اقتصادی» دیکته شده توسط «صندوق بین‌المللی پول»، که دولت احمدی‌نژاد با حمایتِ ولی‌فقیه آنها را پیش برده است، و به تبعات آن برنامه‌های اقتصادی روی زندگی کارگران و زحمتکشان ایران اشاره خواهیم کرد.

چند نمونه گزارشی در رابطه با اثرات ویران کننده‌ی حذف یارانه‌ها روی تولید ملی و بیکار شدن دسته‌جمعی کارگران. روز 31 تیر 1392، درگزارشی با عنوان "هدفمندی یارانه‌ها 300 کارخانه لبنیات را تعطیل کرد"، ایلنا می‌نویسد: "با اجرای طرح هدفمند(ی) یارانه‌ها، بسیاری از کارخانه‌های لبنیات شرایط رقابت در بازار را از دست دادند و ظرفیت تولید‌شان را به 20 الی 25 درصد کاهش داده‌اند." روز 5 مرداد 1392، ایلنا گزارش داد، "در سال گذشته 195 واحد تولیدی قارچ از مجموع 410 واحد موجود تعطیل شده‌اند...... تعطیلی واحدهای تولیدی قارچ موجب بیکاری 80 هزار کارگر شده است."  در تاریخ 25 دی 1392، در گزارشی با تیتر "بیش از 80 درصد کارگران زیر خطِ فقر زندگی می‌کنند"، ایلنا می‌نویسد، "همزمان با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها به دلیل افزایش نرخ سوخت، واحدهای تولیدی کشور با بحران مواجه شده‌اند.... به‌دلیل عدم پرداخت یارانه واحدهای تولیدی از ابتدای سال جاری تاکنون تعداد زیادی از کارگران از واحدهای تولیدی اخراج شده‌اند." 
چند نمونه‌ی دیگر در رابطه با وضع وخیم معیشت طبقه‌ی کارگر. روز 15 تیر 1392، در گزارشی با عنوان "سبقت هزینه‌های تامین اجتماعی از درآمدها در پی عدم تناسب نرخ تورم و مزد کارگران"، ایلنا می‌نویسد: "حذف ارز مرجع برای سازمان خطرناک است..... تغییر نرخ ارز حداقل باعث افزایش 90 درصدی بهای اقلام دارویی و درمانی و بهداشتی شده است." به نقل از علیرضا حیدری، گزارش مزبور اضافه می‌کند،"این مسئله هم‌چنین افزایش 40 درصدی بهای اقلام دارویی و بهداشتی تولید داخل را به همراه داشته است....... در عمل تا کنون موسسات بیمه‌ای هیچ تعهدی را در قبال افزایش بهای دارو نپذیرفته‌اند و در عمل در حال حاضر مابه‌التفاوت این افزایش هزینه را شخص بیمه شدگان پرداخت می‌کنند." گزارش فوق اضافه می‌کند، "در صورتی‌که طبق قانون معادل 10 درصد از درآمد‌های حاصل از اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها (باید) به وزارت بهداشت پرداخت شود...... از زمان حذف شدن ارز مرجع، هزینه‌های درمانی سازمان تامین اجتماعی افزایش چشمگیری داشته است." جالب این‌جاست که با وصف تمام مشکلات سازمان تامین اجتماعی، که نتیجه‌ی «حیاط خلوت» خود انگاشتن سازمان توسط مسئولین دولت ضدملی احمدی نژاد می‌باشد، روز دوم مرداد، ایلنا گزارش داد، "اداره کل تامین اجتماعی استان گلستان به مناسبت شصتمسن سالگرد تأسیس این سازمان، در اقدامی نادر شعبه‌ای ویژه را برای خدمات رسانی به روحانیون در مرکز استان اختصاص داده است....... هم اکنون تعداد سه‌هزار و 750 نفر از طلاب و روحانیون استان گلستان تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند..... تاسیس شعبه ویژه تامین اجتماعی برای خدمات رسانی به روحانیون در حالی صورت گرفته که سرمایه این سازمان از کسر 30 درصد حقوق ماهانه کارگران تشکیل شده است."
به گزارش خبرگزاری مهر، روز 31 تیر 1392، در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام با ولی‌فقیه، احمدی‌نژاد گزارشی از میراث اقتصادی خود را ارائه داد. در این گزارش، باضافه آمارهای ساختگی معمول خود، احمدی نژاد قانون هدفمندی یارانه‌ها را گام دیگری در اصلاح ساختارهای اقتصادی کشور برشمرد و تاکید کرد: "صندوق بین‌المللی پول، روش ایرانی هدفمندی یارانه‌ها را بهترین روش معرفی و به دیگر کشورها اجرای آن را توصیه کرد." در این شکی نیست که سازمان‌های امپریالیستیِ بین‌المللی هم‌چون «صندوق بین‌المللی پول» و «بانک جهانی» از اجرای دستورات‌شان توسط احمدی‌نژاد خوشحال‌اند و آنرا به‌عنوان نمونه به دیگر کشورهای دنیا توصیه می‌کنند.
