Popular Posts

۱۳۹۳ اردیبهشت ۸, دوشنبه

در راه احیای حقوق سندیکایی با آموزش‌های فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری


پیمان آتن –  بخش نخست


شانزدهمین گنگرۀ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری سندی را از تصویب گذرانده بود که در برگیرنده چارچوب مبارزات سندیکایی در جهان معاصر است. این مصوبه پیمان آتن نامیده می شود و در عین حال یکی از مهم‌ترین و معتبرترین اسناد جنبش جهانی سندیکایی به شمار می آید. اتحاد کارگر، بولتن کمیته روابط سندیکایی ایران، این سند را در چند بخش مجزا و به‌مرور انتشار می‌دهد. آشنایی و دسترسی فعالین سندیکایی به این سند مهم در اوضاع کنونی می‌تواند مبارزه در راه احیای حقوق سندیکایی را با توجه به اهمیت آن یاری موثر نماید. اینک نخستین بخش پیمانِ آتن مربوط به فصل "د" همزمان با روز جهانی کارگر به خوانندگان ارائه میشود.


آماج‌های ما

اصول  فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری؛ نیازهای معاصر و آماج‌های مبرم:

اتحاد طبقهٔ کارگر

یک پیش شرط لازم برای موفقیت مبارزهٔ ما، تبلیغ و ترویج اتحاد طبقهٔ کارگر بدون در نظر گرفتن  تفاوت‌های مذهبی، نژادی، جنسیتی، زبانی یا سیاسی است. طبقهٔ کارگر در هر کشور و هر بخش صنعتی، و صرفنظر از اینکه اتحادیهٔ صنفی‌اش به کدام مرکز اتحادیه‌ای تعلق دارد، در مبارزه علیه سرمایه و استثمار دارای منافع مشترک است. وظیفهٔ ما متحد ساختن همهٔ کارگران در زیر پرچم اهداف مشترک‌مان است.

کارگران، وقتیکه بر اساس منافع طبقاتی‌شان متحد باشند می‌توانند کشاورزان فقیر، شاغلین آزاد و اصناف کوچک را با خود همراه نمایند و متحدانی در مبارزه با انحصارات و سرمایهٔ کلان داشته باشند. آنان می‌توانند متحدین خود را برای مبارزه بوجود آورند. ما باید بخاطر داشته باشیم که مخالفین و دشمنان زحمتکشان نیز برای رسیدن به اهداف خود، تلاش می‌کنند خود را زیر یک چتر متحد نمایند.

مشکلات امر «اتحاد» همیشه مورد بحث قرار داشته و خواهد داشت؛ چرا که هر طبقه‌ای خواستار یافتن متحدین جدید و تقویت صفوف خود در مبارزه طبقاتی است. این اختلافات در همه سطوح  و در تمامی مسائل مبارزه باقی خواهد بود. برای مثال معضل فلسطین را مشاهده نمایید. خلق‌های فلسطین برای تحقق خواسته‌هایشان و حصول به اهدافشان خواهان اتحاد و یافتن ائتلاف‌های جدیدی هستند، هم زمان اسرائیل و ایالات متحده  نیز برای رسیدن به مقاصد امپریالیستی‌شان بدنبال متحدان خود هستند. به مثال کوبا توجه شود که کنفدراسیون عمومی کارگران کوبا (سی – تی – سی) تلاش می‌کند که متحدینی از اتحادیه‌های امریکای لاتین برای دفاع از انقلاب کوبا را ایجاد نماید، درحالی که کنفدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری (آی- تی- یو- سی) سعی دارد که نیروها و متحدین خود را بخرد و برای اهداف خود - علیه انقلاب کوبا - استفاده نماید .

بنابراین، این سئوال که «با کی و با چه هدفی متحد شویم » همیشه مهم و عمده است.

در ۵ سال گذشته، فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری سعی کرده است که اتحادیه‌ها را بر اساس اقدام‌های عملی بر ضد استثمار سرمایه‌داری وعواقب بحران‌های اقتصادی آن متحد نماید. در روزهای اعتراض بین‌المللی که فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری در سال‌های  ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰  برگزار کرد، نیروهای طبقاتی با درخواست‌های اصولی و درست و صفوف متحد در آن شرکت نمودند.

ورود اعضای جدید به سندیکاها و صفوف مبارزه

با پذیرش اعضای جدید و بکارگیری آنان، جنبش سندیکایی توده‌ای شده و تحرک و پویایی جدیدی در فعالیت و حیاتش ایجاد می‌نماید. در دوره سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ بسیاری از کارگران در کشورهای سرمایه‌داری اتحادیه‌های کارگری را ترک کرده و در خانه‌‌های خود ماندند. ولی امروز، شدت بحران و پیامدهای آن، بخش عمده‌ای از لایه‌های محروم و  زحمتکشان را به رادیکال شدن کشانده است و مایلند به طور فعال‌تری در مبارزات مشارکت نمایند. مبارزات جاری و عظیم در اروپا، آسیا و آمریکای ‌لاتین این را تصدیق می‌کند.

لازم است که اعضاء و دوستان فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری به مشارکت نسل جوان و زنان در اتحادیه‌ها توجه نمایند. همچنین باید به بخش‌های جدیدی از زحمتکشان که تکنولوژی نوین به همراه خود بوجود آورده، توجه داشته باشند. بایستی که با روشنفکران مترقی و کارگران بخش فرهنگ و اعتقادات ملاقات کنند. واقعیت این است که ملحق شدن نسل جوان به حیات اتحادیه‌ها ومبارزه آنان کمک می‌کند. نتایج روشن و ملموس بزرگتر و بیشتر از طریق مبارزه  مردم عادی بدست می آید.

ما باید از همین فردا و تا کنگرهٔ آینده به مبارزه  متشکل و مشارکت کارگران در سندیکاها توجهٔ بیشتری بکنیم. بطور مداوم و پیوسته کار کنیم تا اتحادیه‌ها، کمیته‌های پایه، کمیته‌های هدایت و راهبری و اشکال دیگر مشارکت را - که به فعال کردن توده‌ها کمک نماید – بسازیم؛ در محل‌های کار و کارگاه‌های مختلف تمرکز نماییم. هم زمان، فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری باید از جنبش سندیکایی بازنشستگان حمایت و آنها را تقویت نماید؛ چرا که دولت‌ها باسیاست‌های خود زندگی روزانه آنها را بسیار سخت و طاقت فرسا نموده‌اند.

