Popular Posts

۱۳۹۳ تیر ۶, جمعه

در راه احیای حقوق سندیکایی با آموزش‌های فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری


پیمان آتن – بخش سوم



در ادامه انتشار سند معتبر مصوب شانزدهمین گنگرۀ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، به نام پیمانِ آتن، اینک بخش سوم و پایانی از فصل "د" با عنوان آماج‌های ما، در دسترس مبارزان جنبش سندیکایی و خوانندگان قرار میگیرد.




مهاجرین، پناهندگان سیاسی و مردمان بی‌خانمان


مهاجرت پدیده‌ای است که به تغییر مکان جغرافیاییِ بخشی از جمعیت مربوط می‌شود. دربسیاری از موارد، بویژه آن‌هایی که برای ما اهمیت دارند، دلایل این جابجایی از نوع اقتصادی – اجتماعی قلمداد می‌شوند و در درجهٔ اول آن مهاجرین اقتصادی قرار می‌گیرد؛ و یا این مهاجرت‌ها علت اقتصادی- سیاسی داشته که آنان پناهندگان سیاسی هستند. در هر حال تقریباٌ ۲۰۰ میلیون نفر مهاجر بطور دائمی و یا موقت در جستجوی کار بوده، و بحران‌های جاری نیز موج‌های جدیدی از مهاجرین را بوجود خواهند آورد. مهاجرین اغلب، لایه‌های به شدت استثمار شدهٔ طبقهٔ کارگر هستند، آن‌ها به آسانی قابل کنترل بوده و تهدید به اخراج می‌شوند؛ و در برابر ترور وتهدید و عدم پیوستن به سندیکاها بسیار آسیب پذیراند.

در شرایط کنونی، مهاجرینی که وارد کشوری می‌شوند، کارهایی را قبول می‌کنند که مردم محلی از انجام آن سرباز می‌زنند. شرایط هولناک کاری امری عادی ست. ترس از خطر اخراج شدن از کشور که عمدتاٌ بوسیلهٔ کارفرمایان استفاده می گردد، همیشه وجود دارد. مهاجرین قربانیان اعمال ماجراجویانه و خطرناک عناصری هستند که به اوراق کار قانونی آنان بعنوان یک بازیچه نگاه می‌کنند و این امر در همه دولت‌ها اتفاق می‌افتد؛ اوراق آنان را به تاخیر انداخته و یا رد می‌کنند و یا مبالغ هنگفتی برای قانونی کردن کار آنان در آن کشور از آنان طلب می‌کنند. نژادپرستی و بیگانه ستیزی، یورش‌ها و تهدیدها جزئی از زندگی تمامی جوامع سرمایه‌داری است که از پدیدهٔ مهاجرت به عنوان دلیل و سپر بلا برای پیامدهای سیاست‌های ضد مردمی و نیز سود سرمایه بهره برداری می‌کنند.

درحقیقت، نیروی کار مهاجر حتی در لایحه‌ها و قوانین بین‌المللی- مانند مصوبه اروپایی آقای بولک‌اشتاین (Bolkestein) کمیسر اروپا-  به مثابه توپ در دست کارفرمایان استفاده می‌گردد. هر زمان قدری رشد اقتصادی وجود داشته و نیروی کار از لحاظ کمی و کیفی نتوانسته خواست‌های شرکت‌های چند میلیتی و انحصارات را برآورده کند، حتما آنجا موج مهاجرت افزایش پیدا می‌کند. این امر اغلب با توافق بین دولت‌ها و یا حتی بدون توافق و چه قانونی و چه غیرقانونی انجام می‌گیرد.   
در اکثر موارد، توافق نامه‌های دستمزد نقض گشته و به کارگران مهاجر دستمزدهای پایین و حتی بعضی اوقات کمتر از حداقل دستمزد قانونی پرداخت می‌کنند. آن‌ها بدون حق قانونی کارگری، بیمه اجتماعی و بیمه درمانی کار می کنند. مهاجرین اغلب قربانیان تهدیدها و ارعاب‌ها هستند و حتی از حقوق ‌قانونی‌شان در کشور میزبان بی‌خبرند و نمی‌دانند که چگونه با جنبش اتحادیهٔ کارگری ارتباط برقرارنمایند. نمونهٔ ویژه ژاپن، که توسعه دو برابری‌اش با نرخ پایین رشد جمعیت همراه بود، نیاز به ورود کارگران ماهر دارد.

همچنین استرالیا به خاطر کمبود و فقدان نیروی انسانی ماهر در دههٔ گذشته، و نیز تامین بخشی از نیازهای توسعه سرمایه‌داری و شرکت‌های فراملی، با موج بزرگی از کارگران مهاجر و کارگران  موقت مواجه شد. یا در بعضی از کشورهای خلیج، مانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی و قطر.. مهاجرین اقتصادی مردمانی بدون حق قانونی هستند. در امریکا گستردگی مبارزات مهاجرین سنگینی مشکل مهاجرین را نشان می‌دهد. در غیراینصورت در شرایط بحران‌ها و تشدید یورش‌های منفور به حقوق قانونی کارگران و تلاش‌های همزمان برای کاهش هزینه نیروی کار، مهاجرین نیروی اضافه تلقی شده و تحت تعقیب قرار می‌گیرند.

در اروپا، نمونهٔ فرانسه رسواترین آنهاست. فرانسه یک قدرت استعمارگر امپریالیستی با تجاوزات غارتگرانه خود بمدت ده‌هاسال، تقریباً نصف افریقا را اشغال کرده بود. ذخایر غنی آفریقا موتور حرکت و رشد فرانسه بوده، کشوری که در گذشته «موتور حرکت سرمایه داری» نامیده می‌شد. امواج مهاجرت از مستعمره‌های آفریقایی به سرزمین «کلیساها» سرعت گرفت. در دههٔ گذشته، واقعیت سیاسی جدیدی در فرانسه شکل گرفت و آن حاشیه نشینی بود و شرایط زیستی این زاغه نشینان روز به روز بدتر شد. اروپا بجای تصویب قوانین و سیاست‌های حمایتی و همبستگی لازم با مهاجرین، تبدیل به یک «قلعهٔ محصور» با رفتار«پلیسی» و تمایلات شدید «امنیتی» نسبت به مهاجرین شده است.  

در مجموع، سلطهٔ مطلق امپریالیزم، دولت‌های اروپایی، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، به مدت  سی سال، سبب امواج عمدهٔ مهاجرت از آفریقا شده‌اند.

مشکل عمدهٔ دیگر در برخی از کشورها، مهاجرت‌های داخلی هستند – بویژه در کشورهای بزرگتر- که این مهاجرت‌ها نیز مشابه مهاجرت‌های جهانی بوده و با اهمیت هستند. برای نمونه، در هندوستان، که این مهاجرت‌ها «مهاجرت‌های بین ایالت‌ها»خوانده می‌شوند؛ که با آنها همانند سایر مهاجرین، همان قوانین کارفرما اعمال می‌شود و آنان قربانیان نژادپرستی و بیگانه ستیزی می‌شوند.
    
همراه با معضل حاد مهاجرین، ما همچنین بایستی که با مشکل بی‌خانمان‌ها نیز برخورد بکنیم. بحران اقتصای در ایالات متحده امریکا، اروپا و آسیا، باعث شد که بسیاری از کارگران خانه‌هایشان را از دست بدهند. آنها ماوا و مسکنی ندارند و در خیابان‌ها و زیر پل‌ها می‌خوابند.   

فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری با اعتبار جهانی و موقعیت انترناسیونالیستی‌اش جوابی که می‌تواند بدهد این است که کارگر، کارگر است، چه در کشوری که در آن متولد شده و زندگی می‌کند و چه بعنوان مهاجر آمده است؛ آنان همانند سایر کارگران کشور باید دارای حقوق اجتماعی و کاری باشند. قراردادهای دستجمعی باید برای همه کارگران کشور محترم شمرده شود. با این خواست‌ها مهاجرین بعنوان ابزار سرکوب برای جنبش کارگری استفاده نخواهند شد، وآنان قربانیان کارفرماها نخواهند شد.

فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری جهان با همبستگی انترناسیونالیستی‌اش برای اتحاد کارگران صرفنظر از نژاد، رنگ پوست، جنسیت، ملیت، و اصل و نسب نبرد می‌کند. ما به مبارزه علیه بیگانه هراسی، نژادپرستی، تبعیض، و حذف و استثناء و علیه همهٔ تئوری‌های فاشیستی اولویت می‌دهیم. ما به جد می‌کوشیم که کارگران مهاجر با حقوق مساوی که شامل کارگر بومی نیز می‌شود، در جنبش سندیکایی و کارگری نقش بازی کنند؛ و نیز به مناصب سندیکایی انتخاب شوند. هر فدارسیون، هر صنف سندیکایی طبقاتی بایستی که کمیته کارگران مهاجر را داشته باشد، که بطور مشخص به نیازهای کاری، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آنان رسیدگی نماید.
  
فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری برای یافتن راه حل به این مشکلات نه تنها با متشکل کردن فعالیت‌های اصلی خود، بلکه همچنین با برگزاری فعالانه سخنرانی‌های روشنگر و آگاه کننده، و نیز فعالیت‌هایی درهمهٔ سازمان‌های بین المللی (یونسکو، سازمان بین المللی کار، و سازمان ملل) فعالانه شرکت می‌نماید. دخالت‌های ما در این سازمان‌های بین‌المللی بایستی که تشدید گردد.

فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری الغای تمامی قوانین و مقررات ضد مهاجر والغای «اجارهٔ کارگران» را که یادآور قرون وسطی و برده داری‌اند را مطالبه می کند.

مردم بومی

فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری اقدامات شجاعانه و مبارزهٔ جنبش مردم بومی ـ شاهدان زنده تجاوزات استعمارگرانه اسکان داده‌های کشورهای سرمایه‌داری اروپا ـ را ارج می‌گذارد. آنان به مبارزات خود-علی‌رغم نسل کشی و جنایاتی که دول نو- محافظه کار در حمایت از سرمایه‌های بزرگ مرتکب شده‌اند- ادامه می‌دهند.  

در سال‌های اخیر، بسیاری از مردم بومی در اغلب مناطق مبارزات خود را تشدید نموده‌اند؛ در آمریکای لاتین و استرالیا، مبارزه برای بدست آوردن حقوق رهایی از استعمار و خواستار احترام به محل زندگی‌شان و نیز حفظ محیط زیست هستند. امروزه آنان با حرص و آز شرکت‌های چند میلیتی که توسط دولت‌های امپریالیستی حمایت می‌شوند، روبرو هستند. این شرکت‌ها مناطق آنان را اشغال و منابع طبیعی‌شان مانند چوب، نفت، گاز و زیست محیط شان و نیز منابع آبی شان را برای مقاصد تجاری خود بغارت می‌برند؛ بطور مثال آنچه در جنگل‌های آمازون اتفاق می‌افتد، جنگلی که بزرگترین ریه تنفسی جهان اعلام شده است!.

ضروری است که دوستان و سندیکاهای وابسته به فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری همبستگی مؤثرشان را با مبارزهٔ جنبش‌های مردم بومی ـ برای پیروزی در بدست آوردن حقوق قانونی‌شان، کرامت‌شان، احترام به مرز و بوم‌شان و تمامی ثروت طبیعی‌شان- تقویت نمایند.

ما همبتسگی طبقاتی و قاطعانه خود را با مبارزات مردم بومی ماپوچوی شیلی (Mapuche) و سایر جنبش‌های بومیان و مردم بولیوی، اکوادور، کلمبیا، امریکای مرکزی، مکزیک و در سایر قاره‌ها اعلام می‌کنیم. فدراسیون به خواست خود مبنی بر تنبیه متجاوزین و مسئولین در نسل کشی علیه خواهران و برادران ما را در همه مناطق ادامه خواهد داد. فدراسیون مبارزه خود علیه وحشیگری که عامل آن سرمایه‌داری است، ادامه خواهد داد.

شرکت های فرا ملی/ چند ملیتی

تا جایی که به اقدام، کنش و مبارزات کارگران فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری مربوط است، یک واقعیت دشوار و مشخصی وجود دارد، که ما باید با آن روبرو گردیم. امروزه در ساختار اجتماعی جهانی سازی، منافع شرکت‌های عظیم سرمایه جهانی باعث بوجود آمدن شرکت‌های چند ملیتی/ فراملیتی گردیده است. انباشت سرمایه موجب پیدایش چنین شرکت‌هایی شده است، که اغلب آنان بطور موازی در بیشتر شاخه‌های صنعتی و مالی گسترش یافته‌اند.

این شرکت‌ها منابع تولید ثروت را به سرقت می‌برند؛ مردم بومی و کشاورزان فقیر را از سرزمین‌شان بیرون، محیط زیست را نابود می‌کنند؛ آن‌ها محصولات را احتکار و بطور سیاسی و مالی مسیر و خط مشی بسیاری از کشورها را کنترل می کنند. در برخی از کشورها با توسل به ابزار نیروهای شبه نظامی سعی در توقف فعالیت‌های سندیکایی می‌کنند.
ویژگی‌های این شرکت‌های فراملیتی/ چند ملیتی و نتایج منفی آن‌ها- تبعیض‌ها و سختی رقابت- برای زحمتکشان، زمینه مناسبی را برای مبارزه و تلاش ما  و با هماهنگی با همراهان بین‌المللی خود ایجاد می‌نماید و ما بایستی که آن را مدیریت کنیم.

استراتژی کاری ما بایستی که گسترش همکاری سازمانی با سندیکاهای جهانی که در این بخش از صنایع و شرکت‌ها هستند، ‌باشد و سعی بر ایجاد ارتباط نزدیک با کمیته‌های مربوطه و اتحادیه‌ای آنان نماییم. بدین وسیله فعالیت‌های ما به توده کارگر بسیار نزدیک بوده و می‌توانیم با رفرمیست‌های بین‌المللی در جنبش کارگری مبارزه کنیم.

در واقع خیلی مطلوب خواهد بود که هر واحد سندیکایی یک لیست بین‌المللی از شرکت‌های هر بخش را تهیه نماید تا از این طریق هماهنگی لازم را با زحمتکشان شاغل در آن بخش و در همه قاره‌ها هم آهنگ نموده تا به اهداف خود برسیم......
   

پایان  فصل «د» با عنوان آماج‌های ما.

بخش دیگری از سندِ پیمانِ آتن در شمارۀ آینده انتشار خواهد یافت.


نام‌های نا زدودنی


جنبش سندیکایی و چهره‌های آن

اتحاد کارگر بولتن کمیته روابط سندیکایی ایران در ادامه رشته مقاله‌های خود در زمینه معرفی مبارزان و فعالان جنبش کارگری و چهره‌های درخشان جنبش سندیکایی کارگران ایران به یکی از شخصیت‌های کمتر شناخته شده؛ مبارز استوار سعادت زحمتکشان، فعال خستگی ناپذیر سندیکایی، قهرمان شهید عزت الله زارع مبادرت می‌کند. نام، راه و مبارزه او همواره سرمشق فعالین پیگیر و راستین جنبش کارگری میهن ما بوده و هست!

