Popular Posts

۱۳۹۲ آبان ۹, پنجشنبه

آموزش های سندیکایی ـ بخش دوّم


در بخش نخست با مفهوم سندیکا به مثابه سازمان طبقاتی و صنفی کارگران آشنا شدیم. اینک در بخش دوم به مفهوم سندیکا، سازمان توده ای فراگیر و نیز دمکراتیک می پردازیم.
*ـ ب سازمان فراگیر توده ای؛
نقش اجتماعی طبقه کارگر با توجه به صنعتی شدن کشورها و در نتیجه رشد آگاهی کارگران رو به فزونی گرفته است. طبقه کارگر نه فقط از نظر تعداد که از نظر نقش تعیین کننده آن در روند تولید، به یک قدرت اجتماعی با نفوذ و نیرومند بدل گردیده است. اما قدرت اجتماعی کارگران زمانی می تواند بر زندگی اجتماعی آن تاثیر بایسته و لازم را بر جا نهد که این طبقه در سندیکاهای نیرومند و متشکل از وسیع ترین لایه های زحمتکشان و بطور کلی مزد بگیران سازمان یافته و پدیدار شود. به عبارت دیگر سندیکاهای کارگری تنها زمانی می توانند در دفاع از منافع مادی و معنوی کارگران و زحمتکشان نقش شایسته ایفا کنند که در مقام سازمان های فراگیر توده ای کارگری موجودیت خود را تضمین و تثبیت نمایند.
برای آن که سندیکا بتواند زحمتکشان هرچه بیش تری را در خود متشکل کند، باید درهایش بر روی همه زحمتکشان صرف نظر از عقاید سیاسی، مذهبی، قومی، نژادی یا جنسیتی آنان باز باشد.
طبقه کارگر طیف وسیعی از کارگران را با باورها و اعتقادات سیاسی، مذهبی و نظری گوناگون در بر می گیرد. سرمایه داران و دولت های سرمایه داری می کوشند که با سوء استفاده از این تنوع آرا و عقاید، وحدت طبقه کارگر را که ریشه در منافع ژرف مشترک آنان دارد از میان بردارند. از این رو برای اینکه سندیکاها بتوانند طیف گسترده کارگران و زحمتکشان را هرچه بیشتر در خود متشکل کنند، باید نه فقط در قبال کارفرما و دولت و نهادهای دولتی ـ حکومتی، بلکه در برابر گروه ها، حزب ها و سازمان های سیاسی و مذهبی نیز مستقل باشند. جنبش سندیکایی، جنبش مستقل و قایم بالذات است. در عین حال استقلال سندیکاهای کارگری مانع از همبستگی و ارتباط با حزب های سیاسی و جنبش های اجتماعی ترقی خواه در مبارزه مشترک برای پیشرفت اجتماعی، عدالت اجتماعی، حقوق و آزادی های دمکراتیک، استقلال و حق حاکمیت ملی نیست و نمی تواند باشد. (توضیح ضرور: تجربه نشان می دهد سندیکاهای کارگری بر پایه بینش طبقاتی خود در مبارزات گوناگون در نقاط مختلف جهان در همبستگی با حزب های مترقی و مردمی در مبارزه با فاشیسم، نژاد پرستی، برنامه های نو لیبرالی، جنگ افروزی امپریالیستی، حکومت های خودکامه و دیکتاتوری نقش بسزا ایفا کرده و ضمن حفظ استقلال خود در ارتباط سرشتی با حزب ها و جنبش های مترقی عمل کرده اند).
*ـ سازمان دمکراتیک؛
سومین ویژگی سندیکاها در کنار ماهیت طبقاتی و فراگیر توده ای آنها عبارتست از ویژگی دمکراتیک. به این معنا سندیکا سازمانی دمکراتیک تلقی می شود. سندیکاها بنا بر ماهیت فراگیر و توده ای و نیز طبقاتی خود سازمان دمکراتیک طبقه کارگر محسوب می شوند. به عبارت دقیق تر باید تمام اعضا در کلیه عرصه های تصمیم گیری و اجرای تصمیم های اتخاذ شده و نظارت بر حُسن اجرای آن ها حضور و مشارکت فعال داشته باشند. خصلت دمکراتیک سندیکاها موجب ارتقای آگاهی طبقاتی کارگران است. بنا به این خصلت، خرد جمعی در تصمیم گیری های سندیکاها حاکم است. بالاترین ارگان تصمیم گیری در سندیکا مجمع عمومی آن خواهد بود. تعیین سمت گیری ها، تدوین، تصویب و اصلاح اساسنامه و نظارت بر حُسن اجرای آن ها و نیز انتخاب نمایندگان، انتخاب هیات های رهبری، کمیسیون های اجرایی، اداری و حقوقی و دیگر ارگان های وابسته از جمله اختیارات مجمع عمومی است. خصلت دمکراتیک سندیکاها با ویژگی و ماهیت طبقاتی ـ صنفی و توده ای آنها ارتباط عضوی و سرشتی دارد. مرکزیت مبتنی بر دمکراسی در اداره سندیکاها بیانگر روح دمکراتیک حاکم بر فعالیت سندیکاهای کارگری است. بر این اساس دمکراسی سندیکایی و نتایج آن منجر بدان می شود که ۱ـ بین اعضای سندیکا روابط نزدیک تری ایجاد شود، ۲ـ اعضا در اتخاذ سمت گیری ها و تعیین سیاست و خط مش سندیکایی مشارکت فعال داشته باشند، ۳ـ اعضا در تمام سطوح فعالیت های سندیکایی سهیم باشند.
مشارکت اعضا در فعالیت های سندیکایی از مهم ترین ویژگی های مبارزات سندیکاهای کارگری است. سندیکا، یعنی همه اعضای آن. این یک اصل بنیادی به شمار می آید. از این رو برای آن که سندیکا بتواند واقعاً خصلت توده ای ـ فراگیر داشته باشد و برای آن که بتواند فعالیت خود را در زمینه های مختلف گسترش دهد و با موفقیت از عهده انجام وظایف و مسئولیت ها برآید باید به اصل مشارکت اعضا در تمام سطوح پای بند باشد. بنا براین برای مشورت با اعضای سندیکا و تشویق آنان به حضور در فعالیت های سندیکایی بویژه در کارگاهای بزرگ، می باید علاوه بر نشست ها و گردهمایی های عمومی ادواری، دیگر شیوه های مناسب از جمله انتشار جزوات سندیکایی و برگزاری نشست های متعدد را در نظر داشت. مشارکت اعضا تنها به معنای مشورت کردن با آنان و تشویق به ابراز عقیده درباره مسایل مربوط به سندیکا نیست بلکه باید آنان را در تمام فعالیت های سندیکایی نیز مشارکت داد. در این خصوص نقش رهبری و ارگان های منتخب حائز اهمیت بسزایی است. فعالیت سندیکایی به خودی خود پیش نخواهد رفت. به همین دلیل، لازم است که برای هدایت کارها خصوصاً در فاصله نشست های عمومی، یک رهبری به صورت دمکراتیک از جانب اعضای سندیکا انتخاب شود. رهبری وظیفه دارد که: ۱ـ تصمیم های اتخاذ شده را به صورت اصولی و به موقع به اجرا گذارد؛
۲ـ به فعالیت های سندیکایی تحرک لازم را بخشد و همه اعضا را در زندگی سازمان سندیکایی سهیم کند؛
۳ـ رهبری سندیکا برای آنکه بتواند نقش خویش را انجام دهد باید نماینده همه زحمتکشان باشد. این رهبری نباید بر فعالیت این یا آن عضو فعال، بلکه باید بر کار جمعی و گروهی فعالین و مبارزان سندیکایی متکی بتشد.
پایان بخش دوّم
ادامه آموزش های سندیکایی در شماره بعدی اتحاد کارگر منتشر می شود.