همبستگی بین‌المللی

در چندین مادهٔ اساسنامه ما، بر اهمیت انترناسیونالیزم کارگری، همبستگی کارگران و همبستگی بین‌المللی در میان همه بخش‌های زحمتکشان در تمامی قاره‌ها، کشورها و نواحی تاکید شده است. انترناسیونالیزم، بنیان استواری بوده و خواهد بود که تشکیلات ما بر آن بنا شده است. تجربهٔ تاریخی از سال ۱۹۴۵ تا به امروز این را تائید می کند. مبارزین زیادی بخاطر دفاع از انترناسیونالیزم مورد حمله، تحت تعقیب قرارگرفته و یا از کار بیکار شده و یا به زندان افتاده‌اند. که می‌توان از مبارزات دراسپانیای فرانکو، پرتغالِ سالازار، گواتمالا، یونان، کوبا، اندونزی، شیلیِ پینوشه، هاندورس، ونزوئلا، کلمبیا، آفریقای جنوبی، مصر، خاورمیانه، عراق، یوگسلاوی و غیره نام برد و این فهرست را انتهایی نیست. بویژه در شرایط جهانی سازی سرمایه‌داری و تشدید تجاوزات امپریالیستی، همبستگی بین‌المللی نیاز به کیفیت جدید و ویژه‌گی‌های نوین دارد، خصوصا در میان کارگرانِ شرکت‌های چند ملیتی، کارگرانِ انحصارات و کارتل‌ها. در نتیجه امروزه، نیاز برای هماهنگی وهمبستگی بین‌المللی بیش از گذشته است.

در زمینه امر همبستگی بین‌المللی و نیازهای اعضای فدارسیون، رهبری فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری که در کنگره آتن انتخاب خواهند شد و بنا به مواد ۶ و ۸ اساسنامه فدراسیون، بایستی که امکان برقراری «بودجه همبستگی» را بررسی نماید. امروزه وضعیت مالی ما بسیار محدود بوده، ولی بهر حال ما باید از سازمان‌هایی که در شرایط سختی هستند- حتی شده بصورت نمادین- حمایت نماییم. 

«ابزار» ایدئولوژیک سندیکاهای کارگری

شرایط کنونی بسیار سخت و پیچیده است. در این شرایط، سندیکالیست‌ها، دوستان و رزمندگانی که با ما همراهی می کنند باید دانش ایدئولوژیک و پایه‌ای سندیکایی را دارا باشند. امروز اشتیاق به قهرمان شدن و محکم بودن کافی نیست. البته که آن‌ها نیز مهم هستند. معهذا تبلیغات و هوچی گریِ  سرمایه‌داری و دولت‌هایشان دقیق و شیادانه است. انحصارات و شرکت‌های چند ملیتی عوامل وعناصرشان را آموزش میدهند.

ما همواره نیاز داریم که ابزار اتحادیه‌ای و ایدئولوژیکی خود را تقویت نماییم. با تشکیل سمینارهای اتحادیه‌های کارگری، کلاس‌های آموزشی، آموزشگاه‌های سندیکایی، تبادل تجارب، باید سندیکالیست‌ها و کارگران را آموزش داد تا بتوانند مسائل جهان امروزی را تحلیل و بحران‌های امروزی را شناخته و راهکار بلند مدت را بتوانند در بیاورند.

ارتباط داشتن و شناخت دستاورد تئوری مارکسیسم، به سندیکالیست‌ها و رهبران‌مان درهر کشور، هر ناحیه و بخش فرصت و توان آن را می‌دهد که تا پیشتاز مبارزهٔ طبقاتی باشند.

در چارچوب این نیازهای امروزین ما باید از مدارس سندیکالیستی، بنیادها و انجمن‌ها، گروه‌های کاری که سازمان‌ها و اعضاء  فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری که در کشورهایشان در اختیار دارند استفاده نمائیم.

بکارگیری همهٔ اشکال مبارزه

در طی مدت ۶۶ سال  بنیان‌گذاری فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، ما از تمامی اشکال مبارزه استفاده کرده‌ایم. از ساده ترین شکل مانند یک اعتراض، یادداشت اعتراض (امضاء تومار)، تا تحصن و اعتصابات. ما از حق همهٔ مردم در تصمیم به مبارزات و اشکال مبارزه حمایت و پشتیبانی می کنیم. انتخاب زمان و شکل مبارزه مناسب با در نظر گرفتن شرایط ویژه منطقه، ناحیه و بخش و نیز همکاری‌های لازم تصمیم گیری می‌شود، و باید گام‌های بعدی را مهیا نموده و تضمین‌های لازم برای اتحاد و همبستگی بنماید. ما بایستی بسیاری از مبارزات ۵ ساله اخیر را به منظور بدست آوردن تجربه‌های جدید و نتایج مفید مطالعه وبررسی نمائیم. مبارزهٔ کارگران بخش دولتی و عمومی در آفریقای جنوبی، کارگرانِ ساختمانی و فلزکاران در شیلی و پرو، اعتصابات عمومی و یکپارچه در هندوستان، در مکزیک، یونان، پرتغال، فرانسه، مبارزات در کلمبیا و فیلیپین، مبارزه در کارخانهٔ فورد روسیه، اعتراضات باسک، کارگران ایتالیایی، بلژیکی و غیره به ما احتمال و امکان تحلیل و درس آموزی و بررسی نقاط ضعف و قوت آنرا می‌دهد.

در هر مورد فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری و اتحادیه‌های کارگریِ بطور کلی بایستی که با دقت به مبارزه رزم جویانه و جدی خود ادامه داده، و در هر موقعیتی مناسب‌ترین شکل مبارزه را انتخاب نموده تا هم محتوای مبارزه را ارتقا داده وهم به نتایج مشخص و مثبتی برسند. ما باید بدون مستثنی کردن اشکال مختلف مبارزه، باید اصولیت و پایداری و اراده خود را برای مبارزه نشان دهیم.