سیاست‌های اقتصادیی که اجرای آنها از کشورهایی مثل شیلی آغاز شد، و در چهار سال اخیر در کشورهای اروپایی، بخصوص ایرلند، یونان، اسپانیا، پرتقال و ایتالیا فلاکت ببار آورده‌اند؛ در ایران در 8 سالِ دولت‌های ضدملی احمدی‌نژاد، با آهنگی بسیار بیرحمانه‌تر اجرا شده‌اند. جلوگیری از اجرای این برنامه‌ها، که در میهن ما با نام‌های مختلف اجرا شده است و باعث ویرانی تولید ملی، بیکاری لجام‌گسیخته‌ی کارگران، و تشدید فقر زحمتکشان کشور گردیده است، صرفاً با مبارزه‌ی متحد و پیگیر طبقه‌ی کارگر و سندیکاهای مستقل کارگری ممکن خواهد شد. تنها راهِ نجات کارگران، احیای حقوق سندیکایی، برسمیت شناخته شدن حق برپایی سندیکا و عدم مداخله‌ی حکومت در امور تشکل‌های کارگری و نیز رعایت منشور جهانی حقوق سندیکایی و مقاوله‌نامه‌های سازمان بین‌المللی کار است.

اهمیت وحدت عمل در جنبش سندیکایی زحمتکشان


مبارزه کارگران و زحمتکشان میهن ما برای دستیابی به حقوق خود، طی‌ سالیان اخیر فراز و فرودهای متعددی را تجربه کرده است. این مبارزه که بخشی از خواسته‌های  آن عبارتند از: حق برپایی سندیکا و احیای‌‌ حقوق سندیکایی، افزایش دستمزدها مطابق نرخ واقعی‌ تورم، امضا۶ پیمان‌های دست‌جمعی‌، جلوگیری از خصوصی‌سازی و اخراج‌ها، لغو قراردادهای موقت و آزادی کارگران و سندیکالیست‌های دربند، کماکان ادامه دارد. نکته پر اهمیت که نشان‌ای  از رشد آگاهی‌ طبقاتی زحمتکشان قلمداد میشود، تاکید بر برسمیت شناخته شدن حقوق سندیکایی کارگران و حق احیا و ایجاد سندیکاهای مستقل است. اکنون تشکل‌ها و سندیکاهای مستقل به عنوان بخشی جدایی ناپذیر با تمام کاستی‌ها و مشکلات به حضور خود ادامه میدهند و نقش و جایگاه آنها در مجموع جنبش سندیکایی موجود زحمتکشان ایران انکار ناپذیر است.
 در اوضاع فعلی‌ و با توجه به آغاز فعالیت دولت حسن روحانی و وزیر کار جدید این دولت که سخن از " طرح‌های نو" میگوید و باید در انتظار اعمال سیاست معینی در قبال جنبش سندیکایی زحمتکشان بود، اهمیت تقویت نقش سندیکا‌های مستقل بیش از پیش برجسته شده و لزوم همکاری، همیاری و اتحاد عمل در درون جنبش سندیکایی موجود زحمتکشان کشور احساس میگردد . کارگران در برابر سیاست‌های اقتصادی - اجتماعی دیکته شده از سوی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی‌ به یک مبارزه و مقاومت مشترک در چارچوب سندیکا‌های واقعی‌ و رزمجو نیازمند هستند. اگر به تحول‌های سیاسی و رخداد‌های کارگری چند ماه اخیر با دقت نظری بیفکنیم، در می‌یابیم که خواسته احیای‌‌ حقوق سندیکایی و حضور و مشارکت نمایندگان واقعی‌ کارگران در مسایل و امور مربوط به خودشان تا چه اندازه جدی طرح و پیگیری میشود. به عنوان نمونه از آنجا که طرح‌های اصلاح قانون کار و اصلاح قانون تامین اجتماعی در چارچوب برنامه آزاد سازی اقتصادی مطابق نسخه بانک جهانی‌ در دستور کار دولت قرار دارد و این اصلاحیه‌ها منافع و حقوق کارگران را نابود و پایمال می‌سازند، خواسته مشارکت نمایندگان انتخابی (نه‌‌ انتصابی ) کارگری در هیات‌های مدیره و اجرائی سازمان تامین اجتماعی بدل به یک مطالبه سراسری کارگران شده است. بنابراین برای اینکه چنین خواسته‌های به حق و منطبق با منشور جهانی حقوق سندیکایی مصوبه فدراسیون جهانی سندیکا‌های کارگری از قوه به فعل درآید، به سندیکاها، به سازمانهای سندیکایی واقعی‌ و مستقل و نیز وحدت عمل گسترده در جنبش سندیکایی زحمتکشان نیاز مبرم داریم.