"منشور جهانی حقوق سندیکایی"

"منشور جهانی حقوق سندیکایی"
"مصوب فدراسیون جهانی سندیکا‌های کارگری" 

آگاهی‌ و آشنایی فعالین کارگری و تمامی‌ سندیکای‌های کارگری با اسناد معتبر جهانی مربوط به حقوق سندیکایی بویژه در اوضاع کنونی میهن ما از اهمیت بسیار جدی برخوردار است.اکنون که به همت فعالین کارگری مبارزه برای احیای حقوق سندیکایی یکی‌ از از اولویت‌های جنبش سندیکایی موجود زحمتکشان ایران به شمار میاید ، شناخت علمی از موضوعات مربوط به سندیکا و حقوق سندیکایی ضرورت دارد . از این رو اتحاد کارگر بولتن ماهیانه کمیته روابط سندیکایی ایران منشور جهانی حقوق سندیکایی  مصوب فدراسیون جهانی سندیکا‌های کارگری (دبلیو - ا ف‌‌‌ - تیی - یو ) را به عنوان یکی‌ از اسناد معتبر حقوق سندیکایی باز انتشار  داده و در اختیار کارگران ، سندیکا‌های مسقل و تمامی‌ زحمتکشان فکری و یدی کشور قرار می‌‌دهد .

منشور حقوق سندیکایی کارگری
۱ - حقوق کارگران

کارگران حق دارند سندیکا‌های کارگری تشکیل دهند ، به سندیکا‌های موجود بپیوندند و بی‌ آنکه اجازه یا نظارت مقامات دولتی یا کارفرمایان لازم باشد ، در هر فعالیات سندیکایی شرکت کنند .
کارگران حق دارند در محل کار خود یا در هر جای دیگر گرد هم آیند ، به مذاکره بنشینند و عقاید خود را در خصوص تمام مسائلی که به آنان مربوط است ، آزادانه ابراز دارند . 
کارگران حق دارند ، نشریات مورد نظر خود را بخوانند ، نشریه‌های سندیکایی و کارگری را پخش کنند و به تبلیغ برای سندیکا‌ها بپردازند.
کارگران حق دارند در کارخانه‌های دولتی یا خصوصی یا در محل کار دیگر ، در انتخابات نمایندگان کارگران ، نمایندگان سندیکا‌ها و رهبران سازمان‌های سندیکایی که در دفاع از منافع کارگران مسئول خواهند بود ، شرکت کنند . هر کارگری حق دارد به عنوان نماینده انتخاب شود .
کارگران حق دارند با سازمان‌های سندیکایی یا نمایندگان منتخب خود ، هر موضوعی را که به منافع عمومی ، خصوصی و یا شخصی‌ آنان مربوط است ، مطرح کنند .
کارگران حق دارند در دفاع از منافع خود ، در هر عمل مشترک اعم از اعتصاب ، تظاهرات یا دیگر فعالیت‌های سندیکایی شرکت کنند .
کارفرمایان یا مقامات دولتی تحت هیچ شرایطی حق ندارند فعالیت‌های سندیکایی کارگران یا آرا و اعتقادات شخصی‌ آنان را عنوان دستاویزی برای تبعیض در استخدام ، شرایط استخدام و دستمزد به کار گیرند ، یا آن را وسیله اخرج یا اعمال جریمه بکار برند .

۲ - آزادی فعالیت سندیکایی کارگری

اعضای سندیکا‌ها ، اساسنامه و آئین نامه‌های مربوط به سندیکا‌ها و چگونگی و حدود فعالیت آن‌ها را باید خود آزادانه تدوین کنند و بدون هیچ گونه محدودیت ، رهبران و مسئولان سندیکا‌های خود را برگزینند .
سازمانهای سندیکایی کارگری حق دارند به دور از مزاحمت یا دخالت مقامات دولتی یا کارفرمایان بر اساس اساسنامه و آین نامه‌های خود عمل کنند.
سازمانهای سندیکایی کارگری حق دارند بدون کسب اجازه از هر مقام دولتی در محل کار خود گرد هم آیند و به برگزاری کنفرانس ، کنگره ، میتینگ و حتا تظاهرت خیابانی اقدام کنند.
کارگران عضو سندیکا‌های کارگری حق عضویت خود را مطابق با اساسنامه سندیکا‌ها پرداخت خواهند کرد . از این رو ، حق عضویت‌ها به همان شیوه‌ای که اساسنامه معین کرده است ، اخذ خواهد شد. پرداخت حق عضویت اختیاری است . موجودی صندوق‌های سندیکا‌های کارگری یا دیگر دارائی‌های آن‌ها ضبط ناشدنی است و نحوه اداره آن‌ها یا نظارت بر آن‌ها تنها بر عهده سندیکا‌های کارگری خواهد بود .
سندیکا‌های کارگری حق دارند از محل ثابتی که مناسب با فعالیت آن‌ها باشد ، برخوردار باشند و از مقامات دولتی بخواهند که چنین محلی را در اختیار‌شان قرار دهند . اداره محل سندیکا‌ها یا اماکنی که به آن‌ها ‌واگذاری می‌‌شود ، حق کارگران است . اما مصونیت این اماکن باید تضمین شود .
سازمانهای سندیکایی کارگری حق دارند به همه نوع آموزش یا فعالیتهای فرهنگی‌ در میا‌ن کارگران بپردازند، برای آنان مدرسه ، کتابخانه ، باشگاه یا هر نوع امکان و دیگر تسهیلات اجتماعی ، آموزشی‌ ، فرهنگی ، تفریحی و ورزشی فراهم آورند و خود آن را اداره کنند .
نمایندگان سندیکا‌های کارگری یا نمایندگان کارگران حق دارند در محل کار خود بدون دخالت یا نظارت مقامات دولتی و کارفرمایان مسئولیت‌های خود را پی‌ گیرند و مادام که به فعالیتهای سندیکایی خود مشغولند ، نباید مشمول هر نوع جریمه ، تنبیه یا توبیخ شوند .مقامات دولتی یا کارفرمایان حق ندارند از ورود نمایندگان سندیکا‌های کارگری در انجام وظایف خود به خانه‌های سازمانی جلوگیری کنند .
سندیکا‌های کارگری حق دارند بر پایه صنایع و حرف در محل ، ناحیه ، کشور و حتا در هر منطقه از جهان فدراسیون تشکیل دهند و به ایجاد کنفدراسیونی که در بر گیرنده صنایع، حرف یا تخصص‌های گوناگون باشد اقدام کنند .

۳ - حق سندیکا‌ها در نمایندگی کارگران

سندیکا‌های کارگری حق دارند از منافع هر کارگری دفاع کنند و هر مسئله‌ای را که به منافع کارگران مربوط است ، بررسی کرده و در باره آن اظهار نظر و دخالت کنند.
سندیکا‌های کارگران و از جمله سندیکا‌های کارگران در واحد‌های خدمات عمومی حق دارند با کارفرمایان و مقامات دولتی به مذاکره بپردازند و قرار داد  دسته جمعی منعقد کنند.
سندیکا‌های کارگری منافع انفردی و یا دسته جمعی کارگران را در تمام مجامع و امور کارگری ، به ویژه در خصوص تعیین دست مزد‌ها ، ایمنی کار آموزش حرفه‌ای ، استخدام ، شرایط استخدامی و اخراج نمایندگی میکنند .مقامات دولتی نباید بین سندیکا‌های کارگری در خصوص حق نمایندگی آنها هیچ تبعیضی قائل شوند .
سندیکا‌های کارگری حق دارند با‌ بر وظایف نمایندگی خود در تمام مجامع تصمیم گیری که به منافع کارگران مربوط است ، شرکت کنند و اگر شرایط اقتضا کند که از بین سازمانهای تنها یک سازمان انتخاب شود ، چنین حقی‌ به آن سازمان تعلق دارد که بیشترین نمایندگی را در میان کارگران دارا باشد .
سندیکا‌های کارگری حق دارند برای دفاع از حقوق کارگران به دادگاه‌ها مراجعه کنند .
سندیکا‌های کارگری حق دارند در اداره و تعیین خط مشی سازمانهای تأمین اجتماعی یا هر سازمان دیگر که به مسائل اجتماعی مربوط میشود ، شرکت کنند. سازمانهای سندیکایی کارگری باید در تمام مسائلی که مستقیم و یا غیر مستقیم به کارگران مربوط میشود ، بخصوص در تنظیم قوانین و آیین نامه‌ها ، طرف مشورت قرار گیرند .