خواست‌ها بر اساس نیازهای جدید

توانایی تصمیم گیری در محتوای درخواست‌ها و اهداف مبارزه برای هر زمان دارای اهمیت ویژه خود در چارچوب مبارزه طبقاتی دارد. تجربه‌های مثبت و منفی در این موارد زیاد است. همیشه بحث‌های زیادی در مورد اینکه چه چیزهایی واقع گرایانه بوده و چه چیزهایی امکان پذیر است، خواهد بوده. ما اعتقاد داریم که مطمئن‌ترین محک برای کارگران و توده‌ها درخواست نیازهای روزانه‌ آنها، که برای بقای حیاتشان لازم است، خواهد بود. نیازهایی مانند دستمزد، آموزش و پرورش، سرگرمی و تفریحات، بازیابی توانایی کار نیروی کار. اتحادیه‌های کارگری باید اهداف‌شان را بر مبنای این احتیاجات تعیین نمایند.

امروزه افزایش بسیار زیاد بهره‌وری نیروی کار، استفاده از تکنولوژی نو در تولید، ارتقا سطح آموزشی و فرهنگی کارگران نشانی از بالا بودن نیازهای ما است. مردم باید بهتر و طولانی‌تر زندگی کنند واین هدف ما است.

نقش رسانه‌ها - ارتباطات

در این عصر تکنولوژی و ارتباطات  نقش رسانه‌ها اهمیتی بسزاء و عظیم و تأثیرپذیری دارند. اگر ما دقت کنیم که چگونه امپریالیست‌ها از رسانه‌ها در کودتای سال ۲۰۰۲ علیه  چاوز در ونزوئلا، در ۱۹۹۰- ۱۹۸۹ در واژگونی و فروپاشی کشورهای سوسیالیستی، در ۲۰۰۳  در عراق، در حملهٔ نیروهای ارتشی اسرائیل به  فعالان ترکیه‌ای در۲۰۱۰ استفاده نمودند، ما به این نتیجه خواهیم رسید: جنبش سندیکایی طبقاتی باید در بکارگیری رسانه‌ها زیرک‌‌تر، مبتکرتر و کاردان‌تر بوده و از آن‌ها بهتر استفاده نماید. سندیکاها و سازمان‌های ما نیاز به آموزش و آگاهی دارند. سمینارهایی که در این سال در آتن برای تعلیم و تربیت سندیکالیست‌های آفریقایی با استفاده از رسانه‌های الکترونیکی و چاپی آغاز گشته است از نیازهای نوین بسیار دور است.

رهبری جدید  فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری  که قرار است در شانزدهمین  کنگرهٔ فدراسیون انتخاب شود، برنامه‌ای مشخص و مستقیم برای همهٔ موارد و موضوعاتِ مربوط به رسانه‌ها و کارگران در رسانه‌ها ایجاد خواهد نمود.

ادامه در شماره آینده اتحاد کارگر


شرکت فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری در گنگرۀ سی و نهم فدراسیون ملی کارگران صنایع شیمیایی فرانسه (ث- ژ – ت)


رفیق جورج ماوریکوس به نمایندگی از طرف فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری در سی‌ونهمین کنگره (ث – ژ – ت؛ اف – ان – آی – سی) شرکت نموده و طی سخنانی گفت:
رفقا، دوستان و همکاران گرامی،
به نمایندگی از طرف فدراسیون جهانی سندیکاها به شما، کارگران صنایع شیمیایی در فرانسه، به اعضا و کادرهای فدراسیون ملی کارگران صنایع شیمیایی فرانسه (اف- آی- آن- سی) درود می‌فرستم. ما حامل پیام تبریک رفیقانه به زحمتکشان فرانسه هستیم. طبقه کارگر فرانسه نقش بزرگی در جنبش سندیکایی داشته و همواره در کنار فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری بوده است.

خواهران و برداران،
کنگره شما، سی‌ونهمین کنگره (اف- آی- آن- سی) ، در یک برهه حساسی برگزار می‌شود که طبقه کارگر در سراسر جهان علیه بی‌عدالتی و سیاست‌های وحشیانه و ناعادلانه و سختی مبارزه می‌کنند.
 برای این دوره می‌توان دو مشخصه اصلی تعریف کرد:
۱-  بحران عمیق در سیستم سرمایه‌داری
در سرتاسر اروپا، در تمام جهانِ سرمایه‌داری، بحران عمیق، عظیم و طولانی است. برای مردم و کارگران عواقب این بحران سخت و طاقت فرساست.  بیکاری سر به آسمان می‌زند. آمار رسمی بیکاری نگران کننده است:
یونان ۲۷.۴٪
اسپانیا ۲۶.۷٪
کرواسی ۱۸.۶٪
قبرس ۱۷.۳٪
پرتغال ۱۵.۵٪
اسلواکی ۱۴٪
بلغارستان ۱۲.۹٪
ایتالیا ۱۲.۷٪
این وضعیت در بین جوانان  و زنان حتی بدتر است. بیکاری در ذات سرمایه‌داری و همزاد سرمایه بوده است و تهدیدی برای مبارزات زحمتکشان است.

همزمان ما شاهد خصوصی سازی وسیع صنایع اقتصادی- کلیدی هستیم. دستمزدها و بیمه بیکاری مورد یورش قرار گرفته است و آنها را کاهش داده و محدود می‌کنند. حقوق اجتماعی را نیز در حال پس گرفتن بوده و کارهای غیر رسمی، کارهای غیرقانونی همه‌گیر شده است. تعرضات کارفرما و دولت گسترش یافته ودولت‌ها از استبداد بعنوان سلاح استفاده می‌کند.