مصوبه اخیر شورای عالی‌ کار در مورد حقوق جانبی مانند حق مسکن، خوار بار و حق عائله‌مندی و محروم شدن کارگران صنوف از این مصوبه بار دیگر اهمیت وجود سندیکا‌های مسقل که بر پایه صحیح طبقاتی شکل گرفته باشند را نشان داد. تجربه سالیان اخیر نیز موید این واقعیت است. جنبش سندیکایی وسیع‌ترین و توده‌ ای‌ترین بخش جنبش کارگری است که به طور عمده شامل مبارزات اقتصادی و رفاهی و صنفی کارگران میگردد. گرچه به هیچ روی از ضرورت مبارزات سیاسی - طبقاتی و جانبداری طبقاتی آنان نمی‌کاهد. جنبش سندیکایی از لحاظ ارتباط و تماس با توده‌‌های عظیم زحمتکشان شهری و روستایی، وسیع‌ترین سازمان متشکل کارگران و زحمتکشان به شمار می‌رود. این جنبش تمامی کارگران را صرف نظر از تفاوت‌های عقیدتی‌، مذهبی‌ و مسلکی در بر می‌گیرد. همه کارگران یدی و فکری زیر پوشش سندیکا‌ها و اتحادیه‌ها متشکل می‌شوند و از حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود به دفاع میپردازند. تشکل جنبش سندیکایی بر وسیع‌ترین تودهای زحمتکش تکیه دارد و عام‌ترین مسائل دفاع از حقوق کارگران را مطرح میسازد. دقیقأ به علت همین ویژگی‌های تشکل سندیکایی  است که این تشکل از امکانات وسیع برای تجمع همه زحمتکشان بر خوردار است. به این ترتیب برخلاف سیاست تفرقه جویانه ارتجاع و محافل گوناگون هیأت حاکمه جمهوری اسلامی که کارگران را بر حسب عقیده، مذهب و مرام تقسیم کرده و با ایجاد انجمن‌های اسلامی و کانون شورا‌های اسلامی کار و نظایر آن به خشن‌ترین شکل ممکن حقوق سندیکایی کارگران ایران را پایمال کرده و میکنند، جنبش سندیکایی در بر گیرنده تمامی کارگران است که بر اساس منافع طبقاتی نها صنفی همراه و همسنگر هستند. با آنچه مورد اشاره قرار گرفت و با در نظر داشتن مفهوم و ماهیت جنبش سندیکایی، اتحاد  و وحدت عمل برای دفاع از منافع و حقوق کارگران و زحمتکشان در این مرحله و مقطع زمانی حساس که کشور ما در آن قرار دارد، ضرورتی کتمان ناپذیر تلقی‌ میشود.
اختلافات  موجود میا‌ن گروه‌های زحمتکشان هرگز مانعی غلبه ناپذیر در راه تامین وحدت عمل جنبش سندیکایی موجود زحمتکشان نیست و نمیتواند باشد. مبارزه برای هدف‌های مشترک نیازمند اتحاد و وحدت عمل در گسترده‌ترین شکل است. در مسئله تامین وحدت صفوف جنبش سندیکایی به کار پیگیرانه و تاکید بر انگیزهای طبقاتی اهمیت جدی دارد. تجربیاتی نظیر اعلامیه‌ها و بیانیه‌های سندیکا‌های کارگران فلز کار مکانیک، هیات بازگشا ‌یی سندیکای کارگران نقاش و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به مناسبت اول ماه مه‌ و طرح صحیح خواسته‌های طبقه کارگر در این بیانیه‌ها  و نیز نامه مشترک این سندیکا‌ها در اعتراض به سازمان جهانی‌ کار و هیات جمهوری اسلامی در این نهاد، نمونه‌های از توانائی و امکانات موجود و قابل اتکا برای تامین وحدت عمل در صفوف جنبش سندیکایی زحمتکشان است. باید با کار صبورانه و منظم برپایه احیای‌‌ حقوق سندیکایی این تجربیات موفّق را تداوم بخشید و از منافع کارگران بصورت متحد به دفاع پرداخت!