۴- حق اعتصاب

حق اعتصاب یک حق سیاسی کارگران است .هر کارگر ، صرفنظر از حرفه‌اش ، حق دارد بدون هیچ گونه محدودیتی به حربه اعتصاب توسل جوید . کارگران و سازمانهای سندیکایی کارگری حق دارند در دفاع از منافع خود اعتصاب را سازمان دهند یا از آنها حمایت کنند. سازماندهی اعتصاب ، شرکت در اعتصاب یا تظاهرت به نشانی‌ همبستگی‌ نباید تحت هیچ عنوانی به دستاویز تنبیه ، جریمه یا هر عمل توبیخی دیگر در باره کارگران ، چه به هنگام اعتصاب و چه بعد یا قبل از آن بدل شود .

۵ - فعالیت بین المللی سندیکا‌های کارگری

سازمانهای سندیکایی کارگری حق دارند بر اساس انتخاب و خواست آزادانه ابراز شده اعضای خود به سازمانهای بین المللی سندیکایی کارگری بپیوندند.
سازمانهای سندیکایی کارگری حق دارند در فعالیتهای بین المللی سندیکایی شرکت کنند ، با کارگران و سندیکا‌های کارگری سایر کشورها اعلام همبستگی‌ کنند و حتا گرد هم آیی و کنفرانس‌های سندیکایی کارگری بین المللی تشکیل دهند .
سازمانهای سندیکایی کارگری حق دارند با سازمانهای سندیکایی بین المللی کارگری یا خارجی‌ ، بدون هیچگونه محدودیتی ، نماینده مبادله کنند .از این رو، در هر زمان لازم به نمایندگان آنها گذرنامه و ویزا داده خواهد شد .
سازمانهای سندیکایی بین المللی کارگری حق دارند با سازمانهای کارگری همه کشورها روابط همبستگی‌ بر قرار کنند ، برای دیگر سازمانهای بین المللی و سندیکایی کارگری علاقمند ، در صورت توافق ، نماینده یا نشریه بفرستند، به همبستگی‌ و کمک متقابل اقدام کنند و در کشور‌های عضو و زی‌ علاقه به برگزاری گرد همأیی و کنفرانس‌های بین المللی کارگری اقدام کنند .سازمانهای سندیکایی بین المللی حق دارند از سازمانهای سندیکایی کارگری ملی‌ یا محلی حق عضویت دریافت کنند .

*********
حقوق مندرج در این منشور تمام کارگران را بدون هیچ گونه تبعیض از نظر حرفه ، تخصص ، سنّ ، جنس ،نژاد ، ملیت ، زبان ، آرای سیاسی یا اعتقادات مذهبی‌ در بر می‌گیرد .
شورای عمومی فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری

ورشو ۱۴ دسامبر ۱۹۵۴

اخبار کارگری و سندیکایی جهان

سمینار بین المللی کارگران مهاجر با شرکت فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری WFTU  در اوکراین تشکیل شد
مبارزه ما در محدوده ملی بوده ولی همبستگی ما بین المللی است
در روز ۱۳ سپتامبر یک کارگاه بین المللی برا ی کارگران مهاجر در شهر اودسا ی اوکراین تشکیل شد که مهماندار آن  سندیکای اوکراینی برای کارگران مهاجر بود. در این سمینار سندیکای روسی کارگران مهاجر و دیگر اتحادیه ها و سازمانهای اوکراینی شرکت کرده بودند. موضوع آن « کارگران مهاجر در دنیای مدرن امروزی،  کارگران مهاجر و سندیکاهای کارگری، سندیکاهای کارگران مهاجر: اهداف، دشواری ها و فرصتها » بود.
رفیق الکساندریا لیبری رئیس بخش ارتباطات و جراید از طرف  WTFU در این سمینار شرکت نمودند.
ایشان در سخنان خود روی ویژگی‌های سازمانهای طبقاتی کارگران و زحمتکشان  و نیاز امروزین جنبش بین المللی زحمتکشان در دوران جدید تاکید نمودند و بخصوص به این امر که سازمانهای طبقاتی باید مسایل و سازماندهی کارگران مهاجر را در اولویت برنامه خود قرارداده، چرا که آنان آسیب پذیرترین بخش طبقه کارگر هر جامعه بوده و مورد شدیدترین استثمارهستند تاکید نمودند.
رفیق لیبری بیان  نمودند که: « ما بایستی سندیکاهای خود را تبدیل به خانه، مدرسه و محل سازماندهی کارگران مهاجر -که  یا بدلیل جنگهای امپریالیستی و یا تحمیل شرایط سخت زندگی توسط سیستم سرمایه‌داری، مجبور به ترک وطن خود شده‌اند- بکنیم. همه زحمتکشان جهان بایستی تحت یک هویت طبقاتی و بدون اینکه مورد اتهام قرار بگیرند، متشکل گردند. مبارزه ما در محدوده ملی بوده ولی همبستگی ما  بین‌المللی است. این تنها راه موثر در مبارزات ما، دفاع از حقوق کارگران و پایان دادن به استثمار انسان از انسان می‌باشد.»
در پایان این گردهم آیی قطعنامه و برنامه هایی برا ی اقدام عملی صادر شد.


هندوستان: هفتمین کنفرانس فدراسیون کارگران برق هندوستان
20 اوت 2013
دبیرخانه‌ی اتحادیه‌ی جهانی کارگران برقِ (TUI Energy)، اعلامیه زیر را مورد توجه قرار دهید:
با حضور دبیر کل اتحادیه‌ی جهانی کارگرانِ برقِ جنبشِ طبقاتیِ دلاورِ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، رفیق سیمون موفوکنق، و نمایندگانی از نپال و ویتنام، در روزهای دهم تا دوازدهم اوت سال 2013، هفتمین کنفرانسِ فدراسیون کارگران برقِ هندوستان در شهر کنچیپورامِ تمیل ندا برگزار شد.
شرکت تاریخی اتحادیه‌ی جهانی کارگران برق و سایر اعضاء انتلاف نتیجه‌ی حمایت و سازمان دادنِ تشکیلاتِ متحدِ منطقه‌ای اتحادیه‌ی جهانی کارگران برق توسط هیئت اجرایی اتحادیه‌ی جهانی کارگران برق است. کنفرانس پر از بحث‌ها و تماس‌ها بود، و نشانه‌ی آشکاری از تشدید تقلای کارگران برق روی چالش‌های مربوط به برق و انرژی بود؛ و مهم‌تر از آن، هم‌چنین، نشانه‌ای از منافع مشترک و همبستگی بین‌المللی شرکت کنندگان در گردهمآیی بود.
مهم‌تر از همه، برای اتحادیه‌های کارگری آسیائی، این کنفرانس هم‌چنین امکان داد که تلاش‌های جنبشِ سندیکایی بین‌المللی را با فعالیت‌های خود برای حراست از حقوق بنیادی کارگران هم‌آهنگ کنند. در حالی‌که صنایع عمومی برق در هندوستان تحت مالکیتِ دولت است و کشور به‌سمت اقتصاد نولیبرالی کشیده می‌شود، تلاش‌هایی برای خصوصی‌سازی بخش انرژی بکار گرفته میشوند؛ کنفرانس هم‌چنین مبارزه‌ی خود علیه خصوصی‌سازی و تجدیدِ سازمان صنایع عمومی را با صراحت اعلام کرد.
هم‌زمان با محکوم کردن سیاست انرژی دولت هندوستان، کنفرانس خواستار تهیه‌ی سیاستِ انرژی جامعی، با تمرکز روی امنیتِ انرژی کشور و فراهم کردن انرژی کافی برای هر تک تک شهروندان، غنی یا فقیر، شد. کنفرانس هم‌چنین متفق‌القول تصمیم به فراخواندن کارگران و کارمندان بخش انرژی برای مبارزه‌ای متحد برعلیه استثمار شرکت‌های چندملیتی که نیروی کار با قراردادهای موقتی را عرضه می‌کنند، شد.
همانند اتحادیه‌ی جهانی کارگران برق، ما معتقدیم که خردِ جمعی نمایندگان شرکت کننده در کنفرانس فدراسیون کارگران برقِ هندوستان، پایه‌ی محکمی را در راه دستیابی به هدف‌مان در پاسخگویی به معضل‌ها و بحران‌هایی که در نقاطِ مختلف جهان روی طبقه‌ی کارگر اثر می‌گذارند، گذاشت.