در اروپا نئو فاشیسم، خارجی ستیزی و نژادپرستی گسترش یافته و در حال تبدیل شدن به یک دشمن مهلک برای زحمتکشان و جنبش اتحادیه‌ها و نیز مبارزات توده مردم است؛ و این واقعیت امروزین سرمایه‌داری است.
اتحادیه اروپا، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و دولت‌ها - چه آنان که محافظه کاران جدید بوده و چه سوسیال دموکرات- ادعا می‌کنند که این بحران فقط «بحران بدهی‌ها» است!.
همه ما در واقع به مسئله بدهی‌ها واقف هستیم؛ بطور مثال در یونان، پرتغال، اسپانیا، ایتالیا، ایرلند وغیره. اما یورش به روابط کارگری، کاهش دستمزدها، حمله به تامین اجتماعی، خصوصی سازی‌ها، قیمت بالای همه اجناس در همه کشورها عادی شده است، چه دارای بدهی باشند یا نباشند. بحران سرمایه‌داری همه امور را چه اقتصادی و چه سیاسی و چه محیط زیست را احاطه کرده است. تصویر موجود تصویری فاسد، ناعادلانه و سیستم اجتماعی وحشی است.
 مبارزات مهمی در یونان، پرتغال، اسپانیا و دیگر کشورها جاری است؛ مبارزاتی که همه هدایت شده علیه فساد سرمایه‌داری است.
دومین مشخصه اصلی این دوره تجاوزات امپریالیستی است.
در اوکراین، سوریه، مالی، جمهوری افریقای مرکزی، رقابت بین امپریالیست‌ها هر روزه تلفات جانی می‌گیرد. همانند مورد لیبی، عراق، افغانستان امپریالیست‌ها ادعای دخالت انسان دوستانه را دارند!، روزانه مردم بیگناه را می‌کشند، موجب موج وسیع جنگ زدگان و مهاجرین شده‌اند و به اصطلاح برای حفاظت از «دموکراسی» و «آزادای» انجام می‌دهند. امپریالیست‌ها تظاهر به این امر می‌کنند. ما حقایق را می‌دانیم و آنان برای غارت منابع طبیعی و ذخایر اقتصادی، نفت، گاز، بدست آوردن سهم جدیدی در دخالت در امور آنان و گسترش سیاست‌های درازمدت منطقه‌ای خود و بازی‌های درازمدت علیه مردمان آن کشورها، علیه ثروت طبیعی این کشورها که دخالت‌های خارجی سعی بر دخالت در امور منطقه را دارند.
و ما در این تصویر بایستی که تجاوزات ممتد دولت اسراییل علیه مردم لبنان و مردم فلسطین را اضافه بکنیم که بطور غیر قانونی حق داشتن دولت مستقل آنان را انکار می‌کند.

رفقا و همکاران و دوستان گرامی،
در مواجهه با این اوضاع یک پرسش مرکزی و دیرینه مطرح می‌شود:
طبقه کارگر امروزه چه نوع جنبش سندیکایی نیاز دارد؟ برای شرایط امروزی چه نوع جنبش سندیکایی را باید سازمان داد؟
-آیا یک جنبش سندیکایی مشوق حکومت‌ها را می‌خواهد یا آن جنبش سندیکایی را که مبارزات علیه سیاست‌های ضد مردمی را رهبری و متحد کند؟
-آیا خواهان یک جنبش سندیکایی تماشاگر صرف بوده و یا یک جنبش فعال در خط اول مبارزه که  در روند حوادث تاثیر گذار بوده و مطالبات را گسترش دهد؟
- آیا خواهان جنبش سندیکایی همکار و شریک سرمایه‌دارها بوده یا دارای ابزار مبارزاتی قوی بوده که برای مبارزه و درخواست مطالبات ضروری است؟
-آیا خواهان یک جنبش سندیکایی «شریک و هم صحبت در گفتگوهای اجتماعی» بوده و یا جنبشی که مطالبات را پیش بینی کرده و همه اشکال مبارزه را برای حصول به آنان بکار خواهد برد؟
-آیا خواهان یک جنبش سندیکایی بدون ایدئولوژی و برنامه سیاسی بوده و یا خواهان یک مدرسه مبارزه که دارای ایدئولوژی و اهداف سیاسی بوده باشد که آنان را برای نابودی توحش سرمایه رهبری خواهد کرد؟
-آیا خواهان جنبشی است که فقط مسائل و مشکلات را بیان کند یا اینکه به نفع مردم و زحمتکشان در حل مشکلات راه حل ارایه دهد؟
-آیا خواهان جنبشی است که با اتحادیه اروپا، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی همکاری کند و یا جنبشی که همبستگی بین‌المللی را سازمان دهی نموده و طبقه کارگر را در هر گوشه جهان حمایت نماید؟

رفقا و دوستان،
برای فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری- که در سال ۱۹۴۵ پایه گذاری شد و هم اکنون ۸۶ میلیون نفر از کارگران و زحمتکشان از ۱۲۰ کشور جهان را به‌عنوان عضو دارد- پاسخ پرسش‌های بالا روشن است.
علاوه بر آن نیاز است که تاکید کنیم که امروزه لازم است که مراتب بوروکراتیک موجود در سندیکاها را نقد کنیم، ما بایستی که حرفه گرایی و فساد را به چالش بکشیم.
برای یورش به همه این پدیده‌های منفی لازم است که شکل طبقاتی و مبارزه جویی و انترناسیونالیستی سندیکاها را در همه سطوح تقویت نماییم.
ما از همه سندیکالیت‌های مبارز فرانسه، اروپا و همه جهان دعوت می‌کنیم تا برای یک شرایط بهتر برای امروز، فردا و یک دنیای عادلانه وبدون استثمار، روی نکات پایه‌ای که در بالا ذکر کردیم کار کنند.