" سالگرد کشتار دستجمعی زندانیان سیاسی - فاجعهٔ ملی"



ده‌‌‌‌ها فعال کارگری و سندیکا لیست در این فاجعهٔ ملی‌ اعدام شده اند
امسال مصادف با بیست و پنجمین سالگرد کشتار دستجمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ است که از سوی نیرو‌های میهن پرست، مترقی و دمکرات میهن ما به حق فاجعهٔ ملی‌ نام گرفته است. در سال ۶۷ به دنبال شکست سیاست جنگ افروزانه خمینی و در یک برنامه از پیش طراحی شده، رهبران جمهوری اسلامی و در رأس همه آنها خمینی فرمان اعدام گروهی زندانیان سیاسی را صادر کردند. حکومت با این برنامه دست به یک تصفیه خونین زد و جنبش انقلابی و صلح طلب ایران را از برجسته‌ترین رهبران و کادرهای خود محروم ساخت. هدف ارتجاع به رهبری خمینی نابودی جنبش ترقی خواهانه مردم ایران و حزب‌ها و سازمان‌های میهن دوست و دمکرات بود. در این کشتار جنایت کارانه جنبش سندیکایی زحمتکشان ایران نیز با تجربه‌ترین و آگاه‌ترین رهبران و کادرهای خود را از دست داد. دهها سندیکالیست مجرب و پر سابقه همراه هزاران زندانی دیگر از نیروهای چپ و دمکرات در ظرف کمتر از دو ماه طی‌ دادگاهی چند دقیقه‌ای که یاد آوار دادگاه‌های تفتیش عقاید قرون وسطا بود، اعدام شدند .
تا کنون علّت اعدام و محل خاکسپاری این قهرمانان مردم و مدافعان حقوق زحمتکشان مشخص نشده است .
کمیته روابط سندیکایی همصدا با نیروهای مترقی، سندیکا‌های کارگری و خانواده شهدای مردم خواستار معرفی و مجازات عاملان و آمران این جنایت فراموش نشدنی است. ما خواستار کارزاری  مشترک از سوی همه نیرو‌های دمکرات و مترقی برای افشای  جنایت فراموش نشدنی‌ کشتار  دسته جمعی‌ زندانیان سیاسی در سال ۶۷ هستیم. ما یاد همه فرزاندن شریف مردم و مدافعان آزادی، عدالت اجتماعی، صلح و حق حاکمیت  ملی را گرامی داشته و به خاطره تمامی کارگران و سندیکالیست‌های جان باخته در این کشتار و دیگر جان باختگان درود می‌فرستیم .
کمیته روابط سندیکایی ایران

جنبش جهانی کارگران و اتحادیه‌ها در قرن بیست ویکم


از تشکیل اولین اتحادیه کارگری در سال ۱۷۹۰ و ازاولین اتحادیه بین‌المللی کارگران در سال ۱۸۶۴ سالها می‌گذرد. جنبش سندیکایی و کارگری در این مدت راه طولانی و سختی را  طی کرده است و در این راه به اهداف ونتایج خوبی رسیده است.
از اولین و مهمترین مسائلی که با ایجاد اتحادیه‌ها آشکار شد، نقش طبقه نوظهور کارگران وزحمتکشان بود که  با سرعت وارد عرصه‌های اجتماعی و سیاسی توده‌های وسیع مردم در اغلب کشورهای جهان گردید. در آن سالها تا پیش از قرن 18 مردم تصور میکردند که تغییرات اجتماعی توسط پادشاهان و شاهزادگان و یا خدایان و ارواح انجام میگیرد. تقدیر نوی ظهور کرد و آن اینکه تغییرات اجتماعی فقط توسط توده‌های وسیع امکان پذیر است.
و این درک جدید تاثیر بزرگی در مسیرتاریخ بشر در قرنهای ۱۹ و ۲۰ بوجود آورد.
این مسیر حرکت تاریخ بشر دارای سختی های غیر قابل پیش بینی بود.  جنبش اتحادیه‌ای از سالهای ۱۷۹۰ تاکنون موفقیت‌های بزرگی بدست آورده است و در عین حال دچار عقب‌‌نشینی و شکست و نقاط ضعف نیز بوده است.