عزت الله زارع، چهره درخشان جنبش کارگری

در تاریخ پُر افتخار جنبش کارگری ایران، عزت زارع را بیشتر به عنوان یک فعال ثابت قدم و توانای سیاسی می‌شناسند. او علاوه بر این ویژگی، یک مبارز مجرب و بسیار با هوش و آگاه سندیکایی نیز بود. زارع در سال 1307 در تهران چشم به جهان گشود. از کودکی با رنج و فقر آشنایی یافت؛ ابتدا وارد ارتش شد. در صفوف ارتش با مشاهده رفتار توهین آمیز فرماندهان و اطاعت کورکورانه به مخالفت و اعتراض علیه بی‌عدالتی برخاست. در اثر همین اعتراضات دستگیر و به 1 سال حبس محکوم گردید. در دهۀ بیست خورشیدی با اندیشه‌های نو و مترقی آشنا و به صفوف حزب طبقه کارگر، حزب توده ایران پیوست. پس از کودتای 28 مرداد مدت‌ها متواری بود. در همین دوران بیشتر و نزدیک‌تر با زندگی و کار زحمتکشان ارتباط بر قرار نمود؛ به عنوان کارگر در کارخانه‌ها و کارگاه‌های مختلف به کار پرداخت. عزت زارع نخستین تجربه‌های فعالیت سندیکایی و زیر و بم آن را همراه کارگران در زندگی روزمره کسب کرد و خیلی زود به یک فعال آگاه، پُر کار و مسلط به مسایل سندیکایی بدل گردید.

تلفیق صحیح و ماهرانه مبارزه صنفی ـ سیاسی و حضور در سندیکاهای موجود در دهه‌های 40 و 50 خورشیدی و تاثیر گذاری معنوی فوق‌العاده نیرومند بر فعالیت سندیکاها از زمره فعالیت‌های به یاد ماندنی و درخشان این فرزند آگاه توده‌های کار و زحمت به شمار می‌آید. همین فعالیت خستگی ناپذیر منجر به تقویت و تاثیر بینش صحیح طبقاتی در میان کارگرانِ عضو سندیکاهای آن دوره گردید. در دوره‌ای که جنبش سندیکایی سرکوب شده بود (پس از کودتای 28 مرداد) و با توجه به فضای آن زمان و امکانات آن دوره معین امر مبارزه صنفی ـ سندیکایی بر پایه واقعیت‌های عینی سازماندهی می‌شد. فعالین آگاه و مجرب مانند عزت زارع از تمامی مراکز تجمع علنی کارگران با دقت و حفظ ماهیت و مشی طبقاتی استفاده می کردند. بخشی از اعتصاب‌های مشهور دهه 40 و 50 مانند اعتصاب سال 1342 کارگران ریسندگی و بافندگی زاینده رود اصفهان، اعتصاب کارگران معدن سرب راونج قم در سال 1343، اعتصاب کارگران شرکت توان بین در سال 1354، اعتصاب کارگران کارخانه فیروزه کرج در سال 1355 و چند نمونه دیگر از جمله در اثر فعالیت خستگی ناپذیر سندیکالیست‌های مجرب و استفاده از روزنه‌های موجود آن زمان صورت گرفت. زارع و یارانش از جمله این فعالین بودند.

زارع به درستی و بر اثر تجربه و آگاهی ژرف خود از وضعیت جنبش کارگری، علاوه بر تأثیر معنوی و همکاری همه جانبه با فعالین سندیکایی، در رشد آگاهی طبقاتی کارگران و فعالین سندیکایی و ارتقاء سطح آگاهی و دانش سیاسی و سندیکایی آنان بسیار کوشا بود. تشکیل هسته‌های مبارزه متشکل از کارگران از دیگر خدمات این مبارز فراموش نشدنی جنبش کارگری میهن ماست. زارع به همراه یارانش نقش بسیار فعالی در گسترش اعتصاب‌های کارگری سال 57 ـ 56 ایفا کردند. او با پیروزی انقلاب با تمام توان در صف مقدم مبارزه قرار گرفت. تجربه و شایستگی‌های سیاسی و سندیکایش او را به یک رهبر توانای جنبش کارگری بدل ساخته بود. او پس از انقلاب به عضویتِ کمیتۀ مرکزی حزبِ توده ایران – حزبِ طبقۀ کارگر ایران – درآمد. سر انجام در سال 1361 توسط جمهوری اسلامی دستگیر و در زندان به شدت شکنجه شد. او هرگز در برابر واپس‌گرایان تسلیم نشد و تا پایان عمر مقاوم و استوار باقی ماند. در سال 1367 در جریان کشتار دستجمعی زندانیان سیاسی ـ فاجعه ملی ـ همراه یاران و هم زنجیران خود اعدام شد. نام او همواره با افتخار و غرور در جنبش کارگری میهن ما زنده و جاودانه است.

عزت زارع در زمینه شعر و ادبیات کارگری نیز فعالیت می‌کرد؛ چند شعر و مطلب طنز کارگری از او باقی مانده است.


نام و یاد او همواره زنده و جاودان خواهد بود.

دیدار سندیکاهای کارگری کشورهای عربی در آتن برای آینده جنبشِ سندیکایی طبقاتی




روز 11 ماه مه 2014، سندیکاهای کارگری عربی برای یک کنفرانس دو روزه برای بحث در رابطه با: "وقایعِ پیش آمده در جهان عرب و عواقبِ آن روی کارگران و جنبش سندیکایی، و نقش جنبشِ طبقاتی سندیکایی"؛ در آتنِ یونان گردِ هم آمدند. 

با سخنرانی مقدماتی زیر، جورج ماوریکوس، دبیر اولِ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، کنفرانس را آغاز کرد؛ و از تمام نمایندگان سندیکایی خواست که مواضع و طرح‌های خود را برای وارد کردن در طرحِ عملیاتی پایانی فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری برای جهانِ عرب، بیان بکنند.

"همکارانِ عزیز،

از طرفِ دبیرخانۀ فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری، ما شما را به گردهمآیی تشکیلاتِ پیوسته به فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری و دوستان در جهانِ عرب خوش آمد می‌گوئیم. از شرکتِ همه شما در این گردهمایی قدردانی می‌کنیم.

علاقۀ زیادی برای شرکت وجود داشت و خیلی از همکاران اسم نویسی کردند. ولی بخاطر بعضی مشکلات، ما مجبور بودیم تعداد شرکت کننده را محدود بکنیم.

ما بخصوص از اتحادیه‌های کارگری که پیوسته به فدراسیون جهانی سندیکایی نیستند، ولی روابطِ دوستانه‌ای با فدراسیون دارند و اقداماتِ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری را تحسین می‌کنند، تشکر می‌کنیم.    

بنابراین امروز، شما 39 سندیکالیست از 13 کشور اینجا هستید.

از اتحادیه‌های پیوسته به فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری در جهانِ عرب فقط 2 اتحادیه در این گردهمآیی حضور ندارند: فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری سوریه (جی- اف- تی- یو) و (اف- ای- ان- آ- اس- او- ال) از لبنان. به علتِ شرایط در کشورشان، همکاران از سوریه عذر موجه دارند. اطلاعاتِ بروزی از همکاران و (اف- ای- ان- آ- اس- او- ال) دریافت نکرده‌ایم.

رفقای گرامی،

گردهمآیی ما در مقطعِ بسیار حساسی برای طبقۀ کارگر در سطوح بین‌المللی، منطقه‌ای و بخشی، برگزار می‌شود. بحرانِ عمیق و طولانی سیستمِ سرمایه‌داری فقر، بیکاری، خصوصی سازی، و غارتِ منابع تولید کنندۀ ثروتِ کشورها را فراهم آورده است. دولت‌ها از این بحران به عنوانِ دستاویزی برای پس گرفتنِ حقوقِ کارگران استفاده می‌کنند. دستمزدها، حقوقِ بازنشستگی، و رفاهِ اجتماعی زیرِ حمله‌اند. مزایایِ اجتماعی کاهش می‌یابند. فقط سودهای کارتل‌ها، سودهای سرمایه به‌طور دائم در حالِ افزایش است. در سیستمِ فاسدِ بهره‌کشی، این تصویر عمومی در تمامِ جهان است.   
 
همزمان، تجاوزهای امپریالیستی در همۀ قاره‌ها در حالِ تشدید هستند. اوکراین نمونۀ خیلی تازه است. اوکراین، کشورِ ثروتمند، هدفِ رقابتِ شدیدی بین امریکا، اتخادیه اروپا و روسیه است. با یک جنگ تمام عیار، دولتِ ارتجاعی کیف، همراه با امریکا و اتحادیه اروپا تهدید می‌کنند، می‌کشند، و آتش بپا می‌کنند. نئوفاشیست‌های "جناحِ راست"، هوادارانِ هیتلر، با همکاری مأمورانِ (اف- بی- آی) و (سی- آی- اِ)، ده‌ها نفر را در ساختمانِ اتحادیۀ کارگری در اودسا به آتش کشیدند.