با تشکر از شما

جمهوری اسلامی و چوب حراج بر سازمان تامین اجتماعی

طی چند هفته اخیر موضوع «سازمان تامین اجتماعی» و بخش درمانی آن (صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی) در صدر اخبار قرار گرفته است و نگرانی دیگری بر نگرانی‌‌های معیشتی موجود کارگران و زحمتکشان کشورمان افزوده است.
 بحث‌های طولانی وغیر کارشناسانه‌ای در مورد آینده خدمات درمانی آن جاری است. سازمان تامین اجتماعی که حاصل تلاش و مبارزات کارگران طی سال‌های طولانی و با پول و سرمایه حدود ۴۰ میلیون کارگر و خانواده‌شان تشکیل شده است و در دولت دهم محل دزدان بزرگی چون قاضی مرتضوی و یارانش شده بود و براحتی به اموال آن چوب حراج زدند، با آمدن دولت «تدبیر و اعتدال» هنوز وضع مطلوبی پیدا نکرده است. طبق گفته «ناصر آقاجری» - فعال کارگری- در این باره به ایلنا: با وجود آنکه سازمان تامین اجتماعی نهادی عمومی و غیر دولتی است که با سرمایه ۳۷ میلیون کارگر طی ۶۷ سال گذشته (از سال ۱۳۲۵ تا کنون) تشکیل شده اما در سال‌های اخیر مدیران دولتی بارها تلاش کرده‌اند تا به نوعی کنترل منابع مالی این سازمان را در دست بگیرند.
وی با بیان اینکه اوج این تلاش‌ها در زمان دولت گذشته بود، افزود: متاسفانه هنوز هم از لابه‌لای گفته‌های اظهارت رسمی اینطور استنباط می‌شود که برخی از مدیران دولتی در صدد مسلط شدن بر منابع این سازمان هستند.
دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی و بنیادها و نهادهای انگلی، همیشه به این سازمان بعنوان لقمه پرچرب  نگاه کرده‌اند و می‌کنند و در نبود یک تشکیلات کارگری متحد - که بتواند با این سیاست‌ها مقابله نماید- این سوء استفاده‌ها بیشتر شده است.
وضعیت درمان و دارو در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های آن بسیار اسفناک و سطح سرویس دهی بسیار نازل و توام با صف انتظار طولانی است؛، در صورتی که طبق گفته مدیر عامل این سازمان «۴۰ درصد تولید دارو و ۷۰درصد تولید مواد اولیه دارویی ]در سطح کشور [بر عهده سازمان تامین اجتماعی است.» و نیز «سازمان تامین اجتماعی به عنوان نهادی که ۱۲ درصد تولید درمان در کشور را در ۸۰ بیمارستان و ۳۰۰ مرکز سرپایی بر عهده دارد.» (ایلنا ۲۸ فروردین ۱۳۹۳)
  طبق گفته مسئولین تامین اجتماعی، دولت میلیاردها تومان بدهکار این سازمان است و حالا با مطرح کردن ادغام صندوق درمانی سازمان تامین اجتماعی با به اصطلاح «طرح بیمه سلامت» سعی در پاک نمودن بدهی‌های خود را دارد. و کمبود منابع مالی خود را از پرداخت‌های کارگران که بنا به نوشته ایلنا (۲۶ فروردین ۱۳۹۳): "کارگران ۳۰ درصد از حقوق ماهیانه‌شان را به عنوان حق بیمه به سازمان تامین اجتماعی می‌پردازند که نزدیک به یک سوم آن (۹ درصد حداقل حقوق ماهیانه) به صندوق درمانی این سازمان واریز می‌شود"، جبران نمایند.
 بنابه نوشته ایلنا و مصوبات مجلس و برنامه پنج ساله پنجم توسعه، دولت موظف است که با یک کاسه نمودن بیمه‌های درمانی، بجز صندوق خدمات درمانی سازمان تامین اجتماعی، طرح «بیمه سلامت » را اجرا نماید ولی فقدان تشکل ‌متحد کارگری و نقش مخرب تشکل‌های فرمایشی، رانت خواران و محافل قدرت را در جهت غارت و مصادره ثروت سازمان تامین اجتماعی – که بقول فعالین کارگری این سازمان سرمایه بین‌النسلی کارگران و خانواده‌هایشان بوده – به هوس انداخته است .
 مجلس و هیات دولت - که دستورات خود را از صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی دریافت می‌کنند – در صدد تصویب این ادغام هستند. برای جلوگیری از این امر لازم است که تمامی تشکل‌های کارگری و فعالین اتحادیه‌ها برای افشا این امر بسیج  شده و از همه راه‌های ممکنه در جهت افشا این طرح ارتجاعی و ضد کارگری اقدام نمایند.

حوادث و سوانح کاری، و نگرانی کارگران


کارگران و زحمتکشان کشورمان هر روز با نگرانی‌های بیشماری روبرو هستند. یکی‌ از این نگرانی‌ها که فکر کارگران و زحمتکشان و خانواده آنها را به خود مشغول داشته و در حال حاضر به یکی‌ از مشکلات اساسی‌ آنها نیز تبدیل گردیده است، مسئله تأمین جانی آنها در محیط و محل کار است. روزی نیست که در خبرگذاری‌های داخلی‌ و رسمی‌ کشور گزارشات غم انگیزی در رابطه با حوادث  ناشی‌ از کار که منجر به کشته و مصدوم شدن کارگران و زحمتکشان می‌‌گردد، خبری نباشد.

از خبر سقوط کارگر ۱۸ ساله‌ای بنام "سراج" از طبقه چهارم یک کارگاه ساختمانی واقع در بزرگ‌راه آیت‌الله سعیدی - چهار راه یافت آباد که در اثر اصابت به داربست‌های فلزی جانش را از دست داد، تا خبر  آتش سوزی در یک واحد تولیدی پوشاک واقع در خیابان شهید مدنی (نظام آباد) که سه‌ کارگر زن به شدت دچار جراحت سوختگی شدند، (که این حادثه نیز یادآور حادثه دلخراش آتش سوزی کارگاه تولیدی واقع در خیابان جمهوری بود که منجر به کشته شدن دو کارگر زن گردید)، نمونه‌هایی هستند اندوهگین از حوادث ناشی‌ از کار.

 بنابر آمار رسمی‌ روزانه ۵ کارگر در ایران بر اثر حوادث شغلی‌ جان خود را از دست می‌‌دهند و بسیاری نیز نقص عضو می‌‌شوند. به گزارش ایلنا و بر اساس اعلام دفتر آمار و محاسبات سازمان تأمین اجتماعی، "در ۶ ماه اول سال جاری (۹۲) ۹ هزار و ۶۷ بیمه‌ شده تأمین اجتماعی دچار حادثه ناشی‌ از کار شدند که ۸ هزار و ۳۳۲ نفر از آنها به بهبودی  کامل رسیدند و ۵۱ نفر بیمه‌ شده نیز فوت کردند." البته این آمار مربوط به کارگرانی است که از بیمه‌ تأمین اجتماعی برخوردار بوده اند و شامل کارگرانی که در کارگاه‌های کوچک و در حین کار جان خود را از دست داده اند نمی‌شود.

بیانات نماینده کارگران معدن "چشمه پودنه" که بر اثر حادثه انفجار ۳ تن‌ از همکارنش را از دست داده است افشاگر نکات مهمی است که عدم رعایت آنها عواقب ناگواری را برای کارگران و زحمتکشان به همراه داشته و در آینده نیز خواهد داشت. 