فدراسیون جهانی سندیکاههای کارگری دراین تاریخ غنی جنبش کارگری نقش بزرگی داشت است. تاسیس آن در ۳ اکتبر ۱۹۴۵ یک پیروزی بزرگی برا ی جنبش سندیکایی- یک دستاورد تاریخی برا ی طبقه زحمتکش جهانی بود. این یک گام عالی و جدی برای ایجاد اتحاد بین پرولتاریا برعلیه فاشیسم و غلبه سرمایه‌داری جهانی بود.
تحرک و قدرت WFTU بلافاصله باعث نگرانی قدرت های حاکم در امریکا و انگلستان و نیز سایر سرمایه‌داران در سراسر جهان شد. بخاطراین نگرانی یک موج عظیم برای تخریب و نابودی این اتحادیه جهانی راه انداختند.
تاریخ شصت ساله اخیر جنبش کارگری بر همگان آشکار است. کتابهای متعددی در این رابطه نوشته شده است، اسناد غیر قابل انکار فراوانی وجود دارد.  هزاران شاهد زنده از تاریخ مدرن این جنبش هنوز در قید حیات هستند و کسی نمی‌تواند واقعیت های تاریخی را انکار کند.
در طول شصت سال اخیر WFTU هرگز در کنار انحصارات و شرکت‌های بین المللی قرار نگرفته و هرگز در کنار بورژواها و امپریالیستها نبوده است. و نیز هرگز خنثی هم نبوده است. همیشه در کنار مبارزات زحمتکشان در تحصیل حقوق بنیادی و آزادی‌شان رزمیده است. ما همواره در کنار آنانی بوده‌ایم که برای صلح، پیشرفت و رفع استثمار انسان از انسان مبارزه می‌کنند، بوده‌ایم. ما نقش بزرگی در جنبش‌های مردمی آسیا، اقیانوسیه، افریقا ، اروپا ،  امریکای لاتین و خاورمیانه داشته‌ایم. در این تاریخ ۶۰ ساله، ما نیز دارای اشتباه و لغزش بوده‌ایم.
این اشتباهات و لغزش‌ها در هر صورت نقش مثبت و غنی WFTU را نفی نمی‌کند. ما به تاریخمان افتخار کرده و از پیروزی‌هایمان و شکست‌هایمان درس گرفته‌ایم.
اکنون که در اوان قرن ۲۱ هستیم، تعادل  قدرتها ‌درعرصه جهانی بهم خورده است. این بهم خوردگی به قدرت‌های امپریالیستی یک قدرت مطلق داده است که البته هزینه آن از جیب مردم زحمتکش پرداخت شده است. قدرت مطلق شدن موقت سرمایه‌داری در جهان،  استثمار از توده‌های مردم و کشورها را تشدید کرده است، ثروتی که توسط مردم زحمتکش ایجاد می‌شود در دست تعداد اندکی افراد قدرتمند  مترکز شده است.
پیشرفت علم و تکنولژی در تمامی عرصه‌هاو کاربرد وسیع تکنولوزی‌های جدید در خط تولید، سود کمپانی های جهانی را افزایش داده است.
درصورتیکه در یک  جامعه عاری از بهره کشی انسان از انسان، تکنولوژی جدید، این دست آورد مامی بشریت بایستی که در خدمت کل بشرباشد. موجب کار کمتر انسان و درآمد بیشتر ، لذت از حرفه کاری خود و احساس آرامش و نیز دارای وقت استراحت بیشترو رسیدگی بیشتر به امورات فرهنگی و فراغت خاطر می‌شود. این یعنی زندگی بهتر و طولانی‌تر. این روزها نه تنها چنین چیزی امکان پذیر نیست، بلکه استثمار تشدید شده و  ثروت افزوده شده  در جیت معدودی افراد واریز می‌شود. ۱۱۵ میلیون کودک بی‌سواد هستند. در هر ۳.۶ ثانیه یک بچه می‌میرد. فقط در ایالت نیو اورلیان امریکا ۱۵۷۷ نفر از فقر جان باختند. در کشورهای اتحادیه اروپا رقم بیکاران از ۳۰ میلیون گذشته است. طبق گزارش یونسکو بیش از ۹۲۱ میلیون نفر در بیغوله‌ها و زاغه‌هازندگی می‌کنند.و این یک  تصویر واقعی است که در اغلب کشورهای سرمایه‌داری و یا مستقل با سیاست‌های نئولیبرال ، یا محافظه‌کار و یا سوسیال دمکرات اداره می‌شوند ، می‌باشد.