چند خبر کارگری و سندیکایی

ازقهرمانان گمنام جنبش سندیکایی و کارگری بیاموزیم!

یکی از دستاوردهای سترُگ جنبش سندیکایی و کارگری ایران، به میدان آوردن زنان به عنوان نیمی از جامعه بوده است. جنبش کارگری و سندیکایی از اولین سازمان‌هایی بوده اند که به زنان حقوق اجتماعی و شهروندی‌شان را آموزش داده و به آنان حق شرکت در مسایل سیاسی و صنفی را قایل شده‌اند.«در سال 1329 مهری گیلک پور کارگر کارخانه چیت سازی ری نماینده کارگران زن شد. او برای زنان باردار و بچه‌دار اتاقی را از کارفرما گرفت و به کودکان شیر خوار اختصاص داد که هر 2 ساعت یکبار برای شیردادن کودکان استفاده شود، و شیر برای مادران شیرده و قسمت بافت کارخانه.» این حقوق که برای اولین بار در تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی گرفته شد و تا قبل از کودتای سال 1332 برقرار بود، بعدها در دهه چهل در این حقوق توسط حکومت کارگر کُش پهلوی بصورت پیشکشی ملوکانه اعطا شد.
کارگران زن کارخانه نساجی چیت ری هرگز نام مهری گیلک پور را از یاد نبردند. مهری گیلک پور که عضوشورای متحده کارگران و زحمتکشان ایران بود به وظیفه کارگری خود عمل کرد. او کارگر قسمت بافت کارخانه چیت ری بود وهمچون برادران و خوهران کارگرش زندگی سختی داشت، اما هرگز از وظایف کارگری خود غافل نماند. این دستاورد که برای اولین بار توسط یک نماینده کارگر زن گرفته شد در دهه چهل برای همه ادارات دولتی و ارتش و کارخانه‌های بزرگ اجباری شد. گیلک پور و شورای متحده کارگران و زحمتکشان ایران برای چندمین بار ثابت کردند که در مبارزه خود برای بهبود وضعیت زحمتکشان و مردم ایران دستاوردهایشان تنها به خودشان تعلق ندارد بلکه دستاورد طبقه کارگر، برای بهبود وضعیت همه مردم خواهد بود.
مازیار گیلانی نژاد
به نقل از نشریۀ پیام سندیکا شمارۀ 22



نامه‌ی اعضای هیأت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به وزیر کار


خدمت جناب آقای ربیعی وزیر محترم کار
با درود

جناب آقای ربیعی، ابتدا ضمن تبریک به حضرت عالی جهت انتخاب شما به عنوان وزیر کار.قابل ذکر است که ما امضا کننده گان نامه که همگی ازکارگران نیشکر هفت تپه هستیم، در سالهای گذشته، تنها به دلیل حق خواهی و تامین معیشت زندگی دچار مصائب و رنجهای فراوانی شدیم. آن هم در شرکتی که به دلایل مختلفی، مانند سوء مدیریت، افت شدید تولید، فرسودگی کارخانه و پایین بودن تعرفه گمرکی در آستانه تعطیل شدن قرار داشت. ودردا که موارد ذکر شده در مورد اوضاع نامناسب شرکت هیچ ارتباطی با کارگران نداشت. یعنی وجود ناهنجاریهای ذکر شده خارج از حیطه، عملکرد و مسئولیت ما کارگران بود. بلکه موارد ذکر شده تابع دلایل مختلفی بودند که طبیعی‌ست در یک مجموعه دولتی، عامل بحران و مشکلات به گردن نهادهای دولتی است. ولی آن کسانی که تاوان چنین ندانم کاریها وبی لیاقتی ها را دادند کارگران بودند. حقوق حقه کارگر با تاخیرها ودشواریهای عدیده ای پرداخت میشد. امنیت شغلی و امنیت روانی کارگران و خانواده ها از بین رفته بود. در تداوم شرایط مذکور، اوضاع به حدی بغرنج شده بود که برای بسیاری تهیه نان خالی هم دشوار شده بود. گرفتن نان قرضی از نانوایی متداول شده بود و سفره کارگران به شدت خالی شده بود. در چنین شرایط غم بار و ناامید کننده ای کارگران به تنها وسیله ممکن (یعنی اعتصاب) جهت بیان اعتراض ناشی از وضعیت بوجود امده پرداختند. شعار" کارگر هفت تپه ایم، گرسنه ایم گرسنه" بخوبی شرایط رقت بار کارگران را نشان می داد. همچنین کارگران با مشاهده ضعف و سستی شورای اسلامی کار، با جمع آوری امضا این تشکل نامتجانس با وضعیت کارگران را منحل کردند. شورایی که قرار بود به استیفای حقوق کارگران پردازد عملا پادوی کارفرما بود و در خدمت کارفرما قرار داشت. در عوض کارگران در یک اقدام جمعی، و بر طبق مقاوله نامه ها ٨
۷ و ۹٨ سازمان جهانی کار که ایران عضو آن است، دست به تاسیس سندیکای خود زدند. اقدامی که نتایج ملموسی برای کارگران به همراه داشت. لازم به گفتن است که همگی ما از اعضای هیئت مدیره سندیکا نیشکر هفت تپه هستیم.
آقای وزیر، مبارزه کارگری مبارزه ایست برای معیشت و رسیدن به یک زندگی شرافت مندانه صورت میگیرد. آنهم در شرایطی که این اوضاع سخت بر ما تحمیل شده بود. چرا که ما خود را در پیدایش این وضعیت گناهکار نمیدانستیم. با اینهمه در اثر پایمردی و ایستادگی کارگران، خوشبختانه دولت مجبور شد که دوباره شرکت نیشکر هفت تپه را یاری کند. در نتیجه شرکت از زیر مجموعه مادر تخصصی وابسته به وزارت جهاد کشاورزی خارج و به وزارت صنایع یعنی به زیر مجموعه سازمان گسترش و نوسازی صنایع منتقل گردید. اما مانند تمامی پدیده های انسانی، این چنین پیروزی برای کارگران خالی از تاوان نبود. مسئولین انتقام امتیازاتی را که ناچار شدند به کارگران بدهند، از ما فعالان سندیکائی که منتخب کارگران بودیم، گرفتند. این تاوان را ما شش نفر امضا کننده نامه پرداخت نمودیم. بازداشتهای متعدد، توام با پرونده سازیهای مختلف، زندان از شش ماه تا یک سال و نیم و اخراج از دوسال ونیم تا سه سال. اینها بخش کوچکی از تاوانیست که ما پرداخت نمودیم. زیستن در زیر فشار واضطراب، تحمل انواع توهین ها و تهمت‌های گوناگون آن هم به خاطر اتهاماتی که نخ نما وبی اساس بود. طبیعی است که همسران و فرزندان ما هم به این ترتیب مجازات می شدند و محرومیت‌های شدیدتری را باید تحمل می کردند.