مهدی همتی در این رابطه می‌‌گوید که کارگاه محل حادثه فاقد امکانات ایمنی از جمله دستگاه مناسب "گاز سنجی" برای اعلام خطر به کارگران بوده است. فقدانِ دستگاه تهویه هوای مرکزی، کهنه بودن دستگاه گاز سنج، خراب بودن آمبولانس و لوکوموتیو بیمار بر و همچنین دستگاه اکسیژن ساز، از جمله مواردی هستند که به گفته همتی باعث انفجار در این معدن گردیده است. او در ادامه می‌‌گوید، "مسئولان پیش از وقوع حادثه به هشدار‌های ما گوش نمی‌‌دهند و پس از کشته شدن همکارن‌مان تیم‌‌های عملیاتی تشکیل می‌‌دهند و هر بار که در باره کار نکردن دستگاه‌های تهویه هوا در عمق ۲۵۰۰ متری زمین اعتراض می‌‌کردیم ما را به اخراج تهدید می‌‌کردند." او در خاتمه و به درستی به این حقیقت تلخ اشاره می‌‌کند که: "ما نه‌ فقط امنیت شغلی‌، که امنیت جانی هم نداریم." به موارد ذکر شده در بالا توسط نماینده کارگران معدن چشمه پودنه که به کشته و مجروح شدن کارگران می‌‌انجامد، می‌‌توان موارد دیگری را مانند: فقدان حداقل آموزش به کارگران، فقدان امکانات ایمنی و بهداشتی، ساعات کار طولانی و متعاقباً خستگی‌ مفرط و پایین آمدن تمرکز در حین کار، نور ناقص، لباس خطرناک و ....... اضافه کرد که باز هم تنها بخشی از دلایلی است که مرگ کارگران را رقم می‌‌زند.

ولی آنچه که از همه این موارد با اهمیت‌تر است و در سرلوحه برنامه‌های اقتصادی دولت یازدهم نیز قرار دارد؛ آزاد سازی قیمت‌ها، خصوصی سازی‌های گسترده
و حمایت‌های مالی‌ و معنوی از "کارآفرینان محترم" داخلی‌ و خارجی‌ است که فقط بدنبال بدست آوردن سود بیشتر هستند و تنها موضوعئ  که برای آنها (کارفرمایان و کلان سرمایه داران) اهمیت ندارد، تأمین امنیت شغلی‌ و جانی کارگران و بهبود شرایط کار و وضعیت معاش زحمتکشان میهن‌مان است.

برای مقابله با سیاست هایی ضدّ کارگری و بهبود شرایط و محیط کار و در نهایت ارتقاء سطح زندگی‌ زحمتکشان، ضرورت  احیا، ایجاد و تقویت سندیکا‌های مستقل کارگری توسط کارگران و نمایندگان واقعی‌ آنها بیشتر از گذشته احساس می‌‌شود. نباید فراموش کرد که: چارهٔ رنجبران وحدت و تشکیلات است.


ارباب و کارگر




با شما هستم، آهای کارگران           بچه‌ ها، زن‌ها، مردان، پسران
کارخانه چی‌ و صاحب کارم          هم نشین با خود استاندارم
هست داماد من آقای وزیر              خانمم دختر آقای امیر
خواهرم هست زن سرلشگر           دخترش هست عروس جعفر
پدر اندر پدر هستیم ارباب              جر بزه دار و مبادی آداب
همه پاکیزه همه جنتلمن                 من چه جورم؟ همه‌شان عیناً من
ما در این خاک نفوذی داریم           اسم و رسم و پک و پوزی داریم
وکلا اغلب با من بازند                  همه با سازم هم آوازند
در ادارات و وزارت خانه              لااقل هست ز ما یک دانه
من به هر جا تلفن یا پیغام               بنمایم، بنمایند اقدام
اگر اخراج نمایم همه را                 نکند هیچ کسم چون و چرا
می‌ توانم بدهم حبس کنند                بدهم چوب زیادی بزنند
می‌ کنم من به شما امر اکید همگی‌ گوش به حرفم بدهید
من شنیدم که شما‌ها کم و بیش          پا نهادید برون از حد خویش
من شنیدم که شما بعضی‌ تان           ماجرا جوّ شده‌اید و شیطان
من شنیدم وکلأی دارید                  دفتر و دستک و جای دارید
من شنیدم که شما جمع شدید            اتحادیه  فراهم کردید
هر شب آنجا جلساتی بر پاست        حوزه و بند و بساطی بر پاست
کرده اید این کلمه ورد زبان            (زنده بادا به جهان کارگران)
می‌ نشینید  هی‌ این ور و آن ور       می‌‌گذارید برایم منبر
زمزمه کرده و گوئید ارباب            خانه کارگران کرده خراب
صحبت از مزد کم و کار زیاد         صحبت از جمعه و جشن اعیاد
صحبت از بیمه‌  پیری کوری          صحبت از ناقصی و رنجوری
خوش به احوال شما حال شما         پس بگویید همه مال شما
این آلم شنگه و بازی‌ها چیست         چه خبر هست مگر بلشویکی ‌ست
که نموده است شما را وادار            گفتن این کلمه (استثمار)؟
به شما یاد که داد این کلمه              که شده ورد زبان‌های همه
خفته‌ها را که نموده بیدار               ‌ها ها ‌ها، استثمار، استعمار
چه بساطی شده واقع ماتم               آدم آدم، عمله هم آدم؟
مهره و پیچ که دارم در دست          دور اندازمش هر وقت شکست
کارگر، نزد من همچون پیچی‌         ناقص و عاجز گشتی هیچی‌
باز هم پیچ مهم تر ز تو است          خرجکی دارد اگر مهره شکست
تو اگر ناقص گشتی رفتی‌              دگری جای تو آرم مفتی
هست این دولت و مجلس با ما         ندهد گوش به اظهار شما
حال ای‌ کارگر این بود ارباب         فکر او  خواندی خود را دریاب

محمد علی‌ افراشته، شاعر توده‌های محروم

Economic Deregulation and Workers’ Wages



With coming to power of the Hassan Rouhani government and in the framework of the Islamic Republic’s general policies, privatization programs and cutting of the subsidies, based on the World Bank and the International Monetary Fund’s prescriptions, are being implemented with haste. These programs which include making the work-force cheaper for the native and foreign big-capitalists, deregulation in the work-place and work-relations for rendering the Labor-Law ineffective, cutting the subsidies in the name of the so called “Targeting of the Subsidies”, expanding the Free and Especial Economic Regions with the intension of enslaving the workers, raiding the national properties in the name of privatization, expanding the private sector for the purpose of a few people attaining huge amounts of profits, and raiding the workers’ properties and savings in the Social Security Organization, has destroyed the workers’ lives and their class interests.