در شروع قرن ۲۱، استعمار مجدد کشورها  با ویژ‌گی ها و عناصر جدید در حال اوج گرفتن است. در قاره افریقا بسیاری از کشورها تحت فشارهای شدید قرار دارندو همینطور کشورهایی امریکای لاتین. امریکا از توسعه بالای جمهوری خلق چین نگران می‌باشد و در کشورهای سوسیالیستی سابق زحمت کشان در شرایط دوران فئودالی قرار دارند. نژادپرستی، نئو فاشیست‌ها و بیگانه هراسی دوباره در حال اوج گیری است! شورشهای اخیر مهاجرین در فرانسه و امریکا موید این امر می‌باشد.
در این قرن حاضر، فروپاشی های سالهای ۱۹۸۹- ۱۹۹۱، توازن قدرت جدید را برقرار کرد که منجر به قدر مطلق شدن امریکا گردید.. ما معتقد هستیم که این قدرت مطلقه بودن موقتی بوده و این امر موجد جنگ‌های جدید، تغییر مرزهای کشورها، آواره کردن میلیونها انسان، کشتار انسانهای بیگناه، تحدید استقال کشورها موجب اسیری مردم می‌شود.   سازمان ملل متحد نیز ابزار لاپوشانی اعمال غیر قانونی امریکا و انگلیس و سایر شرکاء آنها می‌شود. حتی آمار رسمی هم بیانگر این است که جنگهای معاصر امپریالیستی موجب آوارگی ۸/۵ میلیون و جابجایی ۲۱ میلیون در بین کشورها شده است. به بهانه مبارزه با تروریسم حقوق دموکراتیک اتحادیه‌های صنفی و نیز حقوق و آزادی مردم محدود شده است.حقوق انسانها، دولتها و مملکتها تحدید می‌شوند.  گروهای پر قدرت سرمایه‌داری در مطبوعات خود تبلیغات ضد دموکراتیک خود را جا می‌اندازند.آنها اسناد و حقایق را جعل کرده و دروغ پراکنی میکنند و از این راه سود سرشار به جیب می‌زنند.
بانک جهانی و موسسه جهانی پول با سیاستهای خود موجب شرایط سخت برای مردم جهان  شده اند.
  بنیادهای نظری WFTU  
فدراسیون با پیگیری اصولی خود آماده مقابله با این دشواری‌های جدید ست. ما به تغییر توازن نیروها در جهان اذعان داریم و نیز تغییر خواستها و تغییر ترکیب طبقه زحمتکش واقفیم. علیرغم قبول همه این تغییرات، قانون اصلی سرمایه‌داری تغییر نیافته و باقی است: طبقه زحمتکش آفریننده ثروت بوده ولی در پروسه تولید ثروت نصیب سرمایه‌دار می‌شود.
در نتیجه علیه این تصویر عمومی، معضلات زیرین در مقابل جنبش جهانی سندیکایی  موجود می‌باشد:
امروزه زحمتکشان چه نوع اتحادیهٔ کارگری را نیازدارند؟
چه تاکیتک و استراتژی را باید بکار ببرند؟
چه چیزی‌هایی را باید دور بریزند و چه اموری را اصلاح کنند؟
چه اندازه نظریه‌های اقتصادی امروزه نسبت به نظریه‌های ۱۵۰ سال پیش که مبارزات اتحادیه‌های جهانی شروع شد، تازگی دارند؟
آیا اتحادیه‌های صنفی باید توسط سخنان زده شده ارزیابی گردند یا با کنش و واکنشش؟
رهبری جدید WFTU مسیر تازه‌ای را  بر اساس  تصمیمات کنگره پانزدهم اتحادیه های صنفی جهان -که در هاوانای کوبا در سال ۲۰۰۵تشکیل شد، که موسوم به توافق نامه هاواناس- اتخاذ نموده است.
رهبری فدراسیون  درطی  سال ۲۰۰۶ با برگزاری نشستهای وسیع و اساسیی با  سازمانهای دوست و همکار و نیز فعالین مستقل کارگری از جنبش جهانی سندیکاها ، این اصول را بطور مفصل به بحث و بررسی گذاشت.
ماحصل این بحث‌ها و نیز موافت‌نامهٔ هاوانا منجر شد  به اولویت‌های ده گانه، که فدراسیون برا ی فعالیت خود در این دوران سخت  قرار داده است. این ۱۰ مورد بر حسب اولویت بندی لیست نشده وما معتقد هستیم که هرکدام در نوبه خود ارزشمند می‌باشد.
ده اولویت کنونی فعالیت WFTU
۱- برا ی اینکه جنبش کارگری و اتحادیه‌های صنفی توانایی بیان خواستهای طبقه زحمتکش را داشته باشد، باید با اصول مبارزات طبقاتی هدایت شود. مطالعه تاریخ جنبش کارگری جهان در ۲۰۰ سال گذشته اثبات می‌کند که تمامی دست آوردهای این جنبش جهانی فقط با مبارزات سخت بدست آمده است. در هیچ کجای جهان و هیچ کارفرما وسرمایه‌داری با میل خود مشکلات زحمتکشان را حل نکرده است.جنبش ما هرگز نظریه‌های مخالف مبارزه طبقاتی را قبول ندارد.