در ضمن اگر ما دخالت‌های امپریالیستی در لیبی، مالی، افغانستان؛ قبلاً علیه عراق و حالا علیه مردمِ سوریه را نیز در نظر بگیریم؛ خواهیم دید که رقابت در سیستمِ امپریالیستی، به‌طور دائم فجایع بزرگی برای طبقۀ کارگر به بار می‌آورد. قوت گرفتنِ گروه‌های نئوفاشیست و احزابِ سیاسی نژادپرست در اکثرِ کشورهای اروپایی باید به‌طور کلی طبقۀ کارگر را نگران بکند.

در جنوبِ شرقی مدیترانه، تجاوزکاری اسرائیلی خطری به منطقۀ ما و تهدیدی مهلک برای مبارزۀ فلسطینی‌ست. مناطقِ یهودی نشینی که اسرائیل به‌طور غیرقانونی در مناطقِ فلسطینی می‌سازد، خودداری اسرائیل از تقبلِ تاسیسِ یک کشور مستقلِ فلسطینی، با اورشلیمِ شرقی به‌عنوانِ پایتختِ آن، اشغالِ غیرقانونی اراضی سوریه در بلندی‌های گولان و سایر مناطقِ عربی، حملات به مردمِ لبنان، علیه ایران، واقعیتی که سیاستِ تمام دولت‌های اسرائیلی وحشیگرانه و امپریالیستی‌ست، را تأیید می‌کند.   

همزمان، مزدورانِ اجیر از تمامِ دنیا در سوریه جمع شده‌اند و توسطِ امپریالیست‌ها حمایت می‌شوند. همان‌هایی که ادعا می‌کنند دخالت از بیرون در سوریه برای "دمکراسی" و "آزادی" انجام می‌گیرد، ریاکارند. هدفِ امپریالیست‌ها "خاورمیانۀ جدید" است؛ با ده‌ها کشور کوچک، دست‌نشاندۀ امریکا و اتحادیۀ اروپا.

در تمامِ دنیایِ عربِ، به اصطلاح "بهارِ عربی" به "زمستانِ ضدمردمی" تبدیل شد؛ و امیدهایی که مردمِ ساده به آن "بهار" بسته بودند، به زودی ثابت شد که کاذب بود. 

در سطحِ سندیکایی، فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری در سال‌های اخیر، بعد از تغییرِ مکانِ دفتر مرکزی به آتن، اقدامِ مهمی در جهتِ تقویتِ مبارزه طلبی، خطِ طبقاتی، و همبستگی بین‌المللی سندیکاهای کارگری در جهان عرب آغاز کرده است.

نشریۀ بخصوصی که می‌توانید در پوشۀ خود پیدا بکنید شاملِ فهرستی از فعالیت‌هایی‌ست که در هر یک از کشورها انجام داده‌ایم؛ آن گزارش کنش ما را تأیید می‌کند.

ولی نیازها زیادتر هستند؛ باید فعالیت‌های بیشتر و سریع‌تری را به پیش ببریم. تمام وقت برای تقویتِ فدراسوین جهانی سندیکاهای کارگری در منطقه باید کوشش بکنیم؛ استراتژی و تاکتیک‌ها را باید بیشتر نمایان، قابل درک و مبارز بکنیم؛ و بدون توجه به اینکه کجا هستند، در کنارِ (آی- سی- آ- تی- یو) و در کنار تمامِ سندیکاهای عربی بایستیم. تنها ملاکِ ما درکِ جهتِ طبقاتی، همبستگی بین‌المللی، عمل ضدِ امپریالیستی، و حمایت از مبارزۀ خلقِ فلسطین است. ما آغوش خود را به تمامِ سندیکاهایی که به این مسائل پایه‌ای احترام می‌گذارند باز می‌کنیم و آن‌ها را به خانوادۀ بزرگِ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری دعوت می‌کنیم.

اولویت در این دوران برای جنبش سندیکایی عربی مقاومت در مقابل تاکتیک‌های کثیف، افترا آمیز و جدائی افکن کنفدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری (آی- تی- یو – سی) در بین کارگرانِ عرب، در میانِ اتحادیه‌های مبارز، و علیه (آی- سی- آ- تی- یو) است. از طریق افترا، تاکتیک‌های جدائی افکن و اعمال ضد سندیکایی، رهبری (آی- سی- آ- تی- یو) سعی می‌کند اتحادیه‌های کارگری را منفک بکند و اتحادیه‌های کوچکتر، گوش به فرمان، زرد و خود فروخته‌ای را تشکیل بدهد. این استراتژی (آی- سی- آ- تی- یو) شبیه اشتراتژی امپریالیسم برای "خاورمیانۀ جدید" است که نظرِ برپایی ده‌ها کشور گوش به فرمانِ کوچک دارد. تاکتیک‌های (آی- سی- آ- تی- یو) شکست خواهند خورد. کارگران، طبقۀ کارگر عربی، غرورِ خود، شأنِ خود، فرهنگِ خود، تمدنِ خود و تجربۀ غنی از مبارزاتِ خود را دارد؛ نمایندگان سرمایۀ جهانی نخواهند توانست طبقۀ کارگر عربی را بخرند.

رفقایِ گرامی،

هدفِ گردهمایی سندیکایی ما تجزیه و تحلیلی از سال‌هایی که گذشته است؛ انتقاد و انتقادِ از خود و اساساً، تصمیم‌گیری جمعی روی یک طرحِ عمل برای دورۀ 2015-2014 است. برنامه عمل نتیجۀ گفت‌وگوها، ارائۀ طرح‌ها و طرزِ فکرهایی‌ست که توسطِ خیلی از شماها به ساختمان مرکزی فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری ارسال شده است. براساسِ تمامِ آن‌ها، پیشنهاد می‌کنیم که در موردِ برنامه زیر گفت‌وگو کرده و آن را تصویب بکنیم. 


برنامۀ عمل

  1. هدف ما این است که در هر کشور عربی یک دفتر فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری را راه بیاندازیم. نقشِ این دفترها مهم خواهد بود: ترویجِ مواضع و خطِ فکری فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری؛ حمایت از مبارزات کارگران؛ و کمک به دمکراتیزه کردنِ جنبشِ سندیکایی در تمامِ کشورهای عربی‌ست. سازمان‌های اتحادیه‌های کارگری - پیوسته به فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری – که توانِ تأمین مخارجِ مالی، تدارکِ یک دفترِ کوچک، یک کارمند و دستگاه‌های تکنولوژیک پایه‌ای را داشته باشند، طرح‌ها و عقایدِ خود را به‌صورتِ کتبی تهیه کرده و به رهبری فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری ارائه بدهند.
  2. هیأت نمایندگی از تمامِ اتحادیه‌های کارگری پیوسته به فدراسیونِ جهانی سندیکاهای گارگری و هوادارِ آن از کشورهای عربی، سفری به نیویورک بکنند و به‌طور جمعی یادداشت-مصوبه‌ای با مواضعِ فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری، برای حقوق و خواسته‌های کارگرانِ عربی، به سازمانِ مللِ تحویل بدهند. این هیأتِ نمایندگی توسطِ دفترهای مرکزی فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری، همراه با نمایندگانِ فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری در سازمانِ ملل، همآهنگ خواهد شد.
  3. در بحرین: گنگرۀ اتحادِ عربی با عنوانِ، "نقشِ گارگرانِ زن در جهانِ عرب"
  4. در مصر: مسابقۀ فوتبال در همبستگی با مردمِ فلسطین؛ روزهای 23-20 جون، سمینارِ سندیکایی با عنوان، "مذاکراتِ دستجمعی"؛  کنفرانس سندیکایی با عنوان، "مدیترانه – دریایِ صلح"
  5. در الجزایر: بحث و گفت‌وگوی اتحادِ عربی با عنوانِ، "نقشِ خطِ آهن در کشورهای عربی"
  6. در سودان: نوامبر 2014 – گردهمایی سندیکاهای عربی با اتحادِ افریقایی
  7. در تونس: کنفرانس بین‌المللی در رابطه با حقوقِ کارگرانِ بخشِ جهانگردی
  8. در مراکش: گنگرۀ سندیکایی کارگرانِ جوان با اتحادِ عربی
  9. سمینارهای سندیکایی در عراق، لبنان، دجیبوتی و مصر با عنوان‌های: "نقشِ سازمانِ جهانی کار و سازمان‌های بین‌المللی"؛ "ایمنی و سلامتی کارگران"؛ "منابع تولیدکنندۀ ثروت و موضع اتحادیه‌های کارگری"؛ "مذاکراتِ دستجمعی"؛ "آزادی‌های سندیکایی – حقوقِ سندیکایی"
  10. ما پیشنهاد می‌کنیم که گردهمایی سندیکایی اتحادِ عربی آینده در سالِ 2015 در لبنان برگزار شود.