While according to the ILANA’s (Islamic Republic’s Labor News-Agency) March 11, 2014 report, “A family’s monthly living expenses on the basis of the poverty-line is 1800000 Tomans (one Dollar is approximately equivalent to 3000 Tomans)”; in a report from the conclusion of the meeting for determining the wage, which decided on the 608800 Tomans being the 2014 workers’ monthly wage; on April 12, 2014, quoting the Minster of Labor Rabieih, ILANA wrote, “With representatives from three groups, government, ‘workers’ and management present, ‘with complete consensus’ and workers’ and managers’ ‘unanimous member and observer votes’, the High Labor Council approved the following (wage) acts for the coming year.” On April 12, 2014, at the first 2014 Rabieih’s summit with the official labor organization’s representatives, all of the so called labor representatives applauded determination of the 609000 Tomans, an amount equivalent to one-third of the poverty-line as wage, and the Secretary General of the Grand Trade Center of the Workers’ Associations indicated, “Wage increase was the result of bargaining with one another of the social partners; and we defend the result of what was achieved with the Minister of Cooperation, Labor and Social Welfare’s insight, and the harmony which existed between the workers’ and the management organizations.”                 

Three years ago, due to the elimination of the subsidies from energy, food items, medicine,….., Islamic Republic government officials promised monthly payment of 45000 Tomans per person, and supplying the energy needs of the industrial production and medicine….. They called cutting of the subsidies, “Targeting of the Subsidies”; and the 30 percent of the income from “Targeting of the Subsidies”, which was supposed to be allocated to the industrial production, was immediately cut; which resulted in destruction of thousands of production plants and unemployment of millions of workers. Last year was the time for cutting of the “Reference Currency” from medicine and essential goods; which resulted in devastation of the medicine production and the astronomical price hikes. Despite 20 to 24 percent increases in the price of water, electricity,……., as part of the second phase of the “Targeting of the Subsidies” during the recent few weeks, using various types of ploys during the last two months, regime’s officials have decided on taking the 45000 Tomans of monthly payment back as well. On April 15, 2014 ILANA wrote, “About 90 percent of the workers in Hamadan Province are employed with temporary contracts…. Temporary contracts in the current economic conditions are like having no job security and the government can not expect from such workers to turn down receiving of the subsidies.” According to the Mehr News-Agency’s April 13, 2014 report, Deputy Industry Minster announced, “Deregulation is the most important action that the Ministry of Industry……will take; and on the other side, easing the conditions for export will substitute payment of the cash subsidies.”

During the recent few months Rouhani has changed status of considerable sections of the southern parts of the country into Free and Especial Economic Regions. While merchants make immense amounts of money from the import tax exemption in the Free Economic Regions, workers employed in these regions will not be covered by the Labor Law and the Social Security benefits; in other words, workers will turn into slaves with no legal protections. On March 31, 2014, in a gathering of the Free-Trade Regions’ administrators, Rouhani indicated, “In some cases the seven Free Economic Regions can turn into model economic development regions in the country; because, they are not suffering from the restricting laws and regulations.” On March 5, 2014, Taiebnia, Islamic Republic’s Minister of Economic and Financial Affairs described “only 3 percent of the privatizations completely genuine”; regardless of that he emphasized, “We are in the process of preparing the environment by transferring economic activities to the private sector.”

During the recent weeks we have witnessed strong labor opposition to the government’s aim of transferring the health-care section of the Social Security Organization to the Ministry of Health’s “health insurance.” For instance, quoting workers on the 9th and 12th of April, ILANA wrote: “Transferring the health funds of the Social Security Organization into a governmental organization means transferring billions of Tomans of workers’ funds into the government treasury”; “With this act, the free of charge treatment of the Social Security Organization’s insured workers will be terminated.” In the face of all such opposition, while emphasizing the Worker House organization’s (center for the government sanctioned labor organizations) support for the “Rouhani government’s general policies”, according to the ILANA’s April 13, 2014 report, during his meeting with the Deputy General Secretary of the German Social Democratic Party (SPD), Ralf Mutzenich at the Worker House in Tehran, Ali Reza Mahjob, General Secretary of the Worker House described differences in views between the Worker House organizations and   the Rouhani Government to be “minimal”; and considered “the Rouhani government’s intention….in the framework of the health insurance plan….., as a prelude for social insurance….., and was hopeful regarding the unemployment insurance for the unemployed in the near future.”

Since the start of its work, Rouhani administration has made wide-ranging efforts for complete deregulation of our country’s economy. During the fourth meeting of the Rouhani government’s high-ranking officials with the International Monetary Fund authorities, on April 11, 2014, Director of Iran’s Central Bank requested Christine Lagarde, Director of the International Monetary Fund that the International Monetary Fund hold “regional training sessions in Tehran”; Christine Lagarde agreed to his request. In other words, Rouhani government officials intend to turn Iran into the regional center for training in “Free-Market Economy.” The only way to protect the working class interests, and struggle against repression and exploitation by the native and foreign big-capitalists, is organization of the workers in independent workers’ syndicates and unified struggle of our country’s working class.

                  
   
United Workers Everything


Isolated Workers Nothing

Responses by George Mavrikos, General Secretary of the WFTU


To the Interview asked
by the Iranian Committee for Labor-Union Relations


1. What is your assessment of the prospect of the general labor-union struggles?

The international trade union movement has great responsibilities in the current developments and a significant potential. All together, collectively and in solidarity we can achieve multiple results, amassing forces on national, regional, sectoral and international level, thus strengthening our national struggles, building internationalist solidarity. Our irrevocable goal, which should be daily at the center of our struggle is to unite the working class under its own interests, to contribute with all our forces to rebuild the trade union movement and to coordinate our efforts on national, regional and sectoral level, in order to strengthen our potential.

2. What is the effect of the economic crisis on workers and the labor-union movement?

The capitalist financial crisis, which unfolded in all developed capitalist countries has dramatically worsened the situation for the working class in all aspects of their lives. In all capitalist countries, in all continents, the capitalists, the monopolies took advantage of the financial crisis in order to accelerate the anti-workers measures they had elaborated long before the crisis with the aim to extort bigger surplus value. They take advantage of the mass unemployment, so they can impose state and employer sponsored terrorism, oppression and increase the exploitation rate for the youth, especially the children of the working class and the popular strata.