۲- WFTUمعتقد به استقلال سازمانی اتحادیه‌های صنفی از شرکت‌های چند ملیتی می‌باشد. ما در جامعه طبقاتی زندگی میکنیم بنابراین اتحادیه‌ها طبقه زحمتکش را نمایندگی می‌کند که دارای مشخصات نوین خودش است و با هدف همکاری وسیع و خواستهای عمومی می‌باشد.  جنبش سندیکایی بایستی از نظر سازمانی از احزاب سیاسی مستقل باشد. بایستی علیه سیاستهای مخرب دولت‌ها که برعلیه به خواست عمومی است مبارزه کند. از نظر مالی بایستی مستقل بوده و به منابع مالی مشکوک وسری وابسته نباشد.
۳- امروزه بخاطر تروریزم کارفرما و سرکوب حکومتی یک عقب نشینی بزرگی در موضوعات حقوق دموکراتیک و آزادی های سندیکایی بوجود آمده است. از نمونه‌های اخیر آن میتوان از سرکوب دولتی اعتصابات کارگران کره جنوبی ، اعتصابات معلمین مکزیک، وحشیت دولت کلمبیا علیه مبارزات سندیکالیست‌ها و نیز بکار گیری سیستم های کنترل مدرن در کشورهای اتحادیه اروپا، تحدید و ارعاب کارگران ساختمان سازی در استرالیا و هزاران نمونه غیر قابل انکار دیگر می‌باشد. فدراسیون خطر یورش به حقوق انسانی  به بهانه مبارزه با تروریزم توسط امریکا، انگلیس و متحدانشان به نیروهای مترقی هشدار می‌دهد. مبارزه برای دموکراسی و آزادی اتحادیه‌ها باید دایمی و مستحکم باشد.
۴-دراین  دوره دیوانگی امپریالیست‌ها، مبارزه برا ی صلح، مبارزه طبقاتی جنبش سندیکایی یک اصل بنیادی است. اولین قربانیان تهاجمات امریکا و ناتو کارگران و زحمتکشان می‌باشند. آنان در میدان‌ها ی جنگ، در خانه‌هایشان و یا در کارخانجات کشته می‌ شوند و از عواقب جنگ آسیب می‌بینند. جنبش جهانی صلح همه مردم  زهمه کشورها ی در حال توسعه را یاری خواهدکرد. فدراسیون آمادگی گسترش یک جنبش وسیع ضد جنگ با گسترش همبستگی بین المللی زحمتکشان - که نکات اصلی جنبش اعتراضی با یک محتوی غنیبوده- می‌باشد. ما موافق برچیده شدن بدون استثناء تسلیحات هسته‌ای ازهمه کشورهاهستیم.
۵-برای  تمامی بشریت آشکار گردیده است که اتحاد منفی  نیروهای مقهور جهانی در سازمان ملل در طی ۱۵ سال گذشته اقدامات ضد بشری امریکا را قانونی جلوه داده‌اند. این یک دست آورد بسیار منفی می‌باشد. جنبش سنیدکایی و کارگری درحال گسترش جنبش اعتراضی وسیع بوده و از سازمان ملل  می‌خواهند که استقلال خود را از قدرتهای قاهره حفظ نماید. امروز به چنین سازمان مستقلی نیاز داریم.
۶-بنا به ارزیابی رهبری کنونی فدراسیون، اتحادیه های کارگری احتیاج به مبارزه مستمر با بروکراسی و نخبه سالاری دارند تا بتوانند اعتماد و مقبولیت را دوباره بدست آورند. تاریخ به ما آموخته است دموکراسی، انتقاد از خود و جمعی عمل کردن به جنبش ما کمک می‌کند. رهبران جنبش سندیکایی بایستی که ساده، همراه مردم عادی و یاور طبقه زحمتکش باشند نه اینکه خود ثروتمند شده و به سرمایه‌داران کمک کنند. رهبران واقعی سندیکاها بایستی که جوانترها را آموزش داده و به آنان اصول و ارزش‌های جنبش کارگری را یاد دهند.آنان بایستی به اصول بنیادی و نیز کارگران ساده  احترام بگذارند.