همکارانِ گرامی،

این برنامۀ عمل یک پیش نویس، یک طرح است. از طریقِ بحث و طرح‌های شما، در پایان ما مصوبۀ نهایی را تهیه خواهیم کرد.

ما خوش‌بین هستیم که گردهمآیی ما، گفت‌وگوهای ما، و مصوبه‌های ما حضورِ فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری در اتحادیه‌های کارگری کشورهای شما و در سطحِ وسیع‌تر منطقه را، تقویت خواهد کرد. روابطِ فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری با خلق‌های شما و طبقۀ کارگر در جهانِ عرب عمیق، پایدار و صادقانه است. امروز، برپایۀ تجربۀ تاریخی، که توسطِ مصوباتِ شانزدهمین گنگرۀ اتحادیه‌های کارگری، بر محورِ مشکلاتِ اساسی کارگران، در سالِ 2011 در آتن برگزار شد، می‌توانیم پیش برویم. می‌توانیم مشکلات را در جهتِ منافع مردمِ عادی حل بکنیم؛ از استاندارهای زندگی آن‌ها دفاع بکنیم؛ از رفاه عمومی و حقوقِ کارِ آن‌ها دفاع بکنیم؛ برای زندگی بهتر برای همه، و در درجۀ اول و نخست برای نسلِ جدید مبارزه بکنیم. باید مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه داد؛ برای دنیایی با عدالتِ اجتماعی، بدونِ سبعیتِ سرمایه‌داری، بدونِ بهره‌کشی سرمایه‌داری، و بدونِ بی‌عدالتی اجتماعی.

ما از شما می‌خواهیم که عمل بکنید، ابتکاراتی را آغاز بکنید، این برنامۀ عمل را عملی بکنید؛ همزمان، در روزِ کنشِ بین‌المللی فدراسیونِ جهانی سندیکاهای کارگری که در روز سومِ اکتبر برگزار خواهد شد و هدفِ اصلی آن مبارزۀ ما علیه بیکاری است، به‌طور فعال شرکت بکنید.

متشکریم"



برگزاری گردهمآیی موفق سندیکاهای کارگری کشورهای عربی در آتنِ یونان






در روزهای 11 و 12 ماه مه 2014، گردهمایی اتحادیه‌های صنفی عربیِ فدراسیونِ جهانیِ سندیکاهایِ کارگری با موفقیتِ تمام در شهرِ آتن یونان برگزار شد. 39 فعالِ سندیکایی از 13 کشور عربی در این کنفرانسِ دو روزه شرکت کردند. 26 نماینده در رابطه با مسائل داغ و تعیین کننده‌ای، که کارگرانِ عربی و جنبشِ کارگری عربی با آن‌ها مواجه‌اند، موضوعاتی در رابطه با همبستگی بین‌المللی و فعالیت‌های سندیکایی در حمایت از جنبشِ فلسطین، در سالنِ کنفرانس سخنرانی کردند. 

شرکت کنندگان به یک جمع‌بندی رسیدند؛ و روی مصوبه‌ای و طرحِ عملیاتی در مقایسی وسیع برای منطقه، رأی دادند. مصوبه یک سری ابتکارات و فعالیت‌های بسیار مهم فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری و اتحایه‌ها و دوستان پیوسته به فدراسیون در جهانِ عرب را، در برنامۀ عمل خود قرار می‌دهد. بار دیگر، شرکت کنندگان در گردهمآیی حمایتِ بدونِ قید و شرطِ خود را از مردمِ فلسطین و جنبش فلسطین برای دفاع از حقوقِ خود برای یک کشورِ آزاد، مستقل با حاکمیتِ ملی، ابراز داشتند. بزودی دفتر مرکزی فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری شرح توضیح مفصلی، با تمامِ اطلاعاتِ مهم در رابطه با گردهمآیی و اقدامات و فعالیت‌های طراحی شده برای آینده را منتشر خواهد کرد.
 





فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری؛ فاجعۀ معدنِ سوما فراموش شدنی نیست

هیات اعزامی فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری به ترکیه: "دولت و کارفرمایان در جنایت مقصر هستند"





امروز، جمعه 16 ماه مه 2014، در این لحظات که فاجعۀ جنایتی که کارفرمایان و دولت در معدنِ زغال سنگِ سوما بوجود آورده است، هیأت نمایندگی بلند پایه‌ای از فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، برای حمایت از طبقۀ کارگر ترکیه به استانبولِ ترکیه وارد شد.

هیأت نمایندگی فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، به رهبری دبیر اول جورج ماوریکوس، و با همراهی معاون دبیر اول فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، ولانتین پاکو، و فعالِ سندیکایی و مترجم، توم فرهات، با کنفدراسیونِ انقلابی اتحادیه‌های کارگری ترکیه (دیسک)، که توسط دبیر اول آرزو سرکزاوغلی رهبری می‌شد، دیدار کرد. هیأت نمایندگی فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، به نمایندگی از طرفِ 90 میلیون عضو فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، مراتبِ همدردیِ خود با طبقۀ کارگر ترکیه و همبستگی در مبارزۀ آنان را ابراز داشت.

در مقابل تعداد زیادی از خبرنگاران در کنفرانس مطبوعاتی دفتر مرکزی دیسک، جورج ماوریکوس گفت، "ماموریتِ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، که در این لحظۀ غم انگیر برادران ترک‌مان ما را به اینجا آورده است، یک همبستگی فعال و اخلاقی با طبقۀ کارگر ترکیه، مبارزاتِ جنبشِ سندیکایی علیه مالکیتِ – خصوصی معادن، برای دستیابی به خواسته‌های خود برای ابتکاراتِ ایمنی در تمامِ مراکز کار است." جورج ماوریکوس افزود، "ما، اتحادیه‌های کارگری، به چانه زنی خود برای دستمزدهای بهتر پایان نخواهیم داد؛ با تمام قدرتِ خود برای حفاظت از ایمنی اعضایمان و برای معیشتِ آن‌ها مبارزه خواهیم کرد."

هیأت نمایندگی فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری برای ادامۀ دیدارهای خود با سازمان‌های سندیکایی و کنش‌های همبستگی، در استانبول باقی خواهد ماند.


http://www.wftucentral.org/wftu-mission-turkey-government-employers-guilty-crime/

برنامه‌های اقتصادی عامل افزایش شمار کودکان کار


یکی‌ از انتظارات به حق و درستی که از طرف تک تک افراد جامعه ما از حاکمان و دولت‌مردان کنونی مطرح میگردد، برداشتن بار سنگین هزینه زندگی‌ از دوش زحمتکشان و خانواده آنها و درخواست برنامه ریزی و اجرای آنچنان اقدامات اقتصادی است که موجودیت تمامی افراد آن جامعه از طریق کار مناسب و در خور انسانی‌ و در عین حال با حفظ امنیت شغلی‌ و پرداخت عادلانه دستمزد تضمین گردد.