آقای وزیر، شما درابتدای وزارت خویش، اعلام کردید که شما در گذشته کارگر بوده اید و به آن افتخار می کنید. ما میخواهیم یاد آوری کنیم که با توجه به نگاه تحقیرآمیزی که در جامعه و دولت نسبت به طبقه کارگر وجود دارد، متاسفانه کارگران در ایران (به شرط کارگر ماندن) هیچ شانسی جهت وزارت ندارند که هیچ، آنها حتی نمی توانند شهردار شهرشان هم بشوند. آقای وزیر خودتان بهتر میدانید که مسئولیت فعلی شما هیچ ربطی به کارگر بودن شما در گذشته ندارد، بلکه مربوط به مشاغل بعدی تان است. صرف اعلام اینکه شما قبلا کارگر بوده اید بالقوه هیچ نفعی برای طبقه کارگر ندارد.

آقای وزیر، کارگران در ایران روزگار سختی را می گذرانند. دشواری‌هایی مثل، دستمزد پایین‌تر از خط فقر، عدم وجود تشکل مستقل کارگری که بتواند از زندگی ما کارگران دفاع کند و نداشتن حق اعتصاب و همچنین تاخیرهای طولانی در پرداخت حقوق و دستمزد کارگران، تنها بخش کوچکی از مصائب این طبقه بزرگ بشمار می رود. در حالیکه هر بقالی سر کوچه در وضعیت بهم ریخته اقتصادی، راسا قیمت کالای خود را جهت فروش تعیین می کند، با این‌همه ما کارگران بعنوان فروشندگان نیروی کار، حق مشارکت در تعیین این یگانه کالایی که برای عرضه داریم را نداریم. بطوریکه حتی در کمیته دستمزد، که ظاهرا تکیه بر سه جانبه گرایی دارد - و با اینکه آن نمایندگان بخش کارگری در این کمیته نمایندگان واقعی کارگران نیستند – باز هم این نماینده دولت است که کنترل را در دست دارد و اضافه دستمزد سالیانه کارگران را تعیین قیمت می کند. در حالیکه کارفرمایان در هر شرایطی میتوانند سرمایه خود را از تولید خارج کنند (یعنی اعتصاب کنند) و یا همانطور که سال گذشته دیدیم اجناس خود را در انبارها نگه دارند و وارد بازار نکنند، اما کارگر از چنین حقی (اعتصاب) برخوردار نیست. کارگران نیشکر هفت تپه برای گریز از شرایط تحمیلی که توام بود با گرسنگی که کیان خانواده های شان را تهدید می کرد، مجبور شدند دست به اعتصاب بزنند. اعتصابی که که کاملا خود جوش و مسالمت آمیز بود. ولی در نهایت آنکسی که تنبیه شد ما بودیم. نه آنانی که زندگی بیش از چهار هزار کارگر را به خطر انداخته بودند. عدم پرداخت و یا حتی تاخیر در پرداخت حقوق و دستمزد کارگران جرمیست نابخشوده، ضدانسانی وضداخلاقی. چرا که زندگی، جان وعزت کارگران را به خطر می اندازد.

در خاتمه: ما خواستار بازگشت به وضعیت شغلی خود، پرداخت حقوق و بیمه این دورانی را که از کار اخراج بوده ایم، هستیم. ما همچنین خواستار آن هستیم که احکام قضائی صادره درباره‍ی ما باطل اعلام گشته و از ما اعاده‍ی حیثیت شود. چرا که این شرایطی که برسر ما آمد را ظالمانه و بدور از عدالت میدانیم. مگر ما کارگران چه گناهی کرده ایم که چوب بی تدبیری‌ها و تصمیمات غلط دیگران را بخوریم؟ اختیار دست دیگران است و تاوان را ما پس بدهیم؟ ما بدنبال عدالت هستیم. ملاک ما در قضاوت حرف‌های زیبا، کلی ومبهم نیست. در زمینه عمل است که این قضاوت شکل می گیرد.

موفق باشید
با آرزوی سربلندی واعتلای طبقه کارگر
۹/۷/۱٣۹۲

محمدحیدری مهر
قربان علیپور
جلیل احمدی
رضارخشان
فریدون نیکوفرد
علی نجاتی

اعضای هیأت مدیره‍ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

بیانیه ی جمعی از تشکل های صنفی معلمان کشور

به مناسبت ۵ اکتبر، روزجهانی معلّم (۱۳مهر۱۳۹۲)
«تهران، همدان، یزد، خراسان رضوی، کردستان و گیلان»
در گاه شمار تاریخی ایران در هـر سال تحصیلی دو روز به نام معلم نامیده می شود. ۱۳ مهر (۵ اکتبر) روز جهـانی معلم و ۱۲ اردیبهشت روز ملی معلم. کانـون های صنفی معلمان ضمن گرامی داشت هر دو مناسبت، روز جهـانی معلم را به تمامی همـکاران شـادباش گفته و از آنان دعوت می نمایند با طرح ِ مسایل مورد نظر خود، به عنوان عضوی از جامعه ی بزرگ معلمان ایران و جهان، مشکلات موجود در آموزش و پرورش را به رغم تکراری بودن به گوش مسئولان برسانند.
همکاران گرامی!
مهرماهِ امسال را در شرایطی آغاز نمودیم که چند ماهی است جوانه های امید به بهبود اوضاع با حاکمیت خرد و اندیشه، سر برآورده و بوی تغییر از اوضاع جهان می شنویم. گرچه در نخستین گـام، شخصیت مطلوب فرهنگیان انتخاب نشد و یک بار دیگر آموزش و پرورش، سال تحصیلی را بدون وزیر آغاز نمود؛ اما همچنان به تدبیرِ ریاست محترم جمهور، امید داریم تا فردی به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی گردد که بتواند بافتِ گسترده ترین و مهمترین وزارت خانه دولت را از بند افکار کهنه و غیر علمی رها سازد. چرا که به گفته ی رییس جمهور محترم “بهروزی یک ملت در سایه ی خرد و علم است و علم چیزی جز انباشت تجربیات و خرد نیست.” تجربیات چند دهه ی اخیر به ما نشان داده است که اندیشه و ساختار کنونی حاکم بر آموزش و پرورش، توان بر دوش گرفتن مسئولیت سنگینِ ساختنِ ِایرانِِ آینده و آینده‌ی ایران در مدارس کشور را ندارد. همچنین انتظار ما از دولت تدبیر و امید این است که حق قانونی تشکل های صنفی معلمان کشور را به عنوان ناظران مدنی به رسمیت شناخته و در خصوص تمدید و صدور پروانه‌های فعالیت آنان اقدام جدی و مسئولانه نماید.
همکاران ارجمند!
اولین روز سال تحصیلی جدید با ایراد سخنان مهمی از جانب رییس جمهور محترم همراه شد. سخنانی که هم مبنای قانونی دارد و هم خواسته‌هایی انسانی است؛ اما چنین سخنانی از زبان مسئولان کمتر شنیده شده:
« در محیط آموزش و پرورش نباید تفاوتی میان افراد بر اساس نژاد، چهره و تعلق به گروه سیاسی خاص وجود داشته باشد.
مخالفت جدی با اهانت به دانش آموزان و تنبیه بدنی.