The policies for an exit from the crisis elaborated by capitalist governments, no matter the name or composition, and the international imperialist organizations have as a main prerequisite very low wages and salaries, their constant decrease, with a tendency to meet the lowest wages and salaries of the world market. We can notice all this phenomena and tendencies in every country and continent: in America, in Europe, in Asia.
3. How are the present-day labor-union movement and the World Federation of Trade Unions’ role in the current era?
We, as workers, as the class-oriented trade union movement, as the World Federation of Trade Unions (WFTU), we have a duty to expose the plots of the exploiters and to edify the workers of the world with a militant spirit of struggles, of internationalism, of constant struggle against the imperialist wars.
The WFTU and its members and friends around the world have conducted important struggles during the last years.

The WFTU maintains strong presence in Arab countries, where the major organizations are members and friends of the WFTU, to curb the resistance of Arab workers, who are against the imperialist plans for the so-called “New Middle East”. We will continue on the same direction, forging solidarity with our class brothers in the Arab World against imperialist aggression, constantly uncovering the plans of the imperialist forces antagonizing in the region.

4. How are the World Federation of Trade Unions’ struggles and its achievements after the last Congress – the Sixteenth Congress?

The 16th World Trade Union Congress was a historic event for the international class-oriented trade union movement attended by 828 delegates from 101 countries. It reflected the large open, democratic, modern, internationalist and class-oriented character of the WFTU.

The "Athens Pact", the main resolution, is an important legacy for the international trade union movement as a collective, mature and democratic decision of the 16th World Trade Union Congress which crystallizes the timely and critical analysis on social and political and economic developments, and also the way out for the benefit of workers and popular strata.

The rich action of the WFTU on central, regional and sectoral levels has aimed to unite the forces of the working class in class struggles; to unite the workers no matter their ideology, religion, language, gender; unite the simple people in the struggle against capitalist exploitation and against imperialism.

The organizational growth of the WFTU into more than 86 million members in 126 countries is one result of this progress.

5. How are the International Labor Organization and the World Federation of Trade Unions’ activity within it?

The WFTU has permanent representation in the ILO as well as all other international Organizations such as the UN, UNESCO, FAO where it expresses its views and positions in favor of the working people. However we are also realistic about the role of the ILO which is not in favor of the working people rather than for the governments and employers interests. In the best case the ILO easily expresses wishes, generalities and vague promises. For long now, we have been listening to nice words for dignity, for equality, for democratic rights etc. but for the real issues and problems of the workers no action is taken.

On the contrary the ILO and its Regional Offices are blocking the democratic, proportional representation from the trade unions, are continuing to allow the monopoly of the ITUC within the ILO and are discriminating a part of the trade union movement and the affiliates of the WFTU. We will continue the pressure until this stops.

6. On several occasions, the World Federation of Trade Unions, and you as its First Secretary, have called for release of the detained Iranian workers and labor-union activists. As a large and well-known labor-union center, what is the World Federation of Trade Unions’ role in defending the labor-union rights, including the Iranian workers’ labor-union rights?    

The workers and the trade union internationally face similar problems that relate to unemployment, dismissals, salary cuts, attack in social security rights, for the age of pensions. The violation of trade union rights, the persecution of trade unionists has to do with the establishment of such policies and reforms.

The WFTU defends the rights in trade union freedom in every country. The Convention 87 of the ILO ratified by many countries is an outcome of the action of the class-oriented trade union movement and the WFTU.

The internationalist solidarity and support can and must continue assisting the national struggle of each working class into making trade union freedom a reality in every country.


Minister of Labor, Ali Rabieih’s Claims; what is the Truth?!


Recently, during a government ceremony, Ali Rabieih, Islamic Republic’s eleventh government’s Minister of Labor, Cooperation and Social Welfare made some comments and claims; to make some aspects of his activities and background clear, it is fitting to provide a short response to those claims.   

On February 8, 2014, quoting Rabieih, ILAN, Islamic Republic’s Labor News-Agency reported, “I was a worker where with the blessings of the revolution became a minister…. During Shah poor people had no chance of transmission between social and political strata….. I was a factory worker, but I am a Minister now.”

Ali Rabieih knows well, how and with what kind of background in Islamic Republic he received the ministry post. To know him and others, who with the blessings of the defeat of the revolution and establishment of a government counter to the main goals of the revolution, have received ministry and premiership posts, recounting the background of the Minister of Labor is useful.


In early days after the triumph of the revolution, Ali Rabieih, together with Ali Reza Mahjob, and another individual called Daneshmand, where these days one can find him in the Commerce House, were among the Islamic Republic’s macebearers, who acted as saboteurs against the independent labor organizations. Their activities inside the Worker’s House also included identification and arrest of the well-known labor-unionists. Those days, along with monopolization and threatening of the independent organization in the Worker’s House, Ali Rabieih was soon absorbed into information and security organizations as well. Within the security organizations he worked with the name “Brother Abad”; and during the bloody decade of the Eighties, he had an effective presence in one of the Islamic Revolution Prosecutor’s branches. In interrogation of some of the labor-unionists, such as Hassan Jalally and Hedayat Moalem, in a branch designated for the labor problems in the Evin Prison and the “Joint Committee”, during the years of 1982-1984, he played the main role. With the launch of the Ministry of Information, Ali Rabieih became one of the deputies of this repressive security agency. During the Nineties, together with Hosein Kamali, he was one of the architects and designers of the temporary-contracts; where workers rightfully consider such contracts and remember their initiators with revulsion. Let’s not forget that during the Eighties, during the period of bloody repression, in organizing attacks against the labor-syndicate centers such as the “Association of Solidarity with Syndicates” and “Tehran and Suburb Workers’ Councils”, Ali Rabieih had the leading role. He is one of the architects of the “Islamic Labor Centers”; centers that severely violate and step-on the workers’ trade-union rights. He was considered as an infatuated supporter of the “syndicate is ungodly” slogan; and the initiative of cleansing the Worker’s House from honest and conscious labor activists in early Eighties belong to him. Following his and Hosein Kamali’s success in inserting temporary-contracts within the “laws”, because of his background in security and labor-syndicates’ repression, for some time along with Mohammad Javad Larijani, he “served” as a Secretary for the High National Security Council. With such background, one can realize how, why and with what kind of report-card he has reached the ministry rank; and in the position of a Minister, who he is serving, and he has secured and securing what kind of peoples’ interests.