مادران فرزندان این مرز و بوم، یعنی سازندگان فردای میهن‌مان، می‌بایست از آنچنان جایگاه شایسته و حمایت‌های قانونی و مالی‌ بر خوردار باشند تا بتوانند با آرامش خاطر به کار تعلیم و تربیت این آینده سازان اهتمام ورزند.

بنابر ماده ۱ از اعلامیه جهانی حقوق بشر، "تمامی افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با یکدیگر برابرند. همه دارای عقل و وجدان می‌‌باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند"؛ و همچنین بند ۳ از ماده ۱۶ این اعلامیه به دولت‌ها یاد آوری می‌‌کند که "خانواده رکن طبیعی و اساسی‌ جامعه است و به همین خاطر باید از حمایت جامعه و دولت بهره‌مند باشد"؛ و در رابطه با حقوق مادران و کودکان در همین اعلامیه و در بند ۲ از ماده ۲۵ اضافه می‌‌گردد، "مادران و کودکان حق دارند از کمک و مراقبت مخصوص بهره‌مند شوند، کودکان - چه آن دسته که بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند - جملگی از حق حیات اجتماعی یکسان بر خوردارند."

همچنین در توافق نامه ۱۳۸ سازمان جهانی کار، ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۵ سال نیز به صراحت قید گردیده و هر گونه کاری که به زندگی ، سلامت روحی  و جسمی آنان لطمه وارد سازد ممنوع اعلام  گردیده است. در بند ۱ از ماده ۳ این توافقنامه حتی قید گردیده است که "کار کودکانی که به سن قانونی ۱۸ سال نرسیده‌اند ولی به کارهایی سخت و غیرحرفه‌ای گمارده می‌‌شوند اکیداً ممنوع است."

با اشاره مختصری به قوانین بین‌المللی در جهت حمایت از زحمتکشان و کودکان آنها که دولت ایران نیز یکی‌ از امضا کنندگان آن است، باید گفت که متاسفانه، اوضاع زندگی‌ زحمتکشان و فرزندان آنان با تدبیر و درایت دولت یازدهم ولی‌ با شیبی ملایم !! هر روز وخیم تر می‌‌شود، و زحمتکشان به درستی مسبب اصلی‌ این وضعیت را تصمیم گیرندگان حاکم بر کشور می‌‌دانند که آشکارا از اقتصاد بازار بی‌ نظارت و حمایت از سرمایه دارن (کارفرمایان) سوداگر دفاع می‌‌کنند.

کاهش به اصطللاح هزینه بنگاه‌های تولیدی و خدماتی منجمله از طریق اخراج نیروی کار، انعقاد قرار داد‌های سفید امضا و کوتاه مدت، پرداخت دستمزدی ناچیز برای زنده ماندن و دو باره کار کردن، عدم پرداخت حق بیمه‌ کارگرانی که در کارگاه‌های زیر ده نفر مشغول به کار هستند، و از همه این‌ها ظالمانه تر، به کار کشیدن زنان و کودکان معصوم در کارگاه‌های غیر استاندارد و غیر بهداشتی با پرداخت دستمزدی کم، از جمله روش‌های غیر انسانی‌ است که تحت قوانین ضدّ کارگری و با شعار حمایت از "کار آفرینان" و به سود آنان و به زیان زحمتکشان در جهت اقتصاد مقاومتی مورد نظر رهبری انجام می‌‌گیرد .

چندی پیش محمد لطفی، نماینده سازمان‌های  مردم نهاد در اتاق فکر ساماندهی کودکان خیابان به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان (22 خرداد مطابق با ۱۲ژوئن)، در تشریح وضعیت دلخراش کودکان کار به واقعیت‌هایی اشاره می‌‌کند که برای حل این مشکلات نمی‌توان تنها به حمایت‌های مردمی  تکیه کرد. او در مصاحبه‌ای با خبرنگار ایلنا به تاریخ ۲۳ خرداد ماه گفت: "بیکاری و  تورم فشار زیادی به خانواده‌ها وارد می‌کند و سبب محرومیت کودکان از تحصیل می‌‌شود بنابراین تنها با حمایت از کودکان نمی‌توان با کار کودک مقابله کرد. گسترش و تقویت بیمه‌‌های بیکاری و بیمه‌‌های کارگری و افزایش حداقل دستمزد متناسب با نرخ تورم می‌‌تواند نقش بسیاری در مقابله با  کار کودک داشته باشد. لطفی ادامه داد: "حدود ۳،۵ میلیون کودک بازمانده از تحصیل وجود دارد که این رقم جدای از کودکانی است که وارد مدرسه می‌‌شوند و سپس تحصیل را رها می‌‌کنند بنابراین بازنگری در ساختار آموزشی‌ باید در اولویت قرار بگیرد. ساختار آموزشی‌ در خروج کودکان از چرخه تحصیل و ورود آنها به چرخه کار بسیار موثر است بنابراین تا بیش از این دیر نشده و شمارش معکوس بحران‌های اجتماعی به انتها نرسیده است باید در این زمینه اقدامی صورت بگیرد."

حال ببینیم که مسئولین عالی‌ رتبه دولتی در این زمینه و برای حل مشکل آموزشی‌ چه برنامه‌هایی را در دست اجرا دارند.
با توجه به دستور صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، سیاست خصوصی سازی‌های گسترده که باعث اخراج بیشماری از کارگران و زحمتکشان گردیده و هزینه‌های کمرشکنی را به آنها  تحمیل نموده است، تنها شامل ادارات دولتی،  شرکت های نفتی‌ و بنگاه‌های تولیدی و خدماتی نمی‌شود، بلکه این سیاست به سراغ سیستم آموزشی‌ کشور نیز رفته است و به آن به عنوان منبع درآمدی برای سودجویانی از قبیل طلاب حوزه‌ها نگریسته می‌‌شود.

وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد: "تکیه صرف به بودجه دولتی وضعیت ما را متحول نخواهد کرد، از این روی باید به مردم!، اولیا و معلمان و دانش آموزان تکیه کنیم و با اعتماد به آنها اجازه دهیم مردم در حوزه‌های آموزش و پرورش دخالت و حضور داشته باشند. توسعه مشارکت در آموزش و پرورش یک امر جدی است و ما آنرا پی‌گیری خواهیم کرد و برنامه‌های خوبی! در این باره به تصویب رسیده‌اند و از امسال اجرا خواهند شد."

این برنامه‌های "خوب و متحول کننده" که از طرف وزیر آموزش و پرورش ابراز می‌گردد، پرده استتاری است بر روی سیاست  خصوصی سازی سیستم آموزشی‌ کشور که مانند عملکرد‌های دیگر دولت یازدهم منجر به محروم شدن کودکان و فرزندان زحمتکشان از چرخه آموزش خواهد شد. آقای فانی مطمئناً از این موضوع اطلاع دارند که زحمتکشان میهن‌مان به هیچ وجه امکان این را ندارند  که با دستمزد ماهیانه ۶۰۹ هزار تومانی در امر بسیار مهم آموزش و پرورش و برای سر پا نگه داشتن آن بدون حمایت و بودجه دولت، حضوری موثر داشته باشند. با اجرای این  "برنامه‌های خوب و متحول کننده!!" باید در آینده نزدیک شاهد وخیم‌تر شدن وضع زحمتکشان و فرزندان آنها بود؛ و برای  جلوگیری از این سیاست‌های مخرب و ضدّ مردمی نبایست منتظر تصحیح تصمیمات غلط  قانون گذاران و مجریان حاکم نشست؛ تلاش برای احیا و شرکت فعلانه در سندیکا‌های مستقل و حفظ اتحاد میان کارگران و زحمتکشان تنها چاره موثر در جهت دفاع و مبارزه برای یک زندگی‌ شرافت‌مندانه و فارغ از نگرانی برای خود و فرزندان خود است. 