توصیه به برقراری زنگ کتاب و زنگ گفت و گو و … »
کانون های صنفی معلمان صادرکننده‌ی این بیانیه، ضمن اعلام حمایت و همسویی با این سخنان، توجه ریاست محترم جمهور و سایر مسئولان کشور را به نکاتی چند، معطوف می دارند: مقابله با تمامی جنبه های خشونت نسبت به شهروندان ایرانی به ویژه معلمان، نوجوانان و جوانان، بخشی از باورِ ماست. به گمان ما کودک و نوجوانی که انواع خشونت کلامی، جسمی و… را در محیط خانواده، در رفتار ارگان های انتظامی با شهروندان در جامعه، در تلویزیون و… مشاهده یا تجربه می نماید، درک صحیحی از رفتار فاقد خشونت در کلاس و مدرسه نخواهد داشت. این در حالی است که اندک رفتار خشونت آمیز در مدرسه – که البته کم آن هم زیاد است و نباید باشد- به شدت بزرگ نمایی می شود و سایر رفتارهای از این نوع در جامعه توجیه می گردد. رییس جمهور محترم به درستی اعلام نمودند: ”دانش آموز باید بداند اگر حقش تضییع شد حق دارد اعتراض کند و حق اعتراض دانش آموز باید از مدرسه آغاز شود… حق اعتراض، آغاز شکوفایی کرامت و عظمت یک انسان است و ما باید آن را از مدرسه آغاز کنیم.”
پر واضح است، وقتی رئیس جمهور محترم، چنین حقی را برای دانش آموزان قایلند، به طریق اولی چنین حقی را برای معلمانِ این دانش آموزان نیز روا می دارند. در این جا لازم است خدمت رییس محترم قوه ی مجریه اعلام نماییم که در هشت سالِ ِسیاهی که بر مردم این مملکت به طور اعم و بر فرهنگیان این مرزو بوم به طور اخص رفت، تعداد زیادی از معلمان به خاطر همین حقِ بدیهی به زندان و تبعید فرستاده شدند، یا از کار انفصال و اخراج گردیدند. هم اینک نیز معلمانی نظیر رسول بداقی، محمود باقری، عبدالله مومنی، محمد داوری و… هریک چندین سال است به دلیل اعتراض به تضییع حقوق فرهنگیان در زندان به سر می برند. افرادی مانند علی اکبر باغانی، محمود بهشتی، مختار اسدی، هاشم خواستار، نبی ا… باستان فارسانی، اسماعیل عبدی، علیرضا هاشمی و… باز به همین دلیل به زندان و تبعید محکوم گردیده اند و چنانچه اقدام فوری صورت نگیرد بازهم راهی زندان خواهند شد! معلمانی که شاهد چنین احکامِ سنگینی برای نمایندگانِ ِصنفی خویش – به دلیل پافشاری بر ابتدایی ترین حقوق شان- هستند و سایه ی سنگین انفصال، بازنشستگی اجباری، اخراج، تبعید و زندان را برسر دارند و از سوی دیگر در تنگناهای معیشتی خود گرفتارند، آیا می توانند این سخن البته زیبای رییس جمهورشان را عملی کنند؟
ذات نایافته از هستی بخش
کی تواند که شود هستی بخش؟
روز جهانی معلم در بسیاری از کشورها همراه با برگزاری جشن و مراسم مخصوص و گاهی نیز برگزاری تجمع است. اما برای ما در شرایط کنونی تنها بهانه‌ای است برای بازگویی بسیاری از مشکلات و دردهایی که جامعه‌ی معلمان کشور با آن ها دست به گریبان است. شاید شاه بیت قصیده ی طولانی مشکلات آموزش و پرورش را بتوان در این جمله یافت که: در جامعه‌ی ما شغل معلمی احساس عزت و کرامت لازم را در دارندگان آن ایجاد نمی نماید. به بیان دیگر معلمان احساس می‌کنند از جایگاه اجتماعی درخور بهره مند نیستند و دلایل آن را نیز چنین بر می شمارند:
- آموزش و پرورش نه در زبان، که در ذهن و اندیشه‌ی مسئولان ارشد کشور اولویتی ندارد و همواره به عنوان دستگاهی غیرمولد، مورد بی توجهی قرار گرفته است. فوری ترین نتیجه ی این نگاه، ناکافی و نامناسب بودن مداوم بودجه‌ی این دستگاه و تبعیض فراوان در پرداختی‌های آن به معلمان در مقایسه با سایر کارکنان دولت بوده و هست.
- نکته‌ی مهم دیگر نگاه به شدت سیاسی مسئولان به آموزش و پرورش رسمی کشور است، به طوری که از یک طرف این نهاد عمومی به جایگاهی برای نشر کهنه ترین افکار سیاسی و ایدئولوژیک موجود در میان جناح های مختلف حاکمیت تبدیل گردیده و از طرف دیگر به حیاط خلوتِ بده بستان‌های آنها بدل گشته است. زنجیره‌ی مسائل بالا حتی در تدوین کتاب‌های درسی – به ویژه در رشته‌ی علوم انسانی – خودنمایی می کند.
- سیستمِ به شدت تمرکزگرا و یکسویه که برآموزش و پرورش کشور حاکم است، کارآمدی و بهره وری را از این نهاد گرفته است. این سیستم با مدیریتی کاملا متمرکز و سنتی، با نادیده گرفتن مدیران میانی و معلمان در تصمیم گیری‌ها، نه تنها خلاقیت، اندیشه ورزی و حسِ مسئولیت پذیری را در بدنه‌ی آموزش و پرورش از بین می‌برد، بلکه نوعی وازدگی و عدم احساس مسئولیت را رواج می دهد.
همین سبک مدیریتیِ انعطاف ناپذیر و نقدگریز، موجبات نگاه امنیتی نسبت به تشکل‌های صنفی مستقل را فراهم نموده و از توان بالای این تشکل‌های مردم نهاد، هیچ استفاده ای برای حل مشکلات نظام تعلیم و تربیت به عمل نیامده است. بدیهی است در صورت وجود نگاه درست به تشکل‌های صنفی و برداشته شدنِِ دیوار بلند بی‌اعتمادی بین معلمان و مدیران، بسیاری از مسایل و مشکلات غامض در این حوزه، قابل حل خواهد بود.
سخن بسیار است و حوصله ها اندک. به گمان ما تمامی گره ها و مسائل دشوار گفته و ناگفته با بهره گیری از خرد جمعی و مدیریت های مدبرانه گشودنی است. عزم ملی می خواهد و نگاه نو . آماده ایم و امیدوار.
کانون های صنفی معلمان
«تهران، همدان، یزد، خراسان رضوی، کردستان و گیلان»

Economic Programs, Workers’ Rights and the Need for Labor-Union Struggle


After passing of more than four months since the elections, our country’s workers and toilers are still waiting for action on the government and Ministry of Labor’s promises, especially on re-examining of the act concerning the minimum wage. The eleventh government’s Ministry of Labor has taken no action, even concerning implementation of the 15 thousand Tomans (one dollar is approximately 3000 Tomans) increase in housing allowance; and still this act’s fate is unknown.

The composition of the cabinet members and the programs disclosed by the ministers, especially economic ministers, reveal the reality that the programs dictated by the International Monetary Fund and the World Bank will constitute the policies and activities with top priority. Workers rightfully ask why their horrible work and living conditions has no place in the government’s compiled programs?!

Up to now, as an act of publicity-stunt, which is really intended to encourage population growth, for workers with large family, the limit on the number of children covered by the insurance was lifted. On October 12, ILANA wrote: “According to the new law, from now on, without asking for payments the Social Security Organization is required to issue insurance cards for workers’ children.”

We all know that with implementation of the policies dictated by the International Monetary Fund and the World Bank during the recent years, wide-spread poverty has destroyed millions of workers’ lives. In addition for the temporary contracts becoming routine, the phenomenon of overdue wages, wide-spread and collective lay-offs, diminishing purchasing power and wages, prosecution and detaining of the labor activists demanding adherence to labor union rights, are the known and concrete results and effects of implementation of the policies contrary to the workers’ and majority of the peoples’ interests. According to the latest official statistics, comparing inflation rates and wages indicate that the class inequality has become more extreme; and as the big capitalists’ revenues and profits has increased, the workers’ wages have declined more and more and have become insufficient to cover their expenses. According to the Meher News Agency’s current mid October report, a comparison of the latest minimum wage approved by the Grand Labor Council with the actual inflation rate, reveals imposing of poverty on workers and their families.