۷- ما در قرن اطلاعات و آمار زندگی می‌کنیم.شرکتهای چند ملیتی در تلاشند که این دانش را برای مدیران و کادرها خود نگهدارند. دسترسی داشتن زحمتکشان به دانش امروزین و آموزش فرهنگی بیش از هر زمانی ضروری است. در این چارچوب آموزش مبارزات سندیکایی  با برگزاری سمینارها، مدارس جمعی و موسسات آموزشی برای همه کارگران مفید است. تحقیق و همه علوم ابزاری مهم و لازمی برا ی جنبش می‌باشد. با این ابزار جنبش کارگری بیشتر می‌تواند مشکلات جوانان، زنان، روشنفکران و مهاجرین اقتصادی - که با ورود خود به صفوف جنبش کارگری جان تازه‌ای به آن می‌دهند -را  بررسی و راه حل نشان دهد. داشتن  دانش بالا و آموزش فرهنگی برای اعضای اتحادیه‌ها ضروری می‌باشد.
۸- فدراسیون برای بهبود شرایط زندگی کارگران، وضع اقتصادی مناسب، تامین اجتماعی و خواستهای کارگری  مبارزه می‌کند. خواستهایی که موافق دوران و نیازهای آنان و منطقه زندگی‌شان است.  آنان تلاش می‌کنند که همه کارگران را در اتحادیه‌ها متشکل نمایند. در تلاشیم که اتحادیه‌های کارگری کاری را در همه کشورها بطور آزاد پایه گذاری کنیم. همانطور که دراساسنامه  فدراسیون ما ذکر شده، برای الغا استثمار انسان از انسان را برای همیشه ، تلاش می‌کند. این عنصر کیفی به جنبش طبقاتی عزم راسخ در مبارزاتشان به عنوان موتور حرکت تاریخی برای ساختن جامعه‌ای عاری از بی عدالتی، عاری از جنگ با دموکراسی و آزادی میدهد. با حق آگاه شدن و مطبوعات دمکراتیک.
۹- فدراسیون علیه فرهنگ امپریالیستی-که درصدد تخریب تاریخ و نیز  آداب و سنن فرهنگی  و ویژه‌گی هر ملتی هستند- مبارزه میکند. این تخریب فرهنگی در صدد است با تبلیغات چند لایه‌ای روش زندگی امریکایی را در دنیا جا بیاندازد. هر ملتی، هر کشوری و  هر اتحادیهٔ کارگری دارای ویژگی خود و تاریخ منحصر به فرد خود می‌باشد. فدراسیون ما این ارزشها را محترم شمرده و از جوانان می‌خواهد که تاریخ و فرهنگ ملت خود را فراگیرند.
۱۰- WFTU اعلام می‌کند که  بعد از کنگره ۱۵ فصل تازه‌ای را در مبارزات خود گشوده است و آماده است با سایر سازمانهای بین المللی کارگری، اتحادیه‌های محلی و کشوری، سندیکاهای مستقل، علی رغم تفاوت در ایدولوژی و عقاید سیاسی در تقویت دست‌آوردهای طبقه زحمتکش جهانی همکاری نماید.  تنها ارزشی که برای هرهمکار  فدراسیونی وجود دارد برابری و احترام متقابل و قبول همدیگر با تفاوتهای موجود با هدف مشترک می‌باشد. فدراسیون امروز سندیکاها ی دیگر را بعنوان رقیب خود محسوب نمی‌کند.  دشمنان ما سرمایه‌داران و امپریالیست‌ها هستند. اصل اساسی برای فدراسیون ما گسترش اتحاد همه زحمتکشان بدون توجه به طرز فکر،‌مذهب، رنگ وزبان و جنسیت بوده و می‌باشد. این اتحاد بایستی مبارزه متحد را تقویت و همه سندیکاها را با نیروی بیشتر و بطور موثر علیه سرمایه بسیج نماید. در این مبارزه مشترک همهٔ کشاورزان بی زمین و فقیر، کارفرماهای کوچک، گروهای توده مردم و آنانی که ازآینده زندگی در این جهان امروزی نگران هستند، جا دارند.
ما در دوران جهانی شدن، که ویژگی آن نئولیرالیسم و تمرکز قدرت در دست تعداد معدودی ،می‌باشیم.
ما معتقدیم که این بهم خوردگی توازن نیروها در جهان موقتی بوده است! بیایید  در کنار هم با این جهانی سازی مبارزه کنیم. فدراسیون جهانی سندیکاها با ۶۰  سال سابقه مبارزاتی نگرش طبقاتی جدید خود، به احیای جنبش جهانی سندیکاها  امیدوارمی‌باشد.

آتن ژانویه ۲۰۰۷