فعالیتِ سندیکاهای کارگری جمهوری روسیۀ سفید


شرکت جورج ماوریکوس در جشن اول ماه مه مردم بلوروس

رفیق جورج ماوریکوس اول ماه مه را با مردم و زحمتکشان بلو روس جشن گرفت. وی در خلال برنامه‌های کاریشان در چند برنامه سندیکاهای کارگری بلوروس (FTUB)  سخنرانی نمود. متن سخنان ایشان بشرح زیر می‌باشد:
« رفقای گرامی،
شما همگی به این کشور زیبای بلوروس تعلق دارید، یک کشور قهرمان که علیه امپریالیسم و فاشیسم مبارزه می‌کند!.
امروز ما اینجا از طرف فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری، همبستگی بین‌المللی خود را با مردم و زحمتکشان بلوروس اعلام می‌داریم. ما آشکارا و با صدای بلند با شما هم‌آواز هستیم.
ما اینجا در روزاول ماه ۲۰۱۴ در کنار شما ۱۱۰ سال تلاش فدراسیون اتحادیه‌های بلوروس را ارج می‌نهیم.
  با FTUB و رهبران آن و همکارمان لئونید کوزیک ما برادران راستینی هستیم. ما دیروز با هم بودیم، امروز کنار هم هستیم و فردا نیز با هم خواهیم بود.
برای منافع توده‌های زحمتکش.
برای منافع جنبش سندیکاهای کارگری.
برای منافع جنبش طبقاتی جهانی کارگران.

خواهران و برادران و رفقای گرامی،
امروز ما از مینسک، خواستار خاتمه دادن به تبعیض علیه بلوروس و مردم آن هستیم. هیچ سازمان جهانی حق دخالت در امور داخلی هیچ کشور مستقلی را ندارد.
و در مقابل هر سازمان جهانی اجبار دارد که به موجودیت هر کشور مستقلی احترام بگذارد.
ما، فدراسیون جهانی سندیکاه‌های کارگری، که امروزه حدود ۹۰ میلیون کارگر از ۱۲۶ کشور جهان عضو داریم، به اصل دموکراتیک -احترام به تصمیمات مردم هر کشوری -مقید هستیم. آنها خودشان با توجه به منافع خود و رهبری خود تصمیم می‌گیرند.
 این اصول دموکراتیک امروزه توسط اتحادیه اروپا نقض شده است. فدارسیون و اعضای آن از پنج قاره جهان، درخواست قطع دخالتهای خارجی بوده و توقف تبعیض علبه بلوروس می‌باشیم.
رفقای بلوروسی،
برادر عزیز لئونید کوزیک، دبیر فدراسیون سندیکاهای کارگری بلوروس،
ما همراهی آشکار و صادقانه خود را با شما اعلام و در کنار شما خواهیم بود. همراه فدراسیون بلو روس و مردم بلوروس خواهیم بود.
زحمتکشان بلوروس،
هم اکنون در مقابل شما و در این روز جهانی مبارزه زحمتکشان، ما به شما قول می‌دهیم که علیه امپریالیسم،‌علیه سرمایه‌داری و وحشی گری‌های آن، تا آخر و تا پیروزی نهایی  مبارزه را ادامه خواهیم داد. برای جهانی عاری از بهره کشی انسان از انسان.
پیروز باد اول ماه مه ۲۰۱۴.
پیروز باد همبستگی جهانی زحمتکشان.
با احترام به شما»
ترجمه از:


Workers’ Complaint against the 2013 Minimum-Wage Act and Importance of the Struggle for Restoration of Labor-Union Rights



During his interview with ILAN (Islamic Republic’s Labor News Agency) on June 9, 2013, at a time when he was asking for peoples’ vote as a presidential candidate, while emphasizing on the 40 percent inflation rate and the 25 percent increase in the 2013 wages, Rouhani stated, “The 15 percent difference between the inflation rate and workers’ wages has created some difficulties for this dear class….. If I am elected as President, according to the law, I will increase workers’ wages on the basis of the inflation rate.” According to the Article 41 of the Iranian Labor Law, workers’ minimum wage must be determined according to the inflation rate and the worker family’s monthly expenses. The inflation rate announced by the Iranian Central Bank and the Center for Statistics on March 13, 2014, respectively were, “33.5 and 36.5” percent; in spite of that, according to Rabieih, the Minister of Labor, on March 13, 2014, “With a complete consensus and total vote of the labor and management organizations’ members and observers”, the Grand Labor Council approved the 2014 minimum wage with a 25 percent increase of the base salary. According to ILAN’s March 11, 2014 report, “A worker family’s poverty-line monthly expenses” was “1800000 Tomans ($1 is approximately 3000 Tomans)”; therefore, the workers’ current 608900 Tomans monthly salary is approximately one-third of the poverty line.   

In March 2013, some of the independent and official labor organizations submitted a written complaint to the Office of Administrative Justice concerning the 2013 minimum-wage Act. According to ILAN’s June 8, 2014 report, “All three major (official) labor organizations ….which were creators of the 2013 wage, or supported it”, kept quiet; “even one of the three organizations….clearly stated that the workers’ complaint against the 2013 wage will not have a positive outcome; because, workers’ legal representatives had signed that Act.” According to the same report, on May 26, 2013, Jafar Montazery, President of the Office of Administrative Justice indicated, “Even if the inflation had increased by 30 percent, we must see if the managers would be able to pay the salaries with the 30 percent increase or not.” Based on Rouhani’s June 2013 promise of increasing wages on the basis of the 40 percent inflation rate, on September 2, 2013, in a letter to Rouhani, Tehran Province Islamic Labor Councils’ Center wrote: “We are expecting you as President, to fulfill your pre-election promise of restoring workers’ wages.” Obviously, as we all know it, not only regarding the 2013 wages, but also concerning the 2014 wages, Rouhani’s promise happened to be simply an empty promise. On April 8, 2014, in the meeting reviewing the complaint against the 2013 wage, Zarify-Azad, representing the Ministry of Labor stated, “Salary increases are neither in the interest of the country; nor in the Labor Law there is a mention of workers’ salary increases as much as the inflation rate.” Also, according to the Mehr News Agency, on April 26, 2014 Rabieih indicated, “The wages will be as they are and they will not change.”    

After passing of more than a year since the workers’ complaint against the 2013 wage Act, on April 29, 2014, Montazery, President of the Office of Administrative Justice stated, “Next week, as a gift to workers, review of their case will be on the agenda.” But on May 6, 2014, with contradictory remarks similar to those of Montazery’s May 26, 2013 remarks, Nabiolah Karamy, Deputy President for the Office of Administrative Justice’s Commission on Labor Experts indicated, “The Office of the Administrative Justice judges on the basis of law only…..it is not concerned with suitability….the 2013 wage…..will be reviewed with 90 judges present”; however, before the 90 judges’ review and ruling, as a follow up, Karamy himself added, “If workers’ salary increases, payment of such increased salaries in small production plants will not be possible; or more workers will possibly lose their jobs.” Finally, on May 12, 2014, Ali Akbar Bachtiary, President of the presidential field of the Office of Administrative Justice told Mehr News Agency, “Workers’ complaint against the determination of the 2013 wages was reviewed in the Labor Experts’ Council of the Office of Administrative Justice and the Experts’ Council denied it.” On June 7, 2014, Ali Akbar Bachtiary stated, “In ratifying the 2013 wage Act, inflation rate announced by the official sources was considered; therefore, the 2013 wage Act is legal”; and finally on June 9, the Office of Administrative Justice’s Deputy President Karamy, did not see an impediment preventing a complaint against the 2014 wages; but he advised that this time workers pursue their demands with “newer reasons and stronger logics.” Regarding the workers’ complaint against the 2013 wage Act to the Parliament’s Principle 90 Commission, on June 19, 2013, with total arrogance, President of the Office of Administrative Justice stated, “Workers’ complaint against the Office of Administrative Justice to the Parliament’s Principle 90 Commission will not get them anywhere; if they complain to God, they might attain a better result.”                   

We believe explaining several points concerning the complaint against the 2013 wage Act is necessary.