With the current level of wages, workers can not afford to pay for the education, health care, housing and food expenses of themselves and their families. Adding the phenomenon of overdue wages to these problems, one can clearly realize the extent of the calamity.

To be able to defend its rights and interests, the Iranian working class needs organizing and organization. Labor union organization is the workers’ indisputable right! Economic programs such as privatization and attempts to join the World Trade Organization, through creation and preparing of a “cheap and obedient” work-force, are some of the main elements in destruction of the workers’ job security and diminishing levels of wages. Therefore, accurate recognition of the reason, and the main elements of the workers’ dire living condition, is very important. In fact, in the struggle for wage increases and putting an end to temporary contracts and other such demands, one should not ignore and close the eyes to the nature of the economic programs.

Independent unions cannot, and should not overlook the nature and content of these programs and ignore it in their work agenda.

Through exposing these programs and clarifying the extent of such programs to large masses of workers in plants and factories, using all existing opportunities, it is necessary to organize workers’ isolated protests.

By planting the seed of consciousness among workers about economic programs based on the free-market economy and privatization, workers’ labor union movement can advance the fight for the most urgent demands, such as wage increases according to the genuine inflation rate, putting an end to the temporary contracts, recognition of the right to strike and others.




Master-Learner Plan and Ali Rabieih’s Claims in Brazil

Ali Rabieih, Minister of Labor, and Children of Work Crisis
                         

Preparation and approval of the Master-Learner plan, as an element of the economic deregulation programs, is a shameless raid on the rights and interests of our country’s workers. The Iranian parasitic capitalism even in exploiting the citizens does not adhere to equal treatment; in fact, exploitation of the weaker segments of the society is much harsher and more inhumane. During the last decades, especially in cases where women have been the only care-takers of the family and had to provide family’s basic living needs, they have had to accept wages even less than half the minimum wage. There are countless examples: while the monthly minimum wage is 487 thousand Tomans (one dollar is approximately equivalent to 3000 Tomans), in many factories in southern Iran, for example Zabol, women earning 180 thousand Tomans per month is common. Or even in a large city such as Shiraz, “Average monthly salary…..of pharmacy personnel is 300 thousand Tomans.” Since introduction and implementation of the Middle-Ages “Master-Learner” plan by the previous government, violation of equal-exploitation of the citizens has been much more tragic; and exploitation of children has been much more savage than that of women. This plan, which was designed to “create the foundations for productive work”, is supported by the Minister of Cooperation, Labor and Welfare, Mr. Rabieih. Mr. Rabieih who calls the owners of the big capital and parasitic capitalists as “job-creators”; and he has “done many studies on job creation himself….and believes in job creation”; in fact, even intends to expand the “Master-Learner” plan. Section 10 of the article 5 of the “Master-Learner” plan clearly emphasizes, ”Since the plan is educational, no money under any label, including wage or salary, will be paid to the leaner by the master.” Section 7 of the article 5 emphasizes, “Obviously, during the educational period, the learners will not be covered by the Labor Law and the Social Security Law; and this point will clearly be indicated in the contract.” This plan is designed to provide “fair educational skills”, and “create motivation in the learners and enhance their self-confidence.” This extremely reactionary plan intends to exploit only children who have “sufficient ability” and “Iranian citizenship”; and “the duration of instruction must be at least twice as long as the period incorporated in the educational standards; and it must be up to two years.” In this plan, “until the end of the instructional contract”, the learner “is required to execute the plan’s contract.” In another words, under this plan, only Iranian children, with absolutely no protection from the Labor Law or the Social Security Law, receiving absolutely no wages and under the barbaric exploitation of the Islamic Republic’s “job-creators”, must work to death for two years.

To illustrate the production plants’ absolutely ruined condition and the Iranian working class’s devastating unemployment condition, we will point to one example. On August 13, 2013, ILAN (Islamic Republic’s authorized Labor News-agency) reported that 70 percent of the plants in Orumieh’s Industrial City are closed or partially active. In another words, Iranian workers who were perfectly “capable” of working, and were responsible for taking care of families, have been laid-off from these plants; however, the aim of this Middle Ages’ inhumane “Master-Learner” plan, is to “create the foundations for productive work” using children; because without paying wages, the “job-creators” can put them to work for two years.

On August 10, 2013, Ali Rabieih, Islamic Republic’s Labor Minister indicated, “As part of my first one-hundred days plan is to solve some of industry’s problems and maintain the current employment level.” The truth is that Hassan Rouhani’s government, and his Minister of Labor Rabieih, have no new plans for solving “industry’s problems” and creating jobs for millions of unemployed Iranian workers. Hassan Rouhani’s government, not only intends to implement Ahmadinejad governments’ economic plans, but it also aims to “expand” and “extend” those policies. As an example, during Iranian delegation’s trip to New York to attend the United Nations’ gathering, Hassan Rouhani met with Christine Lagarde, Managing Director of the International Monitory Fund. International Monitory Fund’s Spokesman indicated: “During the meeting, the Iranian delegation spoke of expansion of relations with the international economy; and considered the economy as one of the Iranian government’s first priorities; they emphasized on expansion of relations with the International Monitory Fund.”

The Middle Ages’ “Master-Learner” plan, has received workers’ fierce opposition; the following are examples of labor activists’ portrayal of this extremely reactionary plan: “Master-Learner plan’s implementation is intended to get rid of the Labor Law”; “Restoration of the Master-Learner practice is contrary to the charters of the basic labor rights, articles of the Constitution and contents of the International Declaration of Human Rights”; “Workers are unaware of the extent of the Master-Learner plan’s catastrophe”; “By changing the definition of ‘worker’ to ‘learner’, this plan makes all protective articles of the Labor Law concerning the work-force ineffective”; “Contents of this plan….. are in opposition to articles 105 and 142 of the International Labor Organization, articles which are also accepted by the Islamic Republic of Iran.”        

While using very anti-labor and neo-liberal economic policies, to acquire labor organizations’ support globally, Rouhani government’s Labor Minister also uses Ahmadinejad government’s shameful methods. To show the complete contradiction between statements and actions of the Islamic Republic officials, we will point to one case. As part of his programs in the area of labor and a cruel and inhumane form of neo-liberal economic policies, on August 7, 2013, Rabieih revealed the “good news” of “expansion of Master-Learner” plan to the workers’ children. In another word, not only they have made cruel exploitation of the Iranian workers’ and toilers’ children for two years, working without any pay or Labor Law protection legal, but they also want to expand it. On August 15, using economic difficulties as an excuse, they revealed cutting of workers’ children’s educational allowance. On August 17, on the first day of his job as Minister of Cooperation, Labor and Social Security, Mr. Rabieih said, “I will return smile to workers’ children’s faces.” While attending the “III Global Conference on Child Labor” in Brasilia, on October 10th, Rabieih declared, “Islamic Republic of Iran has made access to free education to all children possible.” On October 15, referring to the Iranian Parliament’s Center for Research’s statistics, a report in ILANA stated the “education becoming a commodity” as the “reason for 3.5 million Iranian children’s departure from education”, and added, “During the years after the war, we have witnessed different governments stepping on article 30 of the Constitution (free education).” In Brazil, Rabieih considered child-labor to be the result of poor and developing “countries’ development model”; and described imposing of  “the neo-liberal development model, based on economic deregulation and small governments, cutting government’s expenses” by “international economic organizations” as inefficient. Mr. Rabieih did not even stop there, according to ILANA’s October 10th report, in a meeting with Mr. Garibaldi Aloz, Brazil’s Minister of Social Security, he suggested “preparation of a complete plan for eradication of child labor to the International Labor Organization.” During that meeting, Mr. Rabieih indicated, “Iran considers eradication of the child labor as a religious matter….and according to the Iranian labor laws…. exploiting children, in addition to having to pay for damages, results in serious punishment.” Rabieih’s action and remarks in Brazil, is a reminder of Ahmadinejad’s Labor Minister’s remarks in Russia on December 12, 2012, where in spite of all anti-labor policies and suppression of labor activists in Iran, “summoned the world to abide by decent work.”

On September 1, 2013, on the beginning days of the school year, the time where to enhance their own and their country’s future opportunities, all children and teenagers must be in school acquiring scientific knowledge, while attending the Organization of Technical and Professional Instruction’s exhibition on “Product-Centered Instructions”, Rabieih stated, “This complex can be the first step in expanding the technical instructions for children; and focusing on the culture of technical training work from childhood, can make fundamental changes in the area of work culture and profitability….and news-media’s efforts in changing the existing believes is necessary.” The government’s responsibility is to support children’s and teenagers’ education; not to enact reactionary and Middle Ages’ “laws” to prepare conditions for their dropping out of schools and being exploited savagely, for two years and full-time, without absolutely no pay or no legal protection. To protect their prior achievements and class interests, in a united front, the Iranian working class must press their relentless and resolute struggle forward to force the Islamic Republic’s agents to retreat.

Women Workers’ Demands


Women workers demand equal pay for equal work with men


Compared with the past, during the last few years and with implementation of the programs such as “Targeting of the Subsidies Law”, women workers’ condition has become more critical. Rampant inflation has reduced purchasing power and living standards of millions of workers, particularly women workers. In addition, with the temporary contracts becoming common, and factories with less than ten workers not being covered by the Labor Law, the women workers, particularly women employed in trades, have lost their job security and a large number of women workers with different employment experiences have joined the huge unemployment lines.

One can definitely emphasize that implementation of the programs suggested and dictated by the International Monetary Fund and the World Bank to the Islamic Republic governments, have harmed and had worst consequences such as unemployment, wage reduction, different kinds of gender and work discriminations on women and on their families. Reform of the Labor Law, which was prepared to benefit the capitalists and managers, is an example of wiping out all Iranian workers’ rights, especially those of women workers. Because of this, one of the most important fields of independent unions’ activity is supporting and presenting women workers’ obvious demands. Among these demands, where its priority and urgency is obvious to everyone, is for equal work with that of men, receiving equal pay. Women workers, labor union activists, and also progressive groups and organization defending women’s rights and elimination of gender discrimination, are in agreement that all over the country, in most service and industrial production plants, especially in different professions, the monthly salaries that women workers receive are not even sufficient to take care of a family of four’s living necessities for a few days. Women’s wages are not based on their job qualifications, employment records and experiences; but is determined and paid in a completely biased manner, where it is even contrary to the existing laws. Numerous reports indicate that by imposing temporary contracts (in some cases these contracts are only a few days long), managers prevent women workers from obtaining rights such as insurance, child allowance, housing allowance and retirement benefits.

Iranian workers’ existing labor union movement should present women workers’ demands and needs; and must act and struggle for their materialization on the class-trade interest basis. It is necessary that demands such as, “For equal work with that of men, women workers must receive equal pay”; and “During the rest period before and after the child delivery, women workers’ jobs must remain secure, and managers should not have the right for dismissal”; and also, “Women should have the right to choose their own clothing”; be presented and on that basis, the labor union’s planned activities carried out.

Women workers are an inseparable component of the Iranian working class; and in the struggle for restoration of labor union rights, the right for establishment of unions, and achieving workers’ interests, have played a valuable role. 

Social Security Organization and the Workers

With the absence of a reliable statistics, it is not clear how many million families of our country are covered by the Social Security Organization. Officials provide different statistics, but it seems that approximately 40 million of toilers and their families are covered by the Social Security Organization; and 14 million people are paying for insurance coverage to the Organization. The Organization, which during the anti-national government of Ahmadinejad became the site of criminals such as Judge Saeid Mortazavy, where with his anti-labor programs and bestowal of the Organization’s properties, caused irreparable damages to the Organization’s functioning and efficiency.

The new Managing Director of the Social Security Organization indicates: “This year we have 5000 billion Tomans (one dollar is approximately 3000 Tomans) deficiency; and to pay for current expenses, we must use the Organization’s resources.” (Bahar Newspaper, October 8, 2013)

The Organization’s budget is obtained from workers’ payments and money; and it is responsible to providing medical services and retirement salaries to the workers and their families. The Organization’s existence is the result of decades of labor activists’ struggles, spending time in prisons and being dismissed from work; and currently, it faces crisis in all its subsets.

The capitalization component of the Organization, Shasta, is lacking capital and is in the state of recession and closing of its institutions. According to the revealed documents during the Ahmadinejad’s conflict with the Larijani brothers, by paying bribes and for minute prices, Shasta’s profitable companies were supposed to be sold to foreign and local investors. According to ILAN’s September 2, 2013, report, “Billions of Tomans of the Social Security Organization’s budget was squandered by the previous Managing Director.” Again, the same report provides information on a small segment of the huge capital and resources of this Organization, which is being used in key industries. It indicates, “40 percent of the country’s medicine market, 40 percent of the country’s cement production, 20 percent of the country’s tar production, 70 percent of transfer of the good by rail and 50 percent of the country’s oil, belongs to the Shasta’s subset companies.”        

The Organization’s service and therapy division has a severe shortage of medicine, hospitals, medical personnel, and paramedical personnel. According to the officials, to acquire only a Social Security Insurance Card or renew it, one must stay in lines for several days; assuming that he or she succeeds to obtain it. According to Akbar Shokat, a worker member of the Social Security Organization’s Advisory Board, “These days because of unnecessary rules, to utilize the Organization’s services, most workers and insured individuals receive un-necessary run-around.” (ILANA, October 7, 2013)

Again, ILANA in a report from Ahwaz, quoting a member of the Khozestan’s Worker House, indicated: “At present most of the State’s Social Security branches, especially the six Ahwaz offices are full of people trying to renew their insurance cards, and added, “To renew and receive therapy cards, those insured by Ahwaz and other Khozestan Social Security branches must spend one of their work days in long lines. The report emphasized, “As an institution which collects 30 percent of the workers’ salaries to provide health care services, concerning its services, the Social Security Organization must respond to the insured individuals’ complaints.”   

The report also adds, “People insured by the Social Security Organization in Khozestan, expect that the Social Security Organization, in addition to taking care of the problems, adds to its inspections so that it can prevent problems from recurring.”
 
In Social Security Organization’s hospitals and clinics, workers’ families must wait long hours to see doctors or receive medical care. Also, most special services are not in the list of the medical services provided by the Social Security Organization; therefore, those insured by this Organization must use private medical services or buy additional private insurance. With the current conditions, obviously workers can not afford private medical care; and the government officials’ policies, have put them in very difficult living conditions. In addition to all this, dismissals from work, high unemployment and lack of medical services, means imposing of gradual death to a large segment of the working class and their families.   

During their election campaigns and prior to the start of the new government, the president and the new Minster of Labor have made promises to improve the Social Security Organization and workers’ living conditions. The previous government made critical changes in the Social Security Organization’s Constitution and looted the Organization’s assets and properties. Genuine owners of this Organization, workers and managers had no role in the decision making, and tri-lateral approach was set aside. Clashes between the parliament and the government during the last year of the anti-national Ahmadinejad government, brought every thing to an impasse, and the giant Organization was essentially incapable of carrying out its daily functions.

In the current conditions, the only way to improve the Organization’s performance, which belongs to the Iranian workers and toilers, is directing the Organization toward proper coverage of workers and their families, and utilizing workers’ genuine representatives in the Advisory Board. Workers’ legitimate representatives’ involvement in the decision making, will connect the Organization with the working class, and thereby utilizes society’s collective thought. Workers’ genuine representatives can only be elected by the independent trade unions and syndicates and be presented to the Advisory Committee.