  1. By delaying review of the workers’ complaint, the Office of Administrative Justice (call it injustice) authorities hoped that the workers will get tired and just forget the issue.
  2. Once again, as usual, the outcome of the Office of Administrative Justice’s “judgment” is completely against the workers’ demand and class interests; however, it is completely aligned with the interests of the capitalist government, big capital and the parasitic capitalism.
  3. Considering the contradictory, but similar remarks of the Office of Administrative Justice authorities, soon following the workers’ complaint against the 2013 wage Act, the result of the judgment was clearly known.
  4. Similarity of the Office of Administrative Justice authorities’ “reasoning”s, indicated that those “reasoning”s were prepared in specific “Think tanks”.
  5. From the Office of Administrative Justice authorities’ point of view, simply “considering the inflation rate”, not determining wages according to the inflation rate, is sufficient; this is a form of considering workers as fools, and it reflects a state of mind which sees no reason to explain their action. In other words, since they have the power, they do not consider themselves accountable.
  6. The Islamic Republic authorities consider the “review” of the workers’ complaint, not as a responsibility, but some sort of “gift” to the workers. Once again, since they have the power, they do not consider themselves accountable.
  7. Finally, Montazery’s advice to the workers to complain to God, is a clear reflection of his state of mind: since he is in power, he does not consider himself accountable.

An unceasing struggle for restoration of the labor-union rights and establishment of independent and consistent labor unions, are the only way of ending this tyranny and oppression, and attaining workers’ class interests.                   


                 
  
United Workers Everything


Isolated Workers Nothing

۱۳۹۳ خرداد ۷, چهارشنبه

جنبش سندیکایی کارگران ایران و اولویت‌های آن


با سپری شدن اول ماه مه روز جهانی کارگر، جنبش سندیکایی موجود کارگران میهن ما و تمامی فعالین سندیکایی ضمن گرامیداشت این روز به تجزیه و تحلیل و واکاوی مبارزات یکسال گذشته، دستاوردها، تجربه‌ها و جستجوی علل کامیابی‌ها و ناکامی‌ها نیز می‌پردازند.

سالی که پشت سر گذاشتیم مملو از فراز و فرودها بود. جنبش سندیکایی موجود کارگران ایران خصوصاً سندیکاهای مستقل درگیر مبارزه‌ای حاد برای احیای حقوق سندیکایی با استفاده از همه امکانات بودند و در عین حال با هوشیاری و شم طبقاتی تلاش کردند و می‌کنند در مفابل سیاست‌های هدفمند جمهوری اسلامی از ماهیت و هویت طبقاتی سندیکاهای خود و استقلال عمل آنها دفاع کنند. ممنوع اعلام کردن راهپیمایی و تظاهرات کارگران در اول ماه مه توسط دولت و سپس یورش ارگان‌های امنیتی و پلیس به کارگران و بازداشت فعالین سندیکایی در روز جهانی کارگر، بار دیگر نشان داد جمهوری اسلامی بشدت از حضور جنبش کارگر و سندیکایی هراس دارد و می‌کوشد به شکل‌های مختلف آنرا سرکوب، مهار و کنترل نماید. مانورهای فریبکارانۀ وزارت کار در قبال جنبش سندیکایی موجود کارگران در شرایطی صورت می گیرد که کارگران و فعالین سندیکایی به علت مخالفت با برنامه‌های دیکته شده از سوی نهادهای امپریالیستی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، دستگیر، بازداشت و روانۀ زندان می شوند. هدف جمهوری اسلامی از اعمال فشار به سندیکاهای مستقل جلوگیری از مبارزه در راه احیای حقوق سندیکایی و ایجاد و احیای سندیکاهای کارگری با سمت گیری طبقاتی است.

مبارزه صنفی ـ سندیکایی برای تامین خواست‌های فوری نظیر افزایش دستمزدها مطابق نرخ واقعی تورم، الغای قراردادهای موقت، وادار کردن دولت به تضمین حقوق سندیکایی زحمتکشان و حق بر پایی تشکل‌های واقعی که بر پایه صحیح طبقاتی استوار باشند، کارنامه مبارزاتی فعالین سندیکایی و سندیکاهای مستقل است که اینک در مقایسه با سالیان گذشته هرچه بیشتر جایگاه و موقعیت خود را در مجموعه جنبش اعتراضی کارگران تقویت و تحکیم کرده اند. بعلاوه نکته شایان توجه شدت بخشیدن به تلاش برای احیای حقوق سندیکایی به عنوان محور اصلی مطالبات مبرم و پیوند آن با خواست‌های فوری مانند افزایش سطح دستمزدها و مخالفت علیه خصوصی سازی و تامین امنیت شغلی است. اعلامیه مشترک چند سندیکای مستقل به مناسبت اول ماه مه اقدامی صحیح و شایان تحسین قلمداد شده و نشانۀ رشد آگاهی طبقاتی است. می توان با صراحت یاد آور شد در این عرصه با وجود کاستی‌ها و موانع متعدد، جنبش سندیکایی موجود کارگران و فعالین کارگری با موفقیت‌هایی نیز روبرو بوده و دستاوردهایی داشته‌اند که اثرهای آن در آینده در صورت تداوم این حرکت آشکار خواهد گردید.

امسال دولت حسن روحانی در چارچوب سیاست کلی جمهوری اسلامی و برنامه بسیار مخرب مبتنی بر نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی یعنی برنامه اقتصاد مقاومتی علی خامنه ای ـ رهبر جمهوری اسلامی ـ اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها ـ حذف یارانه‌ها ـ را در اولویت سیاست‌های اقتصادی ـ اجتماعی خود قرار داده و آنرا اجرا کرد. برنامه آزاد سازی اقتصادی که به دستور نهادهای امپریالیستی در کشور ما به مورد اجرا گذاشته می شود، بطور مستقیم زندگی و امنیت شغلی میلیون‌ها کارگر ایرانی را پایمال و نابود می‌سازد. در چارچوب این برنامه، آزاد سازی قیمت‌ها و آزاد سازی دستمزد نیز انجام خواهد پذیرفت و به این ترتیب طبقه کارگر ایران قربانی برنامه‌هایی خواهند بود که هدف آن ثروت اندوزی کلان سرمایه‌داران و ارتباط با انحصارات فرا ملی است. مخالفت جمهوری اسلامی با حق برپایی سندیکا و بازداشت و زندانی کردن فعالین کارگری و سندیکایی دقیقاً در متن این سیاست‌ها صورت می گیرد. جمهوری اسلامی می کوشد نیروی عظیم زحمتکشان را به عنوان سدی در برابر اجرای برنامه‌های اقتصادی ـ سیاسی خود و پیوستن به ارابه سرمایه‌داری جهانی، خنثی و مهار کند. از این رو وظیفه مقدم جنبش سندیکایی موجود کارگران ایران در درجه اوّل شدت بخشیدن به مبارزه در راه احیای حقوق سندیکایی با استفاده از همه روزنه‌هاست و در پیوند با آن اتحاد عمل صف‌های جنبش کارگری ـ سندیکایی است. فعالیت در این عرصه‌ها رابطه میان توده‌های کارگر در کارخانه‌ها و کارگاه‌ها را با فعالین سندیکایی نزدیکتر و عمیق‌تر می سازد.

در جریان مبارزات چند سال اخیر تجربه ثابت کرده است احیای حقوق سندیکایی کارگران از نقطه نظر تامین حقوق صنفی ـ رفاهی، فوق‌العاده پر اهمیت است. هیچ تشکل دیگری نمی تواند (و تجربه سی سال اخیر کشور ثابت می کند) جانشین تشکل سندیکایی گردد.

ضرورت برپایی سندیکاها با هویت طبقاتی مشخص و دقیق در این مرحله برای دفاع از منافع کاگران در مقابل اجرای برنامه‌های اقتصادی غیر قابل چشم پوشی است. کارگران و زحمتکشان ایران حق دارند از حقوق بدیهی خود نظیر حق داشتن سندیکا و حق اعتصاب برخوردار باشند. در سال جاری اولویت با اتحاد عمل جنبش سندیکایی و شدت بخشیدن به مبارزه برای احیای حقوق سندیکایی است.


کارگر متحد همه چیز
کارگر متفرق هیچ